گروه های آموزشی ناحیه دو بهارستان
فعالیت های کارشناسی تکنولوژی و گروه های آموزشی
حدیث موضوعی


مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 23 مهر 1393

همکاران  مدرس مطالعات اجتماعی متوسطه اول برای مشاهده ودانلود طراحی آموزشی درس تنوع زیستگاه های ایران بر روی تصویر کتاب کلیک نمایید.






ارسال توسط سرگروه علوم اجتماعی متوسطه اول 93-1392
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 20 اسفند 1392
محمد روزبهانی

منبع:روزنامه فرهیختگان20 اسفند 1392  ضمیمه نیمکت
در بخشهای پیشین  به روابط استادان و دانشجویان در زمینه ی آموزش،پژوهش و روابط فرهنگی اشاره کردیم. دراین بخش  که بخش پایانی است به روابط بین فردی استاد- دانشجو خواهیم پرداختسوال اصلی این است آیا روابط بین فردی دانشجویان  و اساتید روابطی گرم و صمیمی است  و همراه با اعتماد ،اهمیت و احترام است  یا نه؟ نمی توان با قطعیت آری یا نه گفت ! اما به نظر من در مجموع روابط بین استادان  و دانشجویان صمیمی،دوستانه و همراه با اعتماد نیست.زیر بنای روابط صمیمی و همراه با اعتماد و احترام، وجود نوعی روابط هم سطح و افقی است بین اشخاص. اگر بین دو یا چند شخص روابطی بر مبنای اقتدار و قدرت شکل گیرد و یکی از انها در جایگاه فرا تری بنشیند و دیگران فرو تر از او قرار گیرند،رابطه ای صمیمی و محترمانه شکل نمی گیرد. بلکه نوعی رابطه بر مبنای ترس یک شخص از شخصی دیگر به وجود می آید...

ادامه مطلب
ارسال توسط سرگروه علوم اجتماعی متوسطه اول 93-1392
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 18 اسفند 1392
هشتصد سال از مرگ چنگیزخان می‌گذرد و در این مدت بسیاری بیهوده تلاش کرده‌اند که گور او را بیابند، او در زمان مرگ، امپراتوری‌ای داشت که از دریای خزر تا افیانوس آرام گسترده بود، سپاه او در جریان تسخیر چین و بخش اعظم آسیای مرکزی، بسیار کشت و غارت کرد، اما در ضمن این تهاجم، ارتباطی هم بین شرق و غرب ایجاد کرد، او به عنوان یکی از بی‌رحم‌ترین و مشهورترین رهبران دنیا، دنیا را از نو ساخت.
اما مرگ چنگیرخان در هاله‌ای از ابهام است، بسیاری از تاریخدانان مرگ او را نتیجه زخم‌های میدان نبرد می‌دانند، بعضی عقیده دارند او پس از افتادن از اسب درگذشته است و بعضی‌ها هم مرگ او را ناشی از بیماری می‌دانند. در این میان گور او هرگز کشف نشد، چرا که در زمان به خاک سپردن او، اقدامات زیادی برای ناشناس باقی ماندن گور او و حفاظت از آن در مقابل دزدان مقبره‌ها انجام شد.
این گونه شایع است که گروه نگهبان او، همه افرادی را که در اطراف محل خاکسپاری بودند، کشتند، کسانی که مقبره را هم ساختند، کشته شدند و حتی همین سربازانی که کارگران احداث‌کننده مقبره را کشته بودند، خود کشته شدند! حتی تصور می‌شود که برای استتار مقبره جنگلی روی آن ساخته شد و با تغییر مسیر یک رود، همه چیز پنهان شد.
هنوز مشخص نیست که چه میزان از این حرف‌ها راست و چه میزان افسانه و تخیل باشد، اما باور عمومی این است که او به تنهایی به خاک سپرده نشده است و گروهی از وابستگان او، همراه او دفن شده باشند.
تا به حال گروه‌هایی از دانشمندان آلمانی، ژاپنی، روسی و بریتانیایی با صرف میلیون‌ها دلار پول، سعی کرده‌اند که مقبره او را کشف کنند، اما تلاش آنها به نتیجه‌ای منجر نشده است.
البته تا حالا!
در تازه‌ترین تلاش، گروهی از تاریخدانان و باستان‌شناسان مغول و آمریکایی با هم متحد شده‌اند که این معمای تاریخی را حل کنند و موفق شده‌اند که نشانه‌هایی از گور چنگیزخان را در کوهی در یک منطقه دورافتاده در شمال غربی مغولستان بیابند. آنها بقایای یک ساختمان بزرگ را پیدا کرده‌اند که قدمت ساخت آن به قرن ۱۳ یا ۱۴ برمی‌گردد که منطبق با زمان مرگ چنگیز خان است. در همین منطقه آنها مقدار انبوهی کلاهخود، چینی و مواد ساختمانی هم یافته‌اند.
آلبرت لین، که یکی از محققان نشنال جئوگرافیک است، پژوهشگر اصلی این گروه است:





ادامه مطلب
ارسال توسط سرگروه علوم اجتماعی متوسطه اول 93-1392
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 18 اسفند 1392

جنایات ارتش استالینی


ژوزف استالین، یکی از مخوف ترین و جنایتکارترین دیکتاتور های تاریخ می باشد. ستمی که وی بر مردم خود و دیگر ملل روا داشت در تاریخ کم نظیر است. در این مطلب به جنایات ارتش سرخ تحت فرمان استالین در جنگ جهانی دوم پرداخته ایم.

استالین در تاریخ 23 ماه آگوست سال 1939 قرارداد عدم تعرض با آلمان نازی و هیتلر امضا کرد. این قرار داد جهان را در بهت و حیرت فرو برد. دو دیکتاتور به طور پنهانی خواب تازه ای برای اروپا دیده بودند و تیر پیکان تجاوزگری این دو، مردم مظلوم لهستان بودند. سپس آن دو با حمله به لهستان آن را میان خود تقسیم نمودند. بخش وسیعی از لهستان و 250 هزار نفر اسیر جنگی آن کشور در روزهای نخست جنگ نصیب استالین شد. شایان ذکر است در این تجاوز وحشیانه مردم اوکراین و روس سفید نیز شرکت داشتند. شعار متجاوزان کمونیست در حمله به لهستان  این بود: “تمام لهستانی ها را باید مانند مشتی سگ قتل عام کرد“. ماموران سازمان مخوف NKVD به کشتار مردم لهستان پرداخت. حتی پس از حمله آلمان به شوروی ماموران این سازمان به قتل عام مردم لهستان و به اسارت کشیدنآن ها در سیبری ادامه دادند. طبق آمار ژنرال لهستانی به نام آندره، نیمی از یک و نیم ملیون زندانی لهستانی حین انتقال به مناطق منجمد سیبری جان باختند. شنیع ترین جنایت از این دست، قتل عام افسران اسیر لهستانی، موسوم به کشتار کاتین بود. که شوروی آن را به آلمان نسبت داد اما در سال 1989 رسما به آن اعتراف کرد. مطالب بیشتر در رابطه با کشتار کاتین را اینجا بخوانید:

جنایات متفقین در جنگ جهانی دوم

پس از اشغال لهستان، استالین تعرض به جمهوری های بالتیک و فنلاند را آغاز کرد. اشغال جمهوری های بالتیک به سهولت انجام شد اما مردم فنلاند جانانه مقاومت کردند. پس از کشتار فراوان ارتش سرخ بدون کسب پیروزی قطعی فراخوانده شد. از دیگر جنایات استالین دستور کشتار آلمانی ها و تجاوز به زنان و دخترانشان در پایان جنگ و هنگام تسلیم آلمان بود. همچنین استالین سربازان اسیر خود را که از اردوگاه های آلمانی نجات پیدا کرده بودند به سیبری تبعید می کرد زیرا آن ها را خائن می دانست. به عقیده وی سربازانی که تسلیم شده اند خائن هستند!

 در این جا برای ترسیم تقریبی این اعمال وحشیانه آرتش سرخ به ذکر مواردی از کتاب هوفمان و زایس بسنده میکنم.

