گروه های آموزشی ناحیه دو بهارستان
فعالیت های کارشناسی تکنولوژی و گروه های آموزشی
حدیث موضوعی


مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 11 اردیبهشت 1398

درس 17                                           گوش کن وبگو

خرگـــــوش گـــــــــوش کوتـــــــــاه

بخــــــــش اول داســــــتان

روزی روزگاری ، خرگوش مهربانی بود که با بقیه ی خرگوش ها فرق  داشت . همه ی خرگوش ها ،گوش درازی داشتند ،اما گوش های خرگوش مهربان کوتاه بود. او دلش می خواست مثل بقیه ی خرگوش ها  گوش های بلندی داشته باشد ، اما نمی شد . گوش های او از اول کوتاه بود .با این همه تمام حیوان ها ی جنگل ، خرگوش  مهربان را دوست داشتند .چرا؟ چون مهربان بود .چون هر وقت هر کس  احتیاج به کمک داشت ،او به کمکش می رفت .دربین همه ی حیوان ها ،فقط روباه پیر ، دشمن خرگوش بود واو را "گوش کوتاه "صدا می زد .

روباه پبر چند بار نقشه کشید که خرگوش  مهربان را به خانه اش دعوت کندتا در را به رویش ببندد و او را شکار کندوبخورد،اما خرگوش مهربان ،گول حرفهای روباه را نمی خورد وبه خانه او نمی رفت.

روزی از روزها روباه پیر با خودش  گفت: «نه من نباید از این خرگوش فسقلی شکست بخورم .باید هر طور شده او را بگیرم ویک لقمه کنم . حالا نشان می دهم.»

روباه نشست ،فکر کردونقشه ی دیگری کشید .روباه از خانه اش بیرون رفت .همان طور که را می رفت ،آه وناله می کرد .سرفه می کرد عطسه می کرد .طوری این کارها را می کرد که همه ی حیوان ها خیال کردند او مریض است .بعد به خانه برگشت .رختخوابش را پهن کرد وخوابید .هر وقت کسی از جلوی خانه اش رد  می شدروباه صدای ناله اش را بلند می کرد .حالا دیگر همه ی حیوانات باور کرده بودند که روباه پیر راستی راستی مریض است

بخـــــــــــــــــــــش دوم داســــــــــــــــــــــــــــــــتــــــــــان

روزی لاکپشت که همسایه روباه بود ،به خانه او رفت تا احوالش رابپرسد .لاک پشت کمی کنار روباه نشست ، حالش را پرسید وبا او حرف زد .وقتی می خواست به خانه اش برگردد ،روباه پیر گفت : « ای همسایه حال وروز من را که می بینی .پیر وناتوان شده ام .مریض وبیچاره در رختخواب افتاده ام . به این خرگوش مهربان بگو ، به این جا بیاید وکمی به من کمگ کند.»

لاک پشت دلش به حال روباه پیر سوخت .از خانه اش بیرون رفت ،در جنگل گشتی زد وخرگوش مهربان را پیدا کرد وپیغام روباه پیر را به داد.

خرگوش مهربان با خودش گفت : روباه پیر ، همیشه مرا اذیت کرده است .او دشمن است ،ولی حالا اگر راستی راستی بیمار شده باشد ،باید به کمکش بروم وکارهایش را انجام دهم ،اما اگر باز هم نقشه ای کشیده باشد ،نباید گول او بخورم . 

 

 

 

خرگوش باهوش گمی فکر کرد  .باید راهی پیدا می کرد،تا بفهمد که آیا روباه پیر ،راستی راستی بیمار است یا نه؟ فکرکردوفکرکرد تا این که راه  حلی به نظرش رسید .

خرگوش با هوش به طرف خانه ی روباه راه افتاد،اما وقتی نزدیک خانه رسید آهسته به پنجره ی خانه نزدیک شد ویواشکی سرش را ازپنجره به داخل برد .روباه پیر سالم وسرحال روی رختخوابش نشسته بود .خرگوش با خودش گفت : «پس باز هم می خواستی به من کلک بزنی !باز هم نقشه ! ای حقه باز !»

اما ناگهان چشم روباه پیر به خرگوش افتاد .روباه زود بلند شد تا پنجره را ببندد وسرخرگوش را گیربیندازد واو را بگیرد .خرپوش با هوش که فهمیده بود روباه نقشه ای برای گرفتن او کسیده است ،سرش را بیرون برد .پنجره با شدت بسته شد، اما گوش های خرگوش لایه پنجره گیر کرد .خرگوش بیچاره پشت پنجره خانه روباه اویزان ماند.او نمی توانست خودش را خلاص کند واز آن جا فرار کند .خرگوش دست وپا می زدوبا دست به پنجره فشار می داد تا گوش هاش را بیرون بکشد گوش های او هر لحظه کشیده می شدند ودرازتر ودرازتر می شدند.  خرگوش باز هم زور می زد وباز هم گوش هایش درازتر شدند. با سروصدای خرگوش ، حیوان های دیگر هم آمدند و جلوی خانه ی روباه جمع شدند. همه فهمیده بودند که روباه باز هم دروغ گفته و مریض نبوده است .آن ها پنجره ی خانه ی روباه را باز کزدند ، و گوش های خرگوش را آزاد کردند.اما همه با تعجب دیدند که گوش های خرگوش دراز دراز شده است ،حتی از گوش  همه ی خرگو ش ها درازتر .

خرگوش مهربان ، خوش حال بود ،چون به آرزویش رسیده بود .روباه پیر هم از خجالت ، تامدت ها از خانه اش بیرون نیامد . او دیگر نمی توانست خرگوش با هوش را مسخره کند و گوش کوتاه صدایش بزند .

         حسین فتاحی

گوش کن وبگو

به بخش اول داستان گوش کن وادامه  آن را تو بگو .

حالا به بخش دوم داستان گوش کن وآن را با ادامه داستانی که خودت ساخته ای ، مقایسه کن



ارسال توسط سرگروه پایه سوم
آرشیو مطالب
نظر سنجی
آیا از عملکرد (اطلاع رسانی، نو و بروز بودن محتوا، کاربردی بودن مطالب و...) وب سایت گروه های آموزشی ناحیه دو بهارستان رضایت دارید؟






صفحات جانبی
دبیرخانه های استانی
امکانات جانبی
ذکر روزهای هفته



در این وبلاگ
در كل اینترنت


یک پیام بفرستید