گروه های آموزشی ناحیه دو بهارستان
فعالیت های کارشناسی تکنولوژی و گروه های آموزشی
حدیث موضوعی


مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 11 اردیبهشت 1398
فرهنگ جامعه = برآیند فرهنگ تک تک افراد جامعه. فرهنگ هر شخص در محیط خانواده پایه ریزی می شود، در محیط های عمومی اطراف خود؛ مانند بازی در پارک؛ مهدکودک؛ کمی متأثر می شود؛ محیط مدرسه می تواند اثر زیادی روی تغییر فرهنگ کودک داشته باشد؛ فرهنگی که طی 7 سال در محیط خانواده کسب کرده می تواند طی 4=3÷12 سال محیط آموزشی(چون تمام مدت در مدرسه نیستند)، جهت دیگری به خود بگیرد؛ و یا اینکه دوستان اطراف خود را مجذوب فرهنگ منفی/مثبت خود سازد. پس از سن بلوغ نوجوانان حرف شنوی بسیار کمی از اطرافیان خواهند داشت؛ و فرهنگ پذیر نیستند، زیرا با اندک توانائی که در تسلط بر محیط اطراف کسب کرده اند؛ گرفتار غرور شده؛ فکر می کنند که همه چیز را می دانند؛ و به نصایح؛ تذکرات؛ ... اطرافیان توجه نمی کنند؛ زیرا باورشان شده که دیگر خودشان همه چیز را می فهمند. اگر با نظراتشان مخالفتی بشود، طرفشان را بی مغز؛ تصور می کنند، و راه خود را می روند. در این دوره از زندگیشان است که مرتکب بالاترین درصد اشتباهاتِ زندگیشان می شوند. البته اشتباه اگر جانی نباشد و به سلامتِ بدن صدمه نزند، مفید نیز هست؛ و او را کم کم اصلاح می کند؛ اما زمانیست که از دست رفته؛ و صرفِ اختراع دوبارۀ چرخ کرده اند. این زمان باعثِ صدمات روحی و عصبی، به خود و اطرافیان نزدیکش می شود. در سنین بالاتر هم فرهنگ شخصی به سختی اصلاح می شود، مشکلاتی مانند مشغلۀ کاری؛ بیماری های گاه و بیگاه؛ فشارهای زندگی؛ کاهش ساعات مفید روزانه بعلت افزایش سن؛ ... زمان اندیشیدن و انتقاد از خود را بسیار کاهش میدهد.
بنابراین برای فرهنگ سازی جامعه باید فرهنگ کودکان را نظم داد؛ برای اصلاح خیلی ها شاید تنها فرصت باشد. چون متأسفانه همۀ خانواده ها قادر نیستند فرهنگ درست را به کودکانشان بیاموزند، بچه های دبستانی شرور نیز به محیط مدرسه راه می یابند، که طی 4=3÷12 سال محیط آموزشی می تواند اثرات مخربی روی دیگر بچه ها داشته باشد. این مدت(یعنی 4 سال کاری) آخرین مهلت برای فرهنگ سازی و اصلاح فرهنگ های مخرب اینگونه بچه هاست؛ که در اختیار مسئولین آموزش و پرورش کشور و معلمین قرار دارد. ما والدین دو سوم این آخرین مهلت(یعنی 8 سال) را در اختیار داریم اما از آن می توانیم حداکثر برای اصلاح فرزندان خود استفاده کنیم؛ و در مورد اصلاح آن بچه های شرور قدرت انجام کوچکترین کاری را هم نداریم، آنها در خانوادۀ دیگری هستند؛ که ما حتی نمی توانیم بدانیم چه کسانی هستند. البته قابل ذکر است که چون بچه ها دنبال علاقه های خود هستند؛ معمولا بیشتر جذب عقاید آن بچه های شرور می شوند تا دستوراتِ خشک و سختِ ما.
محیط مدرسه آخرین مهلت برای اصلاح فرهنگ جامعه است، و در عین حال بچه های شرور می توانند فرهنگ بچه های خوب را نیز تغییر دهند. پس بهترین زمان و بهترین مکان برای اصلاح فرهنگ جامعه، همان زمان های حضور بچه ها در مدرسه و محیط درسی است. اما بهترین روش چیست؟ آیا کشوری وجود دارد که روش مؤثری برای اصلاح فرهنگ جامعه یافته باشد؟ در اینجا نکته ای که بسیار مهم است را عنوان می کنم؛ شاید فرجی حاصل آید.
بهترین روش را باید از همان بچه های شرور بیاموزیم ! بچه های شرور دو مزیت نسبت به معلمین و مسئولین آموزش و پرورش دارند، که علت اصلی موفقیت نسبی آنهاست. بله آنها همواره موفق تر هستند؛ این را تعداد رو به افزون پرونده های دعاوی حقوقی در جامعه تأیید می کند. همچنین حذف شدن کتاب و مطالعه از زندگی مردم، این شکستِ محیطِ مدرسه، در نسل قبل را نشان می دهد.