- کمیسرهایارتشسرخازروزهای اول جنگ در بین یگان های آرتش سرخ میرفتند و دستوراتی مانند «کسی را اسیر نگیرید» و یا « همه آلمانی ها را بکشید» را ابلاغ میکردند. نظامیان آرتش سرخ به ازای کشتن بیست آلمانی سه روز مرخصی تشویقی میگرفتند.
- در تاریخ 24 ژوئن 1941 دوازده زخمی آلمانی که چند روز قبل از نیروها عقب مانده بودند، در سورز که در غرب بیاایشتوک[ 180 کیلومتری ورشو] واقع شده است، در وضعیت دلخراشی پیدا شدند. آن ها را به درخت بسته بودند ، چشمانشان را از کاسه در آورده و زبانهایشان را از حلقوم بیرون کشیده بودند.
- یک روز بعد در 25 ژوئن ، اعضای یک گروه شناسایی یگان 36 توپخانه را در روستایی در شرق لهستان یافتند همه آن ها را به طرز وحشیانه ای اعدام کردند.



ادامه مطلب را اینجا بخوانید.....
ارسال توسط سرگروه علوم اجتماعی متوسطه اول 93-1392
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 18 اسفند 1392
اس ام اس و پیامک مخصوص نوروز 1390 - www.RadsMs.com                                                                                                                   

باعث افتخار است که عرض شاد باش و تبریک اینجانب
زودتر از نسیم روح بخش نوروز خدمت تان شرفیاب شود...
پیشاپیش عیدتان مبارک



ارسال توسط سرگروه علوم اجتماعی متوسطه اول 93-1392

آشنایی با مراسم عید نوروز در برخی کشورهای جهان


- عید نوروز در پاکستان
در پاکستان غالبا صفت “عالم افروز” را در مورد نوروز به کار می‌برند و این حکایت از علاقه‌مندی مردم این کشور به نوروز دارد. بسیاری از خانواده‌های پاکستانی مراسم نوروز را گرامی می‌دارند، به طوری که برای یکدیگر کارت تبریک طلایی و الوان مزین به گل و بلبل که نشان از نو شدن طبیعت دارد، می‌فرستند که معمولا بر آن عبارت عید مبارک نقش بسته است.آنها هم مانند ایرانی ها خانه‌تکانی می‌کنند، لباس نو می‌پوشند، به دید و بازدید می‌روند و سعی می‌کنند کدورت و غم‌ را از دل‌ها بزدایند و زندگی را به شادی بگذرانند.
خانواده‌های پاکستانی به هنگام نوروز سفره نوروزی رنگین می‌گسترانند و انواع شیرینی و میوه‌ها را بر آن می‌چینند و بزرگترها به کوچکترها هدیه می‌دهند.
از آداب و رسوم عید نوروز در میان مردم پاکستان تهیه نمودن انواع شیرینی مثل «لدو»، «گلاب حامن»، «رس ملائی»، «کیک برفی»، «شکرپاره»، «کریم رول»، «سوهن حلوا» و همچنین پختن غذاهای معروف این ایام و عیدی دادن و گرفتن و دید و بازدید اقوام است.

- عید نوروز در تاجیکستان
نوروز در تاجیکستان، به خصوص در “بدخشان” با شکوه بسیار برگزار می‌شود. نوروز برای مردم تاجیک که روزگاری سرزمینشان بخشی از ایران بزرگ محسوب می‌شده عید ملی اجدادی است و آن را غدیر ایام یعنی عید بزرگ می‌خوانند.
کلمه ایام در بدخشان مرادف عید یا به جای آن به کار می‌رود. هر خانواده چند روز مانده به عید خود را برای برگزاری آن آماده می‌سازد. خانه تکانی صورت می‌گیرد. همه از کوچک و بزرگ با بی‌قراری منتظر رسیدن نوروز می‌شوند.
تاجیک‌ها در نخستین روز نوروز، صبحانه را با انواع غذاهای شیرین صرف می‌کنند که عبارت است از حلوا، شیربرنج، غوز حماچ ، به این امید که تا پایان سال زندگی شان شیرین باشد. پس از صرف صبحانه پارچه سرخی را بالای در ورودی خانه می‌آویزند که آن را نشانه بهروزی و خوش‌بختی می دانند. آنگاه اثاث خانه را که از قبل تمیز کرده‌اند به طرزی نیکو می‌چینند، سپس پنجره‌ها را می‌گشایند تا نسیم نوروزی در زوایای خانه به گردش درآید.
همه لباس تازه به تن می‌کنند و کوچکترها در حالی که غنچه‌ای از گل سرخ در دست دارند نزد بزرگترها می‌روند و با گفتن”شاگون بهار مبارک” سالی خوش برایشان آرزو می‌کنند.
در بدخشان در شب دوم سال نو از کله و پاچه گوسفند وگندم غذای مخصوصی تهیه می‌کنند که به آن “باج” می‌گویند. نوروز در بدخشان سه روز ادامه دارد.

