تبلیغات
گروه های آموزشی ناحیه دو بهارستان - معرفی کتاب آموزش قلب ها و اندیشه ها
گروه های آموزشی ناحیه دو بهارستان
فعالیت های کارشناسی تکنولوژی و گروه های آموزشی
حدیث موضوعی


مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 24 بهمن 1397

آموزش قلب ها و اندیشه ها تجارب آموزشی ژاپنی ها در مراکز پیش دبستانی و دبستانی اثر کاترین لوئیس ترجمه حسین افشین منش


برای شناخت سرزمین خود، باید سرزمین دیگری را شناخت.    « Seymour Martin Lipset»


درباره دستاوردهای عظیم تحصیلی دانش آموزان ژاپنی، مطالب زیادی شنیده ایم، اما هنوز در مورد ریشه های توفیق آن ها، چیزی زیادی نمی دانیم.

این کتاب، اصولاً به دیدگاهی متفاوت، دست یافته است و به همین دلیل نیز توفیق های آموزشی ژاپنی ها را در رفع آنی نیازهای بچه ها می داند. 

نیاز آن ها به دوستی، به تعلق ِ خاطر و نیاز به فرصت هایی برای ایجاد زندگی مدرسه ای.



 مطالعه بخشی از کتاب در ادامه مطلب ...

ساختن یک جامعه در کلاس ِ درس


کلاس های ابتدایی ژاپنی در سال های نخستین خود، معیارهای روشن ومشخصی را عرضه می کنند و برای دانش آموزان فرصت هایی را به وجود می آورند تا درباره آن معیارها و بکارگیری شان در زندگی روزانه، بحث و تبادل نظر کنند.

آموزگاران ، انجام کارهای مشترک هنری، بازی ها و فعالیت هایی را به دانش آموزان توصیه می کنند تا آن ها را قادر سازد که درمورد خانواده ها و سرگرمی های مورد علاقه یکدیگر، اجرای آوازها و بالاخره پرداختن به این بحث جمعی که «چه نوع کلاسی می خواهیم داشته باشیم؟»، بحث و تبادل نظر کنند.

برای من، شگفت انگیز بود که هیچ یک از 19 معلم سال اول، از مهارت های درسی که در طول ماه های نخستین سال اول، نیاز به یادگیری آن داشتند چیزی نمی گفتند. برای مثال ، به اهداف سه نفر از آموزگاران در آغاز سال تحصیلی ، اشاره می کنیم:

نخستین چیزی که بچه ها به آن، نیاز دارند، دوستان شان هستند. دوستان به هم کمک می کنند تا همگی احساس راحتی کنند.
    آن چه بچه ها در مدرسه، بیش تر می پسندند، بازی و تفریح با دوستانشان است.  من این فرصت را برایشان فراهم می کنم تا با هم در کلاس، بازی کننند.

 در آغاز سال تحصیلی، اعضای هر گروه را وا می دارم تا روزانه، مطالبی را که در مورد هر یک از اعضای گروه شان می خواهند بگویند، بیان کنند. بچه ها، به طور طبیعی، به ضعف های یکدیگر توجه دارند ، اما من به آن ها می گویم که جنبه های خوب هم گروه های خود را نیز دریابند. به همین سبب، وقتی از این زاویه، وارد می شوند، روش کلی نگرش آن ها به یکدیگر، تغییر می کند.

 در پاره ای از کلاس های ابتدایی، برنامه «یک دقیقه سخنرانی»، در ابتدای هر روز، اجرا می شود. این کار در حقیقت، طرحی ویژه برای مبصرهای هر روز، تا آنچه را که بعد از پایان کلاس در روز قبل، انجام داده اند، به دانش آموزان گزارش کنند و به این ترتیب، کلاس با سوالات همکلاسی هایشان ، دنبال می شود. این سخنرانی ها و پرسش ها، اغلب روی نمایش های تلویزیونی ، سرگرمی ها و فعالیت های بعد از مدرسه، تکیه دارد که خود موجب ارتباطات غنی و ارزشمندی بین اعضای کلاس می شود.

 یادداشت های روزانه نیز زمینه دیگری را برای به وجود آوردن روابط شخصی، فراهم می کند. بسیاری از آموزگاران ابتدایی، شاگردانی دارند که خاطرات روزانه یا هفتگی خویش را می نویسند. آموزگاران، این نوشته ها را می خوانند و درباره حقیقت آن تجربه ها -و نه مهارت های نویسندگی – اظهارنظر می کنند. درس های روزانه ، آمیخته ای از تجارب شخصی و سلایق بچه ها است. آن ها از مهمترین چیزهایی که مال خودشان است، می گویند. از پدربزرگ و مادربزرگ شان می گویند که چگونه هستند و نیز فعالیت های روزانه اعضای خانواده در منزل.از وسایلی که می خواهند در زمین بازی داشته باشند و این که در طول هفته گذشته در مدرسه، بیش ترین و کم ترین چیزی را دوست داشته اند، چه بوده است. که درمورد شاگردا خود به دست می آورند- درس ها را به نوعی به جنبه های شخصی بچه ها، ارتباط می دهند؛                                                                                                                مثلاً: «خُب، این طور که می گویی، ، مادربزرگت با شما زندگی می کند. آیا از دوران جوانی؛ چیزی از همسایه شان به یاد مانده است؟»

     «ظاهراً شما ماهی گیری را دوست دارید؛ مطمئن هستم که می توانید به ما بگویید کجا می شود ماهی پیدا کرد.» و

    «نویسندگی، درسی است که ظاهراً تو کمترین علاقه را به آن داری. خوب، راجع به درس امروز، چه فکر می کنی؟» و...

    این ها نمونه هایی هستند که معلم به کمک آن ها، مسایل شخصی بچه ها را با استفاده از پرسش هایی، در درس ها، دخالت می دهد.


 آموزگاران با سابقه، معمولاً توصیه هایی به همکاران خود می کنند:

    «... من به این که چگونه باید به بچه ها آموزش داد؛ کاری ندارم، امّا سعی می کنم در برخورد اول، با بسط روابط شخصی با آن ها ، درک شان کنم. به همین سبب، وقتی کلاس جدیدی به من سپرده می شود، فوراٍ به سراغ تدریس موضوع درس نمی روم، بلکه برای آن که بچه ها را خوب بشناسم ، تا یک هفته با تمام قوا، با آن ها بازی می کنم و بعد از آن ،شروع می کنم به شناختن آن ها و این که چگونه بچه هایی هستند. سپس، با روی خوش و برخوردی خوشبینانه، آن ها را به سوی اهداف کلاسی و درسی راهنمایی می کنم.»


«ارتباط و پیوند بین دانش آموزان با معلم شان، از جمله اصول محوری در آموزش مطلوب ژاپنی هاست.»



ارسال توسط سرگروه پایه پنجم
آرشیو مطالب
نظر سنجی
آیا از عملکرد (اطلاع رسانی، نو و بروز بودن محتوا، کاربردی بودن مطالب و...) وب سایت گروه های آموزشی ناحیه دو بهارستان رضایت دارید؟






صفحات جانبی
دبیرخانه های استانی
امکانات جانبی
ذکر روزهای هفته



در این وبلاگ
در كل اینترنت


یک پیام بفرستید