مزیت اول : بچۀ شرور به سبب رابطۀ نزدیک با بچه ها از تمامی علایق هم کلاسی های خود با خبر است؛ با خود می اندیشد و از تک تک چیزهائی که دیگر بچه ها دوست دارند، برای پیشبرد خواسته های منفی خود استفاده می کند. گاهی موفق و گاهی ناکام می ماند، اما او چهار سال کاری (در محیط مدرسه) وقت در اختیار دارد و در مجموع متأسفانه موفقیت های زیادی کسب می کند؛ و فرصتهای بی شماری را از والدین و معلمین می رباید، فرصت های بی شمار برای اصلاح فرهنگ بچه های شرور و حتی برای اصلاح بچه های خوب قبل از مدرسه. در این بین نه تنها آن بچه های شرور اصلاح نشده اند؛ به تعداد آنها اضافه هم می شود؛ متأسفانه.
مزیت دوم : مدت زمانی که بچه ها(در طی روز) برای خود آزاد هستند را نیز چهار سال کاری در نظر بگیرید؛ زمانی که برای استراحت و بازی در اختیار دارند. بچه های شرور برای بخشی از این زمان برنامه ریزی می کنند، با توجه به علایق دوستان خود که به خوبی از آنها با خبر است؛ پیشنهاد انجام برنامه هائی را در وقت استراحت و بازی آنها مطرح می کند؛ او می داند پیشنهاداتش پذیرفته می شود، و با خیال راحت نحوۀ استفادۀ خود از آن برنامه ها را طراحی می کند. بچه ها نیز دنبال کردن علاقۀ خود را، به اجرای دستورات و تذکرات والدین ترجیح می دهند، و راهی برای انجام برنامه های پیشنهاد شده، پیدا می کنند. حتی در بیشتر موارد بعلت اینکه عکس العمل نزدیکان خود را می داند به آنها برنامۀ پیشنهادی را نمی گوید؛ متأسفانه.
حتی بچه های شرور نیز قابل تغییر هستند، بخصوص وقتی می بینند اکثریت بچه ها که حرف شنو هستند؛ دارند برنامه های سرگرم کننده و جالبی را انجام می دهند؛ روی علائق آنها نیز اثر گذاشته و کم کم جذب برنامه های مدرسه و معلمین می گردند. اما این اتفاق وقتی می افتد که مسئولین مدارس بتوانند علائق غالب بچه های کلاس را تشخیص داده و بر مبنای آن برنامه های مفرح و آموزنده و مفید را برای گروه بچه ها تدارک ببینند، و اجرا کنند. این برنامه ها می تواند تغییر در نحوۀ آموزش یک درس و تبدیل آن به یک بازی گروهی؛ طراحی مسابقاتِ دوره ای؛ بازدید گروهی از طبیعت و آموزش گیاهان؛ ... یا هر گونه برنامۀ مفیدی که بر مبنای علاقۀ اکثریت افراد کلاس تدارک دیده شده، باشد. این برنامه ها باید صبح اول وقت و با اطلاع رسانی قبلی به والدین اجرا گردد. در مراحل کامل تر میتواند برنامه یک روزه یا دوروزه انجام شود؛ که البته نیاز به تدارکات و پشتوانۀ مالی خواهد داشت و در عوض اثربخشی مؤثرتری به دنبال خواهد داشت. در مورد موضوعاتِ فوق برنامه بهتر است، از تجربیات کشورهای دیگر مثل کشور ژاپن استفاده نمود.
بهترین زمان برای درج این برنامه ها دوران ابتدائی است که حرف شنوی شخص در حد نرمال است، اما چون تعداد این برنامه ها بسیار زیاد و قابل درج در این 9 سال نیستند، باید موضوعات با توجه به نیاز جامعه اولویت بندی شوند و در برنامه آموزش و پرورش قرار گیرند، بطوریکه کارآئی جوانان در جهت مورد نیاز جامعه قرار داشته باشد. انجام درست این کار و تعیین سیلابست و موضوعات درسی کاری بسیار تخصصی؛ تجربی؛ و گروهی است، لذا باید از تجربیات مفید دیگر کشورها نیز استفاده شود. اگر این کار درست و مؤثر انجام نشود؛ و اگر علاقۀ جوانان به موضوعات سالم جذب نشود؛ موضوعات را علاقۀ دانش آموزان بانفوذ در مدارس تعیین می کنند، و آنها هستند که هم دوره ای های خود را با موضوعاتِ کژ آموزش می دهند، که جامعۀ آتی را به انحراف می کشانند. ریشۀ فرهنگ کشورها در همین مدارس پایه گذاری می شود، اگر متخصصین جامعه نتوانند با تدوین موضوعات درسی سالم کنترل را بدست گیرند، علاقۀ دانش آموزانِ با نفوذ؛ فرهنگ جامعۀ آتی ما را پایه گذاری می کند، که نتیجه ای کاملاً تصادفی (Random)؛ با برآیندِ منفی، در پی خواهد داشت. برخی موضوعات کلی و سالم در زیر ذکر میشود، تا مفهوم بهتر منتقل شود.
مثلا با وجود پیشرفت IT و کامپیوتر در اکثر مشاغل جامعه در طی سالیان اخیر، شاید بهتر باشد زبان انگلیسی را که پیش نیاز و پایۀ آموزش کامپیوتر است، از اواخر دبستان به دانش آموزان بیاموزیم و سپس کامپیوتر را به آنها بیاموزیم، بطوریکه در 9 سال اول تحصیلات کامپیوتر را حداقل مانند یک کارمند بانک بدانند. برنامه نویسی با کامپیوتر می تواند اوقات فراغت دانش آموز را پر کند؛ و او را از گرفتار شدن در اثراتِ منفی برنامه های بچه های شرور باز دارد. استفاده روز افزون کامپیوتر نیاز دارد آموزش زبان انگلیسی از کلاس ابتدائی به بچه ها آموزش داده شود، تا قبل از کلاس ششم خواندن؛ نوشتن؛ و تلفظ کلمات انگلیسی؛ را، آموزش دیده باشند. پس از آموزش طراحی آلگوریتم برنامه نویسی، می توانند آموزش یک زبان برنامه نویسی کامپیوتری؛ مانند VBA یا BASIC یا C++ یا ... را شروع کنند. پیشنهاد می شود آموزش طراحی آلگوریتم را آموزش و پرورش به عهده بگیرد(50 تا 75 درصدِ کار)، و آموزش برنامه نویسی را فقط بچه های علاقمند، با کلاس های خصوصی تکمیل کنند. برنامه ریزی باید طوری باشد که آموزش طراحی آلگوریتم در سنین 10 تا 12 سالگی؛ و آموزش برنامه نویسی کامپیوتر در سنین نوجوانی(بخصوص 10 تا 15 سالگی)، قابل اجرا باشد؛ و به پایان برسد. در سیستم کنونی؛ بعد از دیپلم امکان یادگیری برنامه نویسیی کامپیوتر برای جوانان فراهم می شود، که بسیار دیر است، و عملاً فرصتِ تربیتِ برنامه نویس در سطح کشور؛ از دست می رود. بعد از دیپلم دوران بلوغ اتفاق می افتد؛ و جوانان درگیر جستجوی شغل و انتخاب همسر و اینگونه نیازهای اساسی می شوند؛ فکرشان از 50 تا 80 درصد اشغال می شود. باید با هر آنچه که آموخته اند؛ شغل و حرفه ای برای خود فراهم کنند، تا بتوانند ازدواج کنند. بعد از ازدواج هم ... تا چهل الی پنجاه سالگی عموماً نمی توانند به آموزش هیچ حرفه ای بصورتِ جدی بپردازند. نیاز به برنامه نویسان مُجرب در دنیا بصورتِ چشمگیری رو به افزایش است. دلیل عملی من پیشرفت چشمگیر هندوستان در نرم افزار نویسی؛ و صدور نرم افزار به دیگر کشورها است. در کشور هندوستان همه بچه ها زبان انگلیسی را بلدند و کامپیوتر را در کلاس های ابتدائی آموزش می بینند؛ و حتی با کامپیوتر امتحاناتِ خود را پس می دهند. کلاً بچه ها به بازی های کامپیوتری علاقۀ زیادی نشان می دهند؛ از این علاقه باید برای آموزش آلگوریتم کامپیوتری؛ و سپس آموزش یک زبان برنامه نویسی کامپیوتر به آنها استفاده کنیم. نیاز به اپراتور و برنامه نویس مجرب در کامپیوتر، روز به روز در دنیا بیشتر می شود. این روزها کسی که کامپیوتر بلد نیست، نمیتواند خیلی از کارهای روزمره را نیز بدون کمک دیگران انجام دهد.
موسیقی از ندرت مواردی است که؛ همه به آن نیاز دارند، و باید هر روز از آن استفاده کنند. حال آنکه آموزش الفبای موسیقی و نواختن یک ساز در هیچ زمانی جزو دروس ابتدائی قرار نگرفته است. این زنگ خطری استکه انحراف سیستم آموزش و پرورش را نشان می دهد، همچنین نشان میدهد؛ کسی اهمیت موضوعات درسی 9 سال تحصیل و عواقب آن را باور ندارد. تبحر در نواختن موسیقی با یک ساز می تواند اوقات فراغت دانش آموز را پر کند؛ و او را از گرفتار شدن در اثراتِ منفی برنامه های بچه های شرور باز دارد. بعلاوه کار روزانه و مستمر با آلات موسیقی مانند پیانو؛ سنتور؛ دُمبک؛ که هر دو دست را باهم بکار می گیرد، باعث فعال شدن هر دو نیکرۀ مغز می شود، و فعال شدن هر دو نیمکرۀ مغز توانائی مغز را 5 برابر می کند نه 2 برابر؛ چون ارتباط بین دو نیمکرۀ مغز نیز تقویت می شود. هر پدر و مادری که این مطلب را درک کرده؛ خودش با کلاس خصوصی این نقیصه را برطرف می کند؛ که البته تعدادِ آنان بسیار کم است. نواختن آلاتی که از هر دو دست استفاده شود؛ اولویت دارد، مانند: پیانو یا اُرگ؛ سنتور؛ تنبک.
آموزش چرتکه و شورتکاتهای ریاضی، بخاطر اثرات مثبتش روی آموزش ریاضیاتِ پایه، و جذب علاقۀ دانش آموز نیز؛ باید از نظر اولویت بندی و نیاز جامعه بررسی شود. مسلماً همه معلمین با تجربه و نیز متخصصین جامعه شناسی و ... نیز باید در تعیین اولویت بندی نیاز جامعه شرکت داشته باشند. کار با چرتکه می تواند اوقات فراغت دانش آموز را پر کند؛ و او را از گرفتار شدن در اثراتِ منفی برنامه های بچه های شرور باز دارد.
نکته مهم: در سنین بازنشستگی و پیری نیز باید آموزش افراد ادامه یابد. اما نه توسط آموزش و پرورش بلکه توسط نهاد دیگری مانند سازمان بازنشستگی کشوری. موضوعات آموزشی لازم نیست اولویت بندی شود، بلکه علاقۀ شخص باید تعیین کننده باشد. مثلا ممکن است یکنفر به یک ساز موسیقی علاقمند باشد؛ یکنفر به کار با چرتکه؛ یکنفر به شطرنج؛ کوهنوردی؛ ... اما نکتۀ مهم گردهم آوردن، هدایت، و دادن انگیزه به مردم در این سنین است.
کیومرث نمیرانیان


ارسال توسط سرگروه مطالعات اجتماعی متوسطه اول 98-1397
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 19 اسفند 1397
با رسیدن به انتهای ماه اسفند و شروع تعطیلات نوروزی همیشه این نگرانی که تعطیلات چند هفته ای نوروزی سبب دوری دانش آموزان از محیط آموزشی و درس و درنتیجه فراموشی درس های آموخته قبلی می شود.
از درس علوم اجتماعی  همیشه می توان در سفرهای نوروزی برای بکار گیری آموخته های نظری دانش آموزان  و در نتیجه جلوگیری از این فراموشی ها استفاده کرد :
اولین کار این که می توان از دانش آموزان خواست با"رعایت حریم خصوصی " خود و خانواده شرح مختصری از نحوه گذران این تعطیلات را در پوشه کاری خود قرار دهند . شرح مختصری از مکان هایی که در تعطیلات نوروزی به آنجا سفر کرده اند نوشته و ویژگی های انسانی و طبیعی آنجا را بیان کرده و فاصله آن منطقه را با مرکز استان یا پایتخت بیان کند.
ارایه گزارش مختصری از فرهنگ و آداب و رسوم مردم شهری که دانش آموز به آنجا سفر کرده است کمک بزرگی است تا نگاه اجتماعی و روحیه احترام به فرهنگ های مختلف را در دانش آموز تقویت کرد.
گرفتن عکس از طبیعت و همچنین از آداب و رسوم مردم و تفسیر آنها از نظر اجتماعی و جغرافیای کمک شایانی به خود دانش آموز و همچنین باقی همکلاسی ها خواهد بود.
در پایان امید است تعطیلات نوروزی باعث شادابی و طراوت دانش آموزان برای آغاز سالی جدید ، سالی پر از موفقیت برای مردم ایران باشد


ارسال توسط سرگروه مطالعات اجتماعی متوسطه اول 98-1397
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 24 بهمن 1397
ادامه مقاله 2   /   2

نخستین روستاها

زمانی که انسان شروع به کشاورزی کرد، دیگر قادر به جا به جائی و تردد دائمی نبوده و باید در کنار محصول خود باقی مانده و از آن محافظت می کرد. از سوی دیگر فرایند اهلی کردن برخی حیوانات مانند گاو، گوسفند، سگ و ... نیز که از دوران میان سنگی و پیش از آن آغاز شده بود، با شدت بیشتری ادامه یافته و این موضوع بسیار ساده برای بشر یک چالش بزرگ محسوب می شد زیرا وی باید زمان کاشت محصول و برداشت را محاسبه کرده و برای این کار نیازمند بررسی شرایط ستارگان و ابداع تقویم بوده و علاوه بر آن انسان باید به طرق مختلف آب مورد نیاز مزرعه خود را تامین کرده و همچنین برای خود پناهگاه و سرپناهی می ساخت که نیازمند مهارت در معماری بود.

در نظر داشته باشید که همه انسان ها به طور همزمان و یکجا رو به کشاورزی نیاورده و مزارع اولیه، منابع غذائی مناسبی برای سایر گروه های انسانی بود که هنوز در مرحله گرد آوری غذا به سر می بردند و علاوه بر این مشکلات طبیعی متعددی مانند حمله حیوانات وحشی، تامین آب و ... نیز در برابر این پیشگامان کشاورزی قرار داشت و به همین دلیل انسان های فوق دریافتند که در صورت زندگی در کنار یکدیگر، می توانند بهره وری خود را افزایش داده و همچنین از خود به صورت بهتری در برابر دشمنان دفاع کنند. به این ترتیب نخستین روستاها از اجتماع این افراد شکل گرفت. بشر که تا این نقطه از تاریخ حیات خود با روشی متفاوت زندگی کرده بود برای نخستین بار و بر اثر شرایط جدید زندگی خود، نیازمند برنامه ریزی دقیق برای زندگی، تقسیم محصول، آبیاری و ... شده و به این ترتیب شاهد پیدایش نخستین حکومت ها در این دوران هستیم که عموما در قالب مراکز مذهبی – سیاسی دیده می شوند.

آغاز شهر نشینی

زندگی در روستاها  همزمان با افزایش تولید ؛ رفاه ، امنیت و میزان جمعیت بود که البته معمولا جمعیت افزایش یافته به مناطق جدیدی رفته و روستاهای جدیدی را پدید می آوردند اما در همه جا شرایط یکسان نبوده و در برخی موارد، شاهد این هستیم که به دلیل کمبود منابع مختلف مورد نیاز از جمله آب، زمین های کشاورزی و ... امکان مهاجرت برای جمعیت مازاد روستاها فراهم نشده و این افزایش جمعیت با تراکم جمعیت همراه می شد.  همراه با این موضوع باید در نظر داشت که نوع و سبک زندگی انسان نیز تغییر کرده و مشاغل به صورت اختصاصی شکل گرفته بودند. به این صورت دیگر کسی قادر نبود همزمان همه کارهای خود را انجام داده و نیازمندی های خود را تامین کند. اگر تا پیش از این امکان هماهنگی جهت انجام همه امور مانند رسیدگی به محصول، تولید سفال، تهیه پوشاک، شکار، دفاع از روستا در برابر عوامل مهاجم؛ رسیدگی به دام ها و ... برای خانواده های محدود یک روستا امکان پذیر بود، با افزایش  جمعیت و تراکم آن، عملا امکان ادامه این شرایط وجود نداشته و مشاغل به صورت تخصصی در آمدند.

در این شرایط گروهی تنها به کشاورزی پرداخته، گروهی تنها به تولید سفال و پس از آن به ساخت ابزار های فلزی مشغول شده و گروهی نیز وظیفه تامین امنیت و مبارزه با دشمنان را عهده دار شدند. به این صورت نخستین شهرهای جهان و به تبع آن حکومت ها شکل گرفته و زمینه برای عصر امپراطوری و اتحاد دولت شهرهایی که رفته رفته قدرتمند تر، پر جمعیت تر و بزرگ تر می شدند فراهم شده و به این ترتیب سر فصل جدیدی در زندگی انسان آغاز شد.

قدیمی ترین شهرهای جهان

از جمله قدیمی ترین شهرهای جهان می توان به موهن جودارو در هندوستان، اریدو و شهرهای سومری در بین النهرین، شهر سوخته در سیستان و بلوچستان، تمدن جیرفت، شهرهای اولیه یونان و مصر(اقصر) اشاره کرد. این شهر ها عمدتا دارای ویژگی های مختلفی بودند که از آن جمله می توان به این موارد اشاره کرد:

  • تراکم جمعیت
  • ساخته شدن بناها و سازه های بلند
  • تراکم سازه های شهری
  • وجود سیستم های دفع فاضلاب
  • وجود دولت و حکومت
  • ساخت و طراحی دیوارهای دفاعی
  • وجود ویژگی های خاص جغرافیائی که امکان ایجاد شهر را می دهد.
  • وجود مراکز عمومی و همگانی مانند سالن اجتماعات، حمام، معابد و ...

به این ترتیب انسان غار نشین و شکارچی و جمع آوری کننده غذا، وارد مرحله یکجانشینی، تشکیل روستاها و سپس شهر نشینی شد.



ارسال توسط سرگروه مطالعات اجتماعی متوسطه اول 98-1397
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 24 بهمن 1397

انسان چگونه شهرنشین شد؟

انسان برای آغاز شهرنشینی و یکجانشینی، مراحل مختلفی را طی چند میلیون سال طی کرده و توانست با افزایش مهارت ها و توانمندی های خود؛ به مرحله تولید غذا، یکجا نشینی و سپس زندگی شهری برسد. در این مطلب به طور مختصر با این روند آشنا می شویم.