- عید نوروز در جمهوری آذربایجان
نوروز یکی از جشن‌های بزرگ در جمهوری آذربایجان است. این جشن همه ساله از بیستم تا بیست و دوم مارس که تقریبا برابر با اول تا سوم فروردین است در این کشور برگزار می‌شود. در آذربایجان از چند هفته مانده به نوروز مردم برای برگزاری این عید خود را آماده می‌کنند؛در شب چهارشنبه دختران نیتی در قلب خود می‌کنند و در گذرگاه‌ها می‌ایستند و اگر سخنی موافق خواست خود از رهگذری بشنوند بسیار خوشحال می‌شوند و مطمئن می شوند که حاجتشان برآورده خواهد شد . براین اساس مردم سعی می‌کنند در ایام نوروز سخنی نامناسب که از آن بوی یاس به مشام آید بر زبان نیاورند و از به کار بردن سخنان ناپسند و حزن‌آور بپرهیزند.
در میان مراسم نوروزی جمهوری آذربایجان، رسم‌هایی نظیر فرستادن سفره سمنو، انداختن کلاه پوستین به درها، آویزان‌ کردن کیسه و توبره از سوراخ  بام در شب عید و درخواست هدیه نورزی از صاحبخانه بسیار قابل توجه‌اند که در مجموع عاملی برای ایجاد ازدیاد محبت و مودت در میان مردمند.

در عید نوروز نمایش‌ها و بازی‌های مختلف که فزاینده شادی می‌باشند در جمهوری آذربایجان رواج می‌گیرد. در این میان می‌توان از اسب‌سواری، شمشیربازی، کمنداندازی، ورزش‌های زورخانه‌ای، طناب‌ بازی و مانند اینها نام برد که در همه آنها اصل بر شادی و نشاط است.

- عید نوروز در قرقیزستان
کلمه نوروز در میان مردم قرقیزستان که به زبان قرقیزی صحبت می‌کنند و به خط کریل می‌نویسند، واژه ای آشنا است، آنها هم عید نوروز برای آنان از مقد‌س‌ترین اعیاد است و آیین‌های نوروزی را با شکوه تمام‌ برگزار می‌کنند، طوری که هیچ یک از مراسم ملی و مذهبی آنان جلوه و جلال نوروز را ندارد . نوروز در این سرزمین‌ تنها یک روز است که در بیست و یکم ماه مارس(اول تا دوم فروردین) برگزار می‌شود .
خانواده‌های قرقیزی از نخستین ساعات صبح روز عید از خانه‌هایشان بیرون می‌آیند و در میدان‌های بزرگ شهر جمع می‌شوند. در این میدان‌ها بازارهای موقت ایجاد می‌شوند که در آن انواع اجناس، خوردنی، پوشیدنی‌ها  و اسباب‌بازی‌ها عرضه می‌شوند..


این مراسم در شهرهای بزرگ ساعت‌ها به طول می‌انجامند و مراسمی از قبیل نمایش‌های سوارکاران با لباس‌های عشایری و جنگی در حالی که سلاح‌هایی نظیر شمشیر، خنجر، نیزه، سپر، تیرو کمان با خود حمل می‌کنند موجب می‌شود تا مردم زمان را فراموش کنند.