بر اساس شواهد و مدارک باستان شناسی، نخستین گونه ای از موجوداتی که می توان آن ها را در گروه انسان یا به عبارت دیگر، انسان نما ها قلمداد کرد، بیش از 4 میلیون سال پیش در قاره آفریقا پدیدار شدند. در این زمان انسان ها در گروه هایی متشکل از افراد مختلف، در جستجوی غذا و پناهگاه دائما در حال حرکت و جستجو بودند و این موضوع سبب شده بود تا انسان به منابع غذائی طبیعی موجود در محیط اطراف خود وابسته بوده و دائما در حال حرکت باشد. در این مرحله، انسان تنها یک مصرف کننده صرف بوده و هیچ نوع تولید غذائی ندارد. شواهد موجود حاکی از این حقیقت است که برنامه غذائی انسان های اولیه عبارت بود از میوه ها و گیاهان وحشی و خودرو و گوشت شکار حیوانات و یا ماهی های صید شده در آبگیرها، رودها و مناطق کم عمق دریا. این شرایط زندگی سبب شده بود تا انسان نیازی به داشتن سکونتگاه دائمی نداشته و از غارها و پناهگاه های صخره ای به عنوان محل اقامت خود استفاده کند که این اقامت می توانست شامل چند روز تا چند ماه بوده و گاه انسان ها در دورانی خاص از سال به پناهگاه های خاصی بازمی گشتند.

کشف آتش و بهبود زندگی انسان

این روزگار مصادف با کشف آتش توسط انسان بوده و نور و گرمای آتش می توانست امنیت و راحتی غارهای محل سکونت را در شب های سرد زمستانی، فراهم کند. رفته رفته انسان با بهره بردن از هوش خود توانست ابزارهایی از جنس سنگ، استخوان و چوب ساخته و از آن ها برای افزایش بهره وری در شکار و صید، استفاده از درختان و منابع گیاهی و ... استفاده کند. بر اساس یافته ها و مستندات باستان شناسی، انسان در سرار جهان دوره های نسبتا یکسانی از پیشرفت در سبک زندگی و ابزار سازی را گذرانده است و البته باید در نظر داشت که این یکسانی مراحل به معنی تقارن زمانی نیست. بر این اساس دوره های مختلف زندگی انسان در روزگار پیش از تاریخ شامل موارد زیر می شود:

  1. دوران پارینه سنگی که خود شامل سه بخش مجزا است:
    1. پارینه سنگی قدیم
    2. پارینه سنگی میانی
    3. پارینه سنگی جدید
  2. دوران میان سنگی
  3. دوران نو سنگی
  4. عصر فلز که خود به دوران مس و سنگ، برنز و آهن تقسیم می شود.
آغاز یکجانشینی

از ابتدای ظهور انسان تا پیش از دوران نوسنگی، انسان برای میلیون ها سال در مرحله شکار، گرد آوری غذا و غار نشینی به سر برد تا اینکه به طور تجربی آموخت برخی از دانه های وحشی و گیاهان قابلیت کشت و رشد داشته و می تواند مورد استفاده قرار گیرد.
این اتفاق  یعنی آغاز کشاورزی در حدود ده هزار سال پیش و در مناطقی از غرب آسیا رخ داد که با عنوان هلال حاصلخیزی شهرت داشته و شامل بخش هایی از غرب ایران و کوهستان زاگرس و بین النهرین می شود. این موضوع یعنی آغاز کشاورزی سبب شد تا تغییراتی اساسی در زندگی انسان رخ داده و سبک زندگی بشر به طور کلی دستخوش تغییر و تحول شود. این تحولات به اندازه ای جامع و فراگیر بوده که بسیاری از کارشناسان از آن با عنوان انقلاب نوسنگی یاد کرده و از جمله مهمترین موارد رخ داده در این دوره می توان به تولید غذا و کشاورزی، ساخت سفال و سپس ابداع چرخ سفالگری، آغاز معماری و ساخت خانه و سپس شکل گیری جوامع اولیه روستائی اشاره کرد.1
1  /  2  


ارسال توسط سرگروه مطالعات اجتماعی متوسطه اول 98-1397
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 3 بهمن 1397
گردشگری (Tourism) فرآیندی است که در جریان مسافرت اتفاق می افتد که شامل کسب اطلاعات، برنامه ریزی و تدارک در مبدا سفر، انجام سفر به مقصد و اقامت در آن، خرید کردن، تعامل میزبان و میهمان، بازگشت به مبدا سفر و مرور خاطرات سفر با خود و دیگران می شود. در این فرآیند، مجموعه ای از کنش ها و فعالیت ها بین گردشگران، ارایه دهندگان خدمات و محصولات گردشگری، سیاست گذاران و میزبانان روی می دهد.

اهمیت گردشگری
گردشگری، امروزه صنعتی بسیار مهم در تمام جهان است و نقش پر رنگی در شکوفایی اقتصادی کشورها ایفا می کند. از زمان ورود یک گردشگر، او برای تامین غذا و اقامت، رفت و آمد، تفریح و گشت و گذار، خرید سوغاتی و کالا، دیدن جاذبه ها باید هزینه کند. این هزینه ها با آوردن ارز به کشور میزبان، به رونق اقتصادی آن کمک می کند. هر چه تعداد گردشگران بیشتری به کشوری وارد شوند، مشاغل بیشتری ایجاد می شود و این موضوع برای کشورهایی که جمعیت جوانی دارند، بسیار مهم است.

گردشگری با امنیت سیاسی و اقتصادی رابطه تنگاتنگی دارد و بودن گردشگران بسیار در یک کشور، از بودن امنیت در آن حکایت دارد. رونق گردشگری بین کشورهای همسایه، ثبات منطقه ای به همراه دارد و در یک فرآیند کلی تر به ثبات تمام جهان می انجامد. گردشگری از بعد فرهنگی و اجتماعی نیز مهم است زیرا جوامع و کشورهای میزبان می توانند از طریق گردشگران به ترویج زبان، فرهنگ و رسوم اجتماعی شان بپردازند.

انواع گردشگری

گردشگری خود اما انواع مختلفی دارد که شکل و کیفیت آن با توجه به انگیزه، اهداف، نیاز و مکان گردشگر تغییر می کند. گاه گردشگر برای تجربه خطر، سفر می کند و گاه برای تن آسایی صرف. گاه برای درمان سفر می کند و گاه برای آموزش. گاه می خواهد دور برود و گاه نزدیک و ده ها دلیل دیگر. از همین روست انواعی از آن همانند گردشگری ماجراجویانه، ورزشی، تفریحی، خرید، کشاورزی، سلامت، زمستانه، بوم گردی و ... شکل گرفته است.

در كشور جمهوری اسلامی ایران نیز علی‌رغم اینكه دارای تنوع جاذبه‌های روستایی است و 365 روستای هدف گردشگری مشخص شده است، (خبرگزاری ایلنا، تاریخ 3/2/85) اما تاكنون به دلایل متعددی نتوانسته به جایگاه شایسته در صنعت توریسم دست یابد، لذا توسعه گردشگری روستایی در ایران یك ضرورت اجتناب ناپذیر بوده و بایستی با رعایت كلیه امكانات و منابع موجود، بررسی و راهكارهای عملی ارائه گردد.

آپلود عکس" target="" title="غار نمکی جزیره قشم">غار نمکی جزیره قشم

در کتاب درسی پایه هفتم اشاره ای هرچند کوتاه به مقوله گردشگری شده است لزوم و اهمیت گردشگری مورد اشاره قرار گرفته است اما به ضرورت گردشگری داخلی اشاره کافی نشده است.

معرفی مناطق گردشگری طبیعی داخلی غیر از خطه سرسبز شمال می تواند کمک شایانی به اقتصاد استان های مختلف دیگر از جمله چهار محال و بختیاری کهکیلویه و بویراحمد که دچار محرومیت نسبی هستند کند

آپلود عکس" target="" title="آبشار آتشگاه لردگان">آبشار آتشگاه لردگان

بنظر می آید توجه به زیر  ساخت ها مهم ترین قسمت گسترش گردشگری باشد اما عدم آموزش اهمیت گردشگری و بی توجهی یا کم توجهی کتب درسی به این مسایل غیر قابل انکار است.

دبیران گرامی می توانند با نشان دادن تصاویر قطب های گردشگری طبیعی (طبیعت گردی) کشور و تشویق آنها برای سفر به مناطق مختلف کشور زمینه های لازم برای بهبود گردشگری و در نتیجه بهتر شدن اوضاع اقتصادی مناطق محروم کشور کمک شایانی انجام دهند

ادامه دارد....



ارسال توسط سرگروه مطالعات اجتماعی متوسطه اول 98-1397
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 30 آبان 1397
با سلام خدمت همکاران گرامی و تقدیر تشکر از زحمات دوستان
که بخصوص مارا در تهیه طرح درس رشته مطالعات دوره اول متوسطه  و ارسال به موقع آن به گروه های آموزشی یاری رساندند.
گروه مطالعات اجتماعی در راستای هم افزایی دانش همکاران گرامی طرح درس های منتخب دبیران گرامی را طی چند مرحله به اشتراک می گذارد.
اولین طرح درس مربوط به دبیرستان الزهرا می باشد با تشکر از مدیریت محترم و سرکار خانم زینب اکبردوست هریس و آرزوی موفقیت برای ایشان.


ارسال توسط سرگروه مطالعات اجتماعی متوسطه اول 98-1397
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 2 آبان 1397


از آنجایی که در دوره ابتدایی دروس به صورت عمومی تدریس میشود گاها مشاهده می شود دانش آموزان با بعضی مفاهیم اولیه که در دوره متوسطه اول تدریس میشود آشنایی ندارند . و یا بعلت فاصله زمانی و کلی بودن مطالب دانش آموزان با فراموش کردن مفاهیم نیازمند توضیح مجدد تعاریف هستند.

بطور مثال می توان در درس دوم کتاب مطالعات پایه هفتم اشاره کرد که مفهوم ( نقش اجتماعی ) و ارتباط آن با مسولیت و حقوق متقابل اشاره نشده اما در فعالیت اول  در این مورد سوال پرسیده شده یا در جایی دیگر مفهوم مهمی به نام (هنجار ) بدون تعریف مانده است.

به نظر میرسد نویسندگان محترم سعی کرده اند با هدف استفاده از مفاهیم جایگزین و ساده تر از توضیح این مفاهیم اجتناب کنند. که متاسفانه انسجام این دروس رو از بین برده و نیاز به توضیح این مفاهیم و مفاهیم دیگر لازم و ضروری به نظر می رسد.

لذا جهت یاد آوری برخی از  مفاهیم را دوباره تعریف می نماییم:

1-هنجار (Norm):

هنجار در اصطلاح دانش جامعه شناسی ، به یک الگوی رفتاری گفته می شود که روابط واکنش های اجتماعی را تنظیم می کند. اکثریت جامعه خودرا به آن پایبند می دانند و در صورتی که شخصی آن را رعایت نکند ، جامعه اورا مجازات می کند.

آلن بیرو هنجار را قانون یا اصلی می داند که باید راهبری یا هدایت یک رفتار را موجب می شود ( ساروخانی – 1366 ص 249)

بروس کوئن هنجار را الگوی رفتاری مشترک یا معیار های رفتاری می داند.(ثلاثی – 1370ص 74)

به طور کلی به رفتاری که به تدریج میان اعضای گروه و جامعه شکل می گیرد و در صورت رعایت نکردن آن ، فرد با مجازات روبرو می گردد یا باید و نیایدهایی که فرد در گروه یا جامعه ملزم به انجام آن می باشد در غیر اینصورت با مجازات روبه رو

می گردد.

2- نقش اجتماعی :

نقش اجتماعی را می‌توان فعالیتی دانست که در جامعه بر عهده فرد یا گروهی قرار دارد و چون آنچه را که در جامعه بر عهده فرد است انتظارات در دیگران بوجود می‌آورد, بنابراین در تعریفی دیگر نقش اجتماعی را به معنای انتظاراتی می‌دانند که باید دارند موقعیت یا پایگاه اجتماعی آنرا برآورده سازد.

به‌طور عام از عنوان  نقش اجتماعی  یک مجموعه به‌هم وابسته  انتظارات ضابطه‌مند و قالب‌ریزى‌شده  مقاوم و پایدار فهمیده مى‌شود که به دارنده  موقعیت‌هاى خاص اجتماعی  ارزانى مى‌دارد، به دیگر سخن دارنده انتظارات یادشده را به سوى موقعیت اجتماعى خاص سوق مى‌دهد؛ مثلاً انتظار مى‌رود که یک پزشک برحسب آخرین و جدیدترین سطح تحقیق پزشکی، همه توان خود را براى معالجه بیماران عرضه کند یا از یک معلم انتظار مى‌رود که به شاگردان خود برحسب شیوه‌هاى موفقیت‌آمیز بحث و گفتگو، درس بده

د.

3- مسولیت :

»مسئولیت اجتماعی عبارت از تعهدات و مسئولیت هایی که انسان در فرایند زندگــی اجتماعی و تعامل دیگران ناگزیر از رعایت آن می باشد«  .  )مسئولیت پذیری و مسئولیت گریزی رضا وطن دوست ، ص11 (

ادامه دارد ...




برچسب ها: مطالعات هفتم،
دنبالک ها: مطالعات هفتم،
ارسال توسط سرگروه مطالعات اجتماعی متوسطه اول 98-1397
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 23 مهر 1393

همکاران  مدرس مطالعات اجتماعی متوسطه اول برای مشاهده ودانلود طراحی آموزشی درس تنوع زیستگاه های ایران بر روی تصویر کتاب کلیک نمایید.






ارسال توسط سرگروه مطالعات اجتماعی متوسطه اول 98-1397
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 20 اسفند 1392
محمد روزبهانی

منبع:روزنامه فرهیختگان20 اسفند 1392  ضمیمه نیمکت
در بخشهای پیشین  به روابط استادان و دانشجویان در زمینه ی آموزش،پژوهش و روابط فرهنگی اشاره کردیم. دراین بخش  که بخش پایانی است به روابط بین فردی استاد- دانشجو خواهیم پرداختسوال اصلی این است آیا روابط بین فردی دانشجویان  و اساتید روابطی گرم و صمیمی است  و همراه با اعتماد ،اهمیت و احترام است  یا نه؟ نمی توان با قطعیت آری یا نه گفت ! اما به نظر من در مجموع روابط بین استادان  و دانشجویان صمیمی،دوستانه و همراه با اعتماد نیست.زیر بنای روابط صمیمی و همراه با اعتماد و احترام، وجود نوعی روابط هم سطح و افقی است بین اشخاص. اگر بین دو یا چند شخص روابطی بر مبنای اقتدار و قدرت شکل گیرد و یکی از انها در جایگاه فرا تری بنشیند و دیگران فرو تر از او قرار گیرند،رابطه ای صمیمی و محترمانه شکل نمی گیرد. بلکه نوعی رابطه بر مبنای ترس یک شخص از شخصی دیگر به وجود می آید...

ادامه مطلب
ارسال توسط سرگروه مطالعات اجتماعی متوسطه اول 98-1397
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 18 اسفند 1392
هشتصد سال از مرگ چنگیزخان می‌گذرد و در این مدت بسیاری بیهوده تلاش کرده‌اند که گور او را بیابند، او در زمان مرگ، امپراتوری‌ای داشت که از دریای خزر تا افیانوس آرام گسترده بود، سپاه او در جریان تسخیر چین و بخش اعظم آسیای مرکزی، بسیار کشت و غارت کرد، اما در ضمن این تهاجم، ارتباطی هم بین شرق و غرب ایجاد کرد، او به عنوان یکی از بی‌رحم‌ترین و مشهورترین رهبران دنیا، دنیا را از نو ساخت.
اما مرگ چنگیرخان در هاله‌ای از ابهام است، بسیاری از تاریخدانان مرگ او را نتیجه زخم‌های میدان نبرد می‌دانند، بعضی عقیده دارند او پس از افتادن از اسب درگذشته است و بعضی‌ها هم مرگ او را ناشی از بیماری می‌دانند. در این میان گور او هرگز کشف نشد، چرا که در زمان به خاک سپردن او، اقدامات زیادی برای ناشناس باقی ماندن گور او و حفاظت از آن در مقابل دزدان مقبره‌ها انجام شد.
این گونه شایع است که گروه نگهبان او، همه افرادی را که در اطراف محل خاکسپاری بودند، کشتند، کسانی که مقبره را هم ساختند، کشته شدند و حتی همین سربازانی که کارگران احداث‌کننده مقبره را کشته بودند، خود کشته شدند! حتی تصور می‌شود که برای استتار مقبره جنگلی روی آن ساخته شد و با تغییر مسیر یک رود، همه چیز پنهان شد.
هنوز مشخص نیست که چه میزان از این حرف‌ها راست و چه میزان افسانه و تخیل باشد، اما باور عمومی این است که او به تنهایی به خاک سپرده نشده است و گروهی از وابستگان او، همراه او دفن شده باشند.
تا به حال گروه‌هایی از دانشمندان آلمانی، ژاپنی، روسی و بریتانیایی با صرف میلیون‌ها دلار پول، سعی کرده‌اند که مقبره او را کشف کنند، اما تلاش آنها به نتیجه‌ای منجر نشده است.
البته تا حالا!
در تازه‌ترین تلاش، گروهی از تاریخدانان و باستان‌شناسان مغول و آمریکایی با هم متحد شده‌اند که این معمای تاریخی را حل کنند و موفق شده‌اند که نشانه‌هایی از گور چنگیزخان را در کوهی در یک منطقه دورافتاده در شمال غربی مغولستان بیابند. آنها بقایای یک ساختمان بزرگ را پیدا کرده‌اند که قدمت ساخت آن به قرن ۱۳ یا ۱۴ برمی‌گردد که منطبق با زمان مرگ چنگیز خان است. در همین منطقه آنها مقدار انبوهی کلاهخود، چینی و مواد ساختمانی هم یافته‌اند.
آلبرت لین، که یکی از محققان نشنال جئوگرافیک است، پژوهشگر اصلی این گروه است:





ادامه مطلب
ارسال توسط سرگروه مطالعات اجتماعی متوسطه اول 98-1397
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 18 اسفند 1392

جنایات ارتش استالینی


ژوزف استالین، یکی از مخوف ترین و جنایتکارترین دیکتاتور های تاریخ می باشد. ستمی که وی بر مردم خود و دیگر ملل روا داشت در تاریخ کم نظیر است. در این مطلب به جنایات ارتش سرخ تحت فرمان استالین در جنگ جهانی دوم پرداخته ایم.

استالین در تاریخ 23 ماه آگوست سال 1939 قرارداد عدم تعرض با آلمان نازی و هیتلر امضا کرد. این قرار داد جهان را در بهت و حیرت فرو برد. دو دیکتاتور به طور پنهانی خواب تازه ای برای اروپا دیده بودند و تیر پیکان تجاوزگری این دو، مردم مظلوم لهستان بودند. سپس آن دو با حمله به لهستان آن را میان خود تقسیم نمودند. بخش وسیعی از لهستان و 250 هزار نفر اسیر جنگی آن کشور در روزهای نخست جنگ نصیب استالین شد. شایان ذکر است در این تجاوز وحشیانه مردم اوکراین و روس سفید نیز شرکت داشتند. شعار متجاوزان کمونیست در حمله به لهستان  این بود: “تمام لهستانی ها را باید مانند مشتی سگ قتل عام کرد“. ماموران سازمان مخوف NKVD به کشتار مردم لهستان پرداخت. حتی پس از حمله آلمان به شوروی ماموران این سازمان به قتل عام مردم لهستان و به اسارت کشیدنآن ها در سیبری ادامه دادند. طبق آمار ژنرال لهستانی به نام آندره، نیمی از یک و نیم ملیون زندانی لهستانی حین انتقال به مناطق منجمد سیبری جان باختند. شنیع ترین جنایت از این دست، قتل عام افسران اسیر لهستانی، موسوم به کشتار کاتین بود. که شوروی آن را به آلمان نسبت داد اما در سال 1989 رسما به آن اعتراف کرد. مطالب بیشتر در رابطه با کشتار کاتین را اینجا بخوانید:

جنایات متفقین در جنگ جهانی دوم

پس از اشغال لهستان، استالین تعرض به جمهوری های بالتیک و فنلاند را آغاز کرد. اشغال جمهوری های بالتیک به سهولت انجام شد اما مردم فنلاند جانانه مقاومت کردند. پس از کشتار فراوان ارتش سرخ بدون کسب پیروزی قطعی فراخوانده شد. از دیگر جنایات استالین دستور کشتار آلمانی ها و تجاوز به زنان و دخترانشان در پایان جنگ و هنگام تسلیم آلمان بود. همچنین استالین سربازان اسیر خود را که از اردوگاه های آلمانی نجات پیدا کرده بودند به سیبری تبعید می کرد زیرا آن ها را خائن می دانست. به عقیده وی سربازانی که تسلیم شده اند خائن هستند!

 در این جا برای ترسیم تقریبی این اعمال وحشیانه آرتش سرخ به ذکر مواردی از کتاب هوفمان و زایس بسنده میکنم.

- کمیسرهایارتشسرخازروزهای اول جنگ در بین یگان های آرتش سرخ میرفتند و دستوراتی مانند «کسی را اسیر نگیرید» و یا « همه آلمانی ها را بکشید» را ابلاغ میکردند. نظامیان آرتش سرخ به ازای کشتن بیست آلمانی سه روز مرخصی تشویقی میگرفتند.
- در تاریخ 24 ژوئن 1941 دوازده زخمی آلمانی که چند روز قبل از نیروها عقب مانده بودند، در سورز که در غرب بیاایشتوک[ 180 کیلومتری ورشو] واقع شده است، در وضعیت دلخراشی پیدا شدند. آن ها را به درخت بسته بودند ، چشمانشان را از کاسه در آورده و زبانهایشان را از حلقوم بیرون کشیده بودند.
- یک روز بعد در 25 ژوئن ، اعضای یک گروه شناسایی یگان 36 توپخانه را در روستایی در شرق لهستان یافتند همه آن ها را به طرز وحشیانه ای اعدام کردند.



ادامه مطلب را اینجا بخوانید.....
ارسال توسط سرگروه مطالعات اجتماعی متوسطه اول 98-1397
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 18 اسفند 1392
اس ام اس و پیامک مخصوص نوروز 1390 - www.RadsMs.com                                                                                                                   

باعث افتخار است که عرض شاد باش و تبریک اینجانب
زودتر از نسیم روح بخش نوروز خدمت تان شرفیاب شود...
پیشاپیش عیدتان مبارک



ارسال توسط سرگروه مطالعات اجتماعی متوسطه اول 98-1397

آشنایی با مراسم عید نوروز در برخی کشورهای جهان


- عید نوروز در پاکستان
در پاکستان غالبا صفت “عالم افروز” را در مورد نوروز به کار می‌برند و این حکایت از علاقه‌مندی مردم این کشور به نوروز دارد. بسیاری از خانواده‌های پاکستانی مراسم نوروز را گرامی می‌دارند، به طوری که برای یکدیگر کارت تبریک طلایی و الوان مزین به گل و بلبل که نشان از نو شدن طبیعت دارد، می‌فرستند که معمولا بر آن عبارت عید مبارک نقش بسته است.آنها هم مانند ایرانی ها خانه‌تکانی می‌کنند، لباس نو می‌پوشند، به دید و بازدید می‌روند و سعی می‌کنند کدورت و غم‌ را از دل‌ها بزدایند و زندگی را به شادی بگذرانند.
خانواده‌های پاکستانی به هنگام نوروز سفره نوروزی رنگین می‌گسترانند و انواع شیرینی و میوه‌ها را بر آن می‌چینند و بزرگترها به کوچکترها هدیه می‌دهند.
از آداب و رسوم عید نوروز در میان مردم پاکستان تهیه نمودن انواع شیرینی مثل «لدو»، «گلاب حامن»، «رس ملائی»، «کیک برفی»، «شکرپاره»، «کریم رول»، «سوهن حلوا» و همچنین پختن غذاهای معروف این ایام و عیدی دادن و گرفتن و دید و بازدید اقوام است.

- عید نوروز در تاجیکستان
نوروز در تاجیکستان، به خصوص در “بدخشان” با شکوه بسیار برگزار می‌شود. نوروز برای مردم تاجیک که روزگاری سرزمینشان بخشی از ایران بزرگ محسوب می‌شده عید ملی اجدادی است و آن را غدیر ایام یعنی عید بزرگ می‌خوانند.
کلمه ایام در بدخشان مرادف عید یا به جای آن به کار می‌رود. هر خانواده چند روز مانده به عید خود را برای برگزاری آن آماده می‌سازد. خانه تکانی صورت می‌گیرد. همه از کوچک و بزرگ با بی‌قراری منتظر رسیدن نوروز می‌شوند.
تاجیک‌ها در نخستین روز نوروز، صبحانه را با انواع غذاهای شیرین صرف می‌کنند که عبارت است از حلوا، شیربرنج، غوز حماچ ، به این امید که تا پایان سال زندگی شان شیرین باشد. پس از صرف صبحانه پارچه سرخی را بالای در ورودی خانه می‌آویزند که آن را نشانه بهروزی و خوش‌بختی می دانند. آنگاه اثاث خانه را که از قبل تمیز کرده‌اند به طرزی نیکو می‌چینند، سپس پنجره‌ها را می‌گشایند تا نسیم نوروزی در زوایای خانه به گردش درآید.
همه لباس تازه به تن می‌کنند و کوچکترها در حالی که غنچه‌ای از گل سرخ در دست دارند نزد بزرگترها می‌روند و با گفتن”شاگون بهار مبارک” سالی خوش برایشان آرزو می‌کنند.
در بدخشان در شب دوم سال نو از کله و پاچه گوسفند وگندم غذای مخصوصی تهیه می‌کنند که به آن “باج” می‌گویند. نوروز در بدخشان سه روز ادامه دارد.

- عید نوروز در جمهوری آذربایجان
نوروز یکی از جشن‌های بزرگ در جمهوری آذربایجان است. این جشن همه ساله از بیستم تا بیست و دوم مارس که تقریبا برابر با اول تا سوم فروردین است در این کشور برگزار می‌شود. در آذربایجان از چند هفته مانده به نوروز مردم برای برگزاری این عید خود را آماده می‌کنند؛در شب چهارشنبه دختران نیتی در قلب خود می‌کنند و در گذرگاه‌ها می‌ایستند و اگر سخنی موافق خواست خود از رهگذری بشنوند بسیار خوشحال می‌شوند و مطمئن می شوند که حاجتشان برآورده خواهد شد . براین اساس مردم سعی می‌کنند در ایام نوروز سخنی نامناسب که از آن بوی یاس به مشام آید بر زبان نیاورند و از به کار بردن سخنان ناپسند و حزن‌آور بپرهیزند.
در میان مراسم نوروزی جمهوری آذربایجان، رسم‌هایی نظیر فرستادن سفره سمنو، انداختن کلاه پوستین به درها، آویزان‌ کردن کیسه و توبره از سوراخ  بام در شب عید و درخواست هدیه نورزی از صاحبخانه بسیار قابل توجه‌اند که در مجموع عاملی برای ایجاد ازدیاد محبت و مودت در میان مردمند.

در عید نوروز نمایش‌ها و بازی‌های مختلف که فزاینده شادی می‌باشند در جمهوری آذربایجان رواج می‌گیرد. در این میان می‌توان از اسب‌سواری، شمشیربازی، کمنداندازی، ورزش‌های زورخانه‌ای، طناب‌ بازی و مانند اینها نام برد که در همه آنها اصل بر شادی و نشاط است.

- عید نوروز در قرقیزستان
کلمه نوروز در میان مردم قرقیزستان که به زبان قرقیزی صحبت می‌کنند و به خط کریل می‌نویسند، واژه ای آشنا است، آنها هم عید نوروز برای آنان از مقد‌س‌ترین اعیاد است و آیین‌های نوروزی را با شکوه تمام‌ برگزار می‌کنند، طوری که هیچ یک از مراسم ملی و مذهبی آنان جلوه و جلال نوروز را ندارد . نوروز در این سرزمین‌ تنها یک روز است که در بیست و یکم ماه مارس(اول تا دوم فروردین) برگزار می‌شود .
خانواده‌های قرقیزی از نخستین ساعات صبح روز عید از خانه‌هایشان بیرون می‌آیند و در میدان‌های بزرگ شهر جمع می‌شوند. در این میدان‌ها بازارهای موقت ایجاد می‌شوند که در آن انواع اجناس، خوردنی، پوشیدنی‌ها  و اسباب‌بازی‌ها عرضه می‌شوند..


این مراسم در شهرهای بزرگ ساعت‌ها به طول می‌انجامند و مراسمی از قبیل نمایش‌های سوارکاران با لباس‌های عشایری و جنگی در حالی که سلاح‌هایی نظیر شمشیر، خنجر، نیزه، سپر، تیرو کمان با خود حمل می‌کنند موجب می‌شود تا مردم زمان را فراموش کنند.




ادامه مطلب را بخوانید
ارسال توسط سرگروه مطالعات اجتماعی متوسطه اول 98-1397
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 18 اسفند 1392

اطلاعاتی در مورد تاریخچه عید باستانی نوروز
برخی گفته‌اند جمشید که به زبان فارسی جم و به زبان عربی «منوشخ» نامیده می‌شد در جهان سیر می‌کرد، هنگامی که به آذربایجان رسید، با تاج و تختی مرصع بر بلندای نقطه‌ای در مشرق جای گرفت و روشنایی آن تاج و تخت در هنگام طلوع خورشید مردمان را خیره کرد و آن روز را روز نو خواندند و جشن گرفتند و لفظ «شید» که در پهلوی به معنای شعاع است بر نام وی افزودند و پادشاه را جمشید نامیدند و رسم نوروز جاودانه و پایدار شد.

بزرگترین جشن ملی ایران که در نخستین روز از نخستین ماه سال خورشیدی آن‌گاه که آفتاب جهان تاب به برج حمل انتقال یابد و روز و شب برابر گردد، آغاز می‌شود در ادبیات

با توجه به روایت‌های افسانه‌ای اسطوره‌ای ایران آغاز پیدایش جشن نوروز را به جمشید، چهارمین پادشاه پیشدادی ایران نسبت داده‌اند. قدمت این اسطوره به عصر هند و ایرانی می‌رسد.


در اوستا، کهن‌ترین کتاب ایرانیان به جمشید «یم Yima» اشاره شده است. در این روایت؛ جم، دارای فره ایزدی بوده که به فرمان اهورامزد به جنگ با اهریمن پرداخته که موجب خشکسالی و قحطی و نابودی خیر و برکت شده بود.
با نابودی اهریمن وی بار دیگر شادمانی و خرمی و خیر و برکت را به مردم ارزانی داشته و هر درختی که خشک شده بود سبز شد و مردم آن روز را «نوروز» یا «روز نوین» خواندند و همگی به فرخندگی چنین روزی در تشتی جو کاشتند و این رسم برای ایرانیان جاودانه شد.
برخی گفته‌اند جمشید که به زبان فارسی جم و به زبان عربی «منوشخ» نامیده می‌شد در جهان سیر می‌کرد، هنگامی که به آذربایجان رسید، با تاج و تختی مرصع بر بلندای نقطه‌ای در مشرق جای گرفت و روشنایی آن تاج و تخت در هنگام طلوع خورشید مردمان را خیره کرد و آن روز را روز نو خواندند و جشن گرفتند و لفظ «شید» که در پهلوی به معنای شعاع است بر نام وی افزودند و پادشاه را جمشید نامیدند و رسم نوروز جاودانه و پایدار شد.

همچنین گفته‌اند: خداوند در اولین روز از ماه فروردین کار خلقت انسان و سایر مخلوقات را به پایان رساند و آدمی برای سپاسگزاری و قدردانی از خداوند و نعمت‌های وی، به نیایش و شادمانی پرداخت.یکی دیگر از فلسفه‌های جشن نوروز را نزول فروهر‌های (Farvahar) (1) درگذشتگان به زمین در روز اول فروردین دانسته‌اند.
در اوستا آمده است که فروهرهای درگذشتگان پاک در اول فروردین برای احوالپرسی از اقوام خود به زمین می‌آیند و با دیدن مسرت و شادمانی بازماندگان از اهورامزدا برای آنان طلب خیر و رحمت می‌کنند و بازماندگان پیش از آمدن فروهرها به نظافت و خانه‌تکانی منزل پرداخته و آماده پذیرایی از آنان می‌شوند و کلمه فروردین یعنی ماهی که متعلق به فروهران است.

از برپایی مراسم و آیین‌های نوروزی در دوران هخامنشی اطلاع‌ دقیقی در دست نیست و تنها برخی از پژوهشگران چون فیلندر معتقدند که حجاری‌ها و سنگ‌نگاره‌های باقی‌مانده از دوران هخامنشی نشان‌دهنده مراسم نوروزی در تخت‌جمشید است. این آثار نمایشی از تقدیم هدایا از جانب اقوام و ملل تابع هخامنشیان به حضور پادشاه است.

 

از چگونگی برگزاری نوروز در روزگار اشکانیان آثاری در دست نیست.شادروان پور داوود می‌نویسد: «هر چند اشکانیان، ایرانی‌نژاد و زرتشتی‌کیش بودند ولی تسلط ۸۰ ساله یونانیان موجب شد که آنان در باب آداب و رسوم ایرانی بی‌قید شوند و شاید در پایان دوره حکومت ۴۷۶ ساله دوباره ملیت ایران قوت گرفت.» (۲)

در دوران ساسانی، مراسم عید نوروز را بین شش تا سی روز برگزار می‌کردند و روز ششم فروردین یا نوروز بزرگ را خرداد روز می‌نامیدند و این روز را متعلق به فرشته مقدس خرداد می‌دانستند.

پیروان آیین مزدیسنا همچنین معتقد بودند که زرتشت (۶۵۰ سال پیش از میلاد مسیح) در این روز متولد شده و در همین روز مقدس با خداوند به راز و نیاز پرداخته است و این روز برای ایرانیان محترم و مقدس شمرده می‌شد.
پادشاهان ساسانی نیز در دربارهای خود آیین‌های نوروز را با شکوه‌ خاصی برگزار می‌کردند و شاه پنج روز اول یا «نوروز عامه» بار عام می‌داد و به رفع حاجت‌های مردم می‌پرداخت، سپس «نوروز خاصه» یا نوروز بزرگ را که از روز ششم فروردین آغاز می‌شد به خود و نزدیکانش اختصاص داده و به جشن و شادمانی می‌پرداختند و نواهای خاص نوروز در این ایام در دربار پادشاه نواخته می‌شد.
از رسوم رایج این روزگار آن بود که مردم در بامداد عید نوروز به یکدیگر آب می‌پاشیدند و شکر هدیه می‌دادند. دلبستگی‌ ایرانیان به سنت‌های گذشته خود موجب شد که نوروز که سمبلی از عظمت و شکوه آنان بود، در سراسر دوران اسلامی، حتی در دوران خلفایی که اعتنایی به این رسومات نداشتند، برپا شود و آشنایی و آگاهی فرمانروایان اموی و عباسی از آیین‌ هدیه دادن به حاکمان دلیلی برای گرایش فرمانروایان عرب به برگزاری نوروز شد.
با کاهش قدرت و نفوذ عرب‌ها بر دولت‌های ایرانی و ایجاد حکومت‌های مستقل چون صفاریان و سامانیان و تعلق خاطر پادشاهان ایرانی‌نژاد به اجرای رسومات ایرانی، موجب احیای نوروز و برگزاری باشکوه این جشن شد.




ارسال توسط سرگروه مطالعات اجتماعی متوسطه اول 98-1397
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 14 اسفند 1392

1- رنگ : از رنگ بیشترین بهره در نامگذاری کوه های ایران شده است . بسیاری از کوههای برفگیر که مدّت طولانی برف رویشان می ماند سفید کوه نامیده شده اند . در ایران نزدیک به 70 کوه هست که نام آنها سفید است و این به غیر از کوه هایی است که پیشوند یا پسوند سفید دارند ، مانند : سفیدخانی ، سفید چشمه ، کمرسفید و سنگ سفید . برخی نامها نیز ترکی است ، مانند: آق داغ : کوه سفید، آق بلاغ : چشمه سفید، آق تپه : تپه سفید، آق داش : سنگ سفید.  کوه ها را اگر پشت به نور ببینیم یا از سنگ هایی سیاه تشکیل شده باشد ، سیاه به نظر می آیند. چند نمونه کوه دارای نام سیاه : سیاه تخت ، سیاه پال ، سیاه کمان، سیاه خانی . نام رنگ های دیگری چون زرد ، سبز و سرخ(قرمز) نیز به بسیاری از کوه ها نهاده می شود. نام زرد به دلیل رگه های آهکی زرد ، نام قرمز به دلیل وجود خاک رس و نام سبز به دلیل پوشش گیاهی به کوه ها داده شده است.

 2- عدد : به ویژه عددهای چهار و چهل و هفت و هفتاد ، مانند: چهار (چهار پالون)، هفت (هفت سران لار، هفت خوانی) ، چهل (چهل چشمه ، چهل تن ، چهل نابالغان ، چهل دختر) هفتاد (هفتاد قله) البته گاهی عددهای دیگری هم به کار می روند مانند سی سخت در بویر احمد و کهگیلویه  .

 3- جنس : وجود نمک ، گچ، نقره ، سنگ آهن، شیشه، سنگ سفید، سنگ سیاه ، فیروزه و کانی های دیگر، کوه هایی به همان نام ها را پدید آورده است. در ایران کوه های بسیاری به نام نمک و گچ داریم. مانند گچ ِ جاوِر( گچ جابر) در نزدیکی بدره ایلام که مزار  جابر بن عبدالله انصاری صحابی نامدار است و بنا به روایتی این آرامگاه جابرحیان پدر علم شیمی است . اما با این وجود به نام گچ جابر نامیده شده است .

 4- گیاهان : برخی از کوه ها به دلیل داشتن میوه ای نامگذاری شده اند. مانند: دشت آلو، دره سیب، دره انجیر و بادامستان.

 5- جانوران : مانند شیرکوه ، پلنگ کوه، خرسان، کرکس، خرگوشان ، کفتارکوه ، اُشتُران کوه، گاوچال ، مارکوه ، دالاهو ( دال: عقاب+ آهو )

 6  - شخصیت های نامدار تاریخی و افسانه ای: نامگذاری کوه های تخت سلیمان ، بلقیس و کوه هایی که نامی از قهرمانان افسانه ای چون رستم دارند نیز با الهام گرفتن از شخصیت های نامدار انجام شده است.

7- مکان های مذهبی : وجود مقبره بسیاری از امامزاده ها یا بزرگان دین در دامنه کوه ها دلیلی برای نامیدن کوه ها به نام آن بزرگان بوده است  . مانند  کوه شاه محمد ، امامزاده داود ، امامزاده قاسم ، ابوذر و امامزاده هاشم .



ادامه مطلب
ارسال توسط سرگروه مطالعات اجتماعی متوسطه اول 98-1397
(تعداد کل صفحات:3)      [1]   [2]   [3]  

آرشیو مطالب
نظر سنجی
آیا از عملکرد (اطلاع رسانی، نو و بروز بودن محتوا، کاربردی بودن مطالب و...) وب سایت گروه های آموزشی ناحیه دو بهارستان رضایت دارید؟






صفحات جانبی
دبیرخانه های استانی
امکانات جانبی
ذکر روزهای هفته



در این وبلاگ
در كل اینترنت


یک پیام بفرستید