ادامه مطلب را بخوانید
ارسال توسط سرگروه علوم اجتماعی متوسطه اول 93-1392
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 18 اسفند 1392

اطلاعاتی در مورد تاریخچه عید باستانی نوروز
برخی گفته‌اند جمشید که به زبان فارسی جم و به زبان عربی «منوشخ» نامیده می‌شد در جهان سیر می‌کرد، هنگامی که به آذربایجان رسید، با تاج و تختی مرصع بر بلندای نقطه‌ای در مشرق جای گرفت و روشنایی آن تاج و تخت در هنگام طلوع خورشید مردمان را خیره کرد و آن روز را روز نو خواندند و جشن گرفتند و لفظ «شید» که در پهلوی به معنای شعاع است بر نام وی افزودند و پادشاه را جمشید نامیدند و رسم نوروز جاودانه و پایدار شد.

بزرگترین جشن ملی ایران که در نخستین روز از نخستین ماه سال خورشیدی آن‌گاه که آفتاب جهان تاب به برج حمل انتقال یابد و روز و شب برابر گردد، آغاز می‌شود در ادبیات

با توجه به روایت‌های افسانه‌ای اسطوره‌ای ایران آغاز پیدایش جشن نوروز را به جمشید، چهارمین پادشاه پیشدادی ایران نسبت داده‌اند. قدمت این اسطوره به عصر هند و ایرانی می‌رسد.


در اوستا، کهن‌ترین کتاب ایرانیان به جمشید «یم Yima» اشاره شده است. در این روایت؛ جم، دارای فره ایزدی بوده که به فرمان اهورامزد به جنگ با اهریمن پرداخته که موجب خشکسالی و قحطی و نابودی خیر و برکت شده بود.
با نابودی اهریمن وی بار دیگر شادمانی و خرمی و خیر و برکت را به مردم ارزانی داشته و هر درختی که خشک شده بود سبز شد و مردم آن روز را «نوروز» یا «روز نوین» خواندند و همگی به فرخندگی چنین روزی در تشتی جو کاشتند و این رسم برای ایرانیان جاودانه شد.
برخی گفته‌اند جمشید که به زبان فارسی جم و به زبان عربی «منوشخ» نامیده می‌شد در جهان سیر می‌کرد، هنگامی که به آذربایجان رسید، با تاج و تختی مرصع بر بلندای نقطه‌ای در مشرق جای گرفت و روشنایی آن تاج و تخت در هنگام طلوع خورشید مردمان را خیره کرد و آن روز را روز نو خواندند و جشن گرفتند و لفظ «شید» که در پهلوی به معنای شعاع است بر نام وی افزودند و پادشاه را جمشید نامیدند و رسم نوروز جاودانه و پایدار شد.

همچنین گفته‌اند: خداوند در اولین روز از ماه فروردین کار خلقت انسان و سایر مخلوقات را به پایان رساند و آدمی برای سپاسگزاری و قدردانی از خداوند و نعمت‌های وی، به نیایش و شادمانی پرداخت.یکی دیگر از فلسفه‌های جشن نوروز را نزول فروهر‌های (Farvahar) (1) درگذشتگان به زمین در روز اول فروردین دانسته‌اند.
در اوستا آمده است که فروهرهای درگذشتگان پاک در اول فروردین برای احوالپرسی از اقوام خود به زمین می‌آیند و با دیدن مسرت و شادمانی بازماندگان از اهورامزدا برای آنان طلب خیر و رحمت می‌کنند و بازماندگان پیش از آمدن فروهرها به نظافت و خانه‌تکانی منزل پرداخته و آماده پذیرایی از آنان می‌شوند و کلمه فروردین یعنی ماهی که متعلق به فروهران است.

از برپایی مراسم و آیین‌های نوروزی در دوران هخامنشی اطلاع‌ دقیقی در دست نیست و تنها برخی از پژوهشگران چون فیلندر معتقدند که حجاری‌ها و سنگ‌نگاره‌های باقی‌مانده از دوران هخامنشی نشان‌دهنده مراسم نوروزی در تخت‌جمشید است. این آثار نمایشی از تقدیم هدایا از جانب اقوام و ملل تابع هخامنشیان به حضور پادشاه است.

 

از چگونگی برگزاری نوروز در روزگار اشکانیان آثاری در دست نیست.شادروان پور داوود می‌نویسد: «هر چند اشکانیان، ایرانی‌نژاد و زرتشتی‌کیش بودند ولی تسلط ۸۰ ساله یونانیان موجب شد که آنان در باب آداب و رسوم ایرانی بی‌قید شوند و شاید در پایان دوره حکومت ۴۷۶ ساله دوباره ملیت ایران قوت گرفت.» (۲)

در دوران ساسانی، مراسم عید نوروز را بین شش تا سی روز برگزار می‌کردند و روز ششم فروردین یا نوروز بزرگ را خرداد روز می‌نامیدند و این روز را متعلق به فرشته مقدس خرداد می‌دانستند.

پیروان آیین مزدیسنا همچنین معتقد بودند که زرتشت (۶۵۰ سال پیش از میلاد مسیح) در این روز متولد شده و در همین روز مقدس با خداوند به راز و نیاز پرداخته است و این روز برای ایرانیان محترم و مقدس شمرده می‌شد.
پادشاهان ساسانی نیز در دربارهای خود آیین‌های نوروز را با شکوه‌ خاصی برگزار می‌کردند و شاه پنج روز اول یا «نوروز عامه» بار عام می‌داد و به رفع حاجت‌های مردم می‌پرداخت، سپس «نوروز خاصه» یا نوروز بزرگ را که از روز ششم فروردین آغاز می‌شد به خود و نزدیکانش اختصاص داده و به جشن و شادمانی می‌پرداختند و نواهای خاص نوروز در این ایام در دربار پادشاه نواخته می‌شد.
از رسوم رایج این روزگار آن بود که مردم در بامداد عید نوروز به یکدیگر آب می‌پاشیدند و شکر هدیه می‌دادند. دلبستگی‌ ایرانیان به سنت‌های گذشته خود موجب شد که نوروز که سمبلی از عظمت و شکوه آنان بود، در سراسر دوران اسلامی، حتی در دوران خلفایی که اعتنایی به این رسومات نداشتند، برپا شود و آشنایی و آگاهی فرمانروایان اموی و عباسی از آیین‌ هدیه دادن به حاکمان دلیلی برای گرایش فرمانروایان عرب به برگزاری نوروز شد.
با کاهش قدرت و نفوذ عرب‌ها بر دولت‌های ایرانی و ایجاد حکومت‌های مستقل چون صفاریان و سامانیان و تعلق خاطر پادشاهان ایرانی‌نژاد به اجرای رسومات ایرانی، موجب احیای نوروز و برگزاری باشکوه این جشن شد.




ارسال توسط سرگروه علوم اجتماعی متوسطه اول 93-1392
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 14 اسفند 1392

1- رنگ : از رنگ بیشترین بهره در نامگذاری کوه های ایران شده است . بسیاری از کوههای برفگیر که مدّت طولانی برف رویشان می ماند سفید کوه نامیده شده اند . در ایران نزدیک به 70 کوه هست که نام آنها سفید است و این به غیر از کوه هایی است که پیشوند یا پسوند سفید دارند ، مانند : سفیدخانی ، سفید چشمه ، کمرسفید و سنگ سفید . برخی نامها نیز ترکی است ، مانند: آق داغ : کوه سفید، آق بلاغ : چشمه سفید، آق تپه : تپه سفید، آق داش : سنگ سفید.  کوه ها را اگر پشت به نور ببینیم یا از سنگ هایی سیاه تشکیل شده باشد ، سیاه به نظر می آیند. چند نمونه کوه دارای نام سیاه : سیاه تخت ، سیاه پال ، سیاه کمان، سیاه خانی . نام رنگ های دیگری چون زرد ، سبز و سرخ(قرمز) نیز به بسیاری از کوه ها نهاده می شود. نام زرد به دلیل رگه های آهکی زرد ، نام قرمز به دلیل وجود خاک رس و نام سبز به دلیل پوشش گیاهی به کوه ها داده شده است.

 2- عدد : به ویژه عددهای چهار و چهل و هفت و هفتاد ، مانند: چهار (چهار پالون)، هفت (هفت سران لار، هفت خوانی) ، چهل (چهل چشمه ، چهل تن ، چهل نابالغان ، چهل دختر) هفتاد (هفتاد قله) البته گاهی عددهای دیگری هم به کار می روند مانند سی سخت در بویر احمد و کهگیلویه  .

 3- جنس : وجود نمک ، گچ، نقره ، سنگ آهن، شیشه، سنگ سفید، سنگ سیاه ، فیروزه و کانی های دیگر، کوه هایی به همان نام ها را پدید آورده است. در ایران کوه های بسیاری به نام نمک و گچ داریم. مانند گچ ِ جاوِر( گچ جابر) در نزدیکی بدره ایلام که مزار  جابر بن عبدالله انصاری صحابی نامدار است و بنا به روایتی این آرامگاه جابرحیان پدر علم شیمی است . اما با این وجود به نام گچ جابر نامیده شده است .

 4- گیاهان : برخی از کوه ها به دلیل داشتن میوه ای نامگذاری شده اند. مانند: دشت آلو، دره سیب، دره انجیر و بادامستان.

 5- جانوران : مانند شیرکوه ، پلنگ کوه، خرسان، کرکس، خرگوشان ، کفتارکوه ، اُشتُران کوه، گاوچال ، مارکوه ، دالاهو ( دال: عقاب+ آهو )

 6  - شخصیت های نامدار تاریخی و افسانه ای: نامگذاری کوه های تخت سلیمان ، بلقیس و کوه هایی که نامی از قهرمانان افسانه ای چون رستم دارند نیز با الهام گرفتن از شخصیت های نامدار انجام شده است.

7- مکان های مذهبی : وجود مقبره بسیاری از امامزاده ها یا بزرگان دین در دامنه کوه ها دلیلی برای نامیدن کوه ها به نام آن بزرگان بوده است  . مانند  کوه شاه محمد ، امامزاده داود ، امامزاده قاسم ، ابوذر و امامزاده هاشم .



ادامه مطلب
ارسال توسط سرگروه علوم اجتماعی متوسطه اول 93-1392



shiraz.jpg

در دانشگاه شیراز برگزار می‌شود:

بحران ساختاری نظام جهانی سرمایه داری

سخنران: ایمانوئل والرشتاین (جامعه‌شناس و نظریه پرداز برجسته نظام جهانی)

زمان: سه شنبه 13 اسفند 1392، ساعت 10

مکان: دانشگاه شیراز، سالن مجموعه فرهنگی حکمت



ارسال توسط سرگروه علوم اجتماعی متوسطه اول 93-1392

محمد امین قانعی راد*

dr.ghanei.jpg

ایمانوئل والرشتاین جامعه شناس و نظریه پرداز برجستۀ معاصر و رئیس اسبق انجمن بین المللی جامعه شناسی در روزهای 9 تا 16 اسفند ماه 1392 به دعوت انجمن جامعه شناسی ایران برای شرکت در «سمینار بررسی آراء ایمانوئل والرشتاین» و بازدید از اماکن فرهنگی و تاریخی به کشور ما سفر می کند. او از سن 31 سالگی با انتشار کتاب «آفریقا: سیاست استقلال» به تدریج به عنوان اندیشمندی توانا در عرصۀ علوم اجتماعی مطرح شد و سرانجام به خاطر انتشار اولین جلد از پژوهش بزرگ اش دربارۀ «نظام نوین جهانی» با عنوان فرعی«کشارزی تجاری و ریشه های اقتصاد جهانی اروپایی در قرن شانزدهم» پایگاه خود را به عنوان نظریه پردازی در تراز جهانی تثبیت کرد. 

او با تالیف این اثر توانست در سال 1975 جایزۀ معتبر انجمن جامعه شناسی آمریکا موسوم به «جایزۀ سوروکین» را دریافت کند. پژوهش گستردۀ والرشتاین دربارۀ نظام نوین جهانی، به مثابۀ بازتفسیری نوآورانه از ظهور و توسعۀ جهان مدرن از قرن شانزدهم تا قرن بیستم، به عنوان یکی از بزرگترین و اثر گذارترین کارهای علوم اجتماعی معاصر توصیف شده است.





ادامه مطلب
ارسال توسط سرگروه علوم اجتماعی متوسطه اول 93-1392
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 27 بهمن 1392
 روزنامه فرهیختگان 26بهمن92

 در بخش اول از این نوشته به روابط استاد – دانشجو در دانشگاههای ایران پرداخت شد. در این رابطه ی عمودی و بر مبنای اقتدار وقدرت استاد، تصمیم گیر اصلی در باره ی چگونگی آموزش و پژوهش استاد است. دانشجو اساسا در این رابطه،جایگاه فرودست را داراست و منفعل است!در بخش دوم در این نوشته به چگونگی امر پژوهش  و آسیب شناسی آن در سطح دانشگاهها پرداخته می شود. پژوهش بخش مهمی از فرایند آموزش و یادگیری است.در واقع روند آموزش بدون پژوهش و تحقیق به یادگیری مفید منتهی نمی گردد. اگر دانشجو در هر رشته  ای برای یادگرفتن مفاهیم علمی و چگونگی کاربرد آنها، روش تحقیق علمی را فرا نگیرد پس از مدتی از آموزش همه مطالب را فراموش می کند



ادامه مطلب
ارسال توسط سرگروه علوم اجتماعی متوسطه اول 93-1392
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 15 بهمن 1392



محمد روزبهانی



این مطلب در ضمیمه ی روزنامه فرهیختگان( ویژنامه نیمکت) در تاریخ دوشنبه14 بهمن چاپ شده است



محمد روزبهانی دبیر آموزش و پرورش  و تحصیل کرده ی جامعه شناسی گروههای اجتماعی است. وی بیست سال است که در مدارس و مراکز دانشگاهی به تدریس مشغول است. درحال حاضر سر دبیر نشریه تخصصی راستان  است که در زمینه ی علوم نسانی منتشر می گردد. ایشان در روزنامه ها  نیز به صورت جسته گریخته درباره ی موضو عات اجتماعی و مخصوصآ  مسائل اموزش و پرورش یاداشت می نویسد. دغدغه ی اصلی او آموزش و پرورش است.در گفته ها ونو شته هایش می توان به نارضایتی وی از وضعیت موجود تعلیم و تربیت در مدارس و دانشگاهها پی برد. روزبهانی  اعتقاد دارد که  مدارس و دانشگاههای ایران می بایست   از نو ساخته شوند  و آموزش و پرورش نوین جایگزین نظام اموزشی فعلی گردد. مهمترین ویژگی اموزش و پرورش نوین به باور  وی  آزادی انتخاب برای یادگیرنده است ، یعنی دانش اموز و دانشجو. او می گوید که دانش اموز و دانشجو باید در روند تحصیل کاملا در یک زمینه  و محیط  دموکراتیک پرورش یابند.


در این یاداشت قصدم این است به نقد روابط استاد -دانشجو در دانشگاه های ایران بپردازم. روابطی که به نظر می رسد  از نوع روابط عمودی یا از بالا به پایین است و نه افقی و هم سطح!  با توجه به اینکه دانشگاه  یک نهاد مدرن و در بیشترجوامع مدافع برابری ودموکراسی به حساب می آید. آیا این نهاد در درون خود نیز به این روش پایبند است؟آیا روابط استاد- دانشجو  در دانشگاهای ایران از نوع روابط هم عرض و افقی است یا از نوع روابط عمودی طولی و غیر دموکراتیک ؟در نظام تعلیم و تربیت جامعه ی ما از دیر باز نقش استاد و معلم،بسیار با اهمیت بوده است. روابط استاد  وشاگرد بر اساس اقتدار و قدرت بالای استاد شکل گرفته بود.استاد کاملا در چرخه ی  رابطه دست بالا را داشت و هرطور که خودش صلاح می دانست می توانست با شاگردش برخورد نماید. در  جامعه نیز این نوع روابط بین استاد و شاگرد کاملا پذیرفته شده  بود . هنجارها و ارزشهای بین شاگرد و استاد در هر صورت حق را به استاد می داد. روابط انها از نوع روابط  عمودی بود یعنی استاد در بالای این چرخه واقع شده بود و شاگرد  در پایین آن! از بالا دستور صادر می شد و کسی که در انتهای  این چرخه قرار داشت ملزم به پیروی بود.

     با ورود اندیشه های جدید برابر خواهی  و آزادی خواهی  به جامعه ایران،چرخه رابطه ی استاد- شاگردی نیز تحت تاثیر قرار گرفت و اندکی دچار تغییر گردید. در یکصد سال گذشته با گسترش بسیار زیاد مدارس و دانشگاههای جدید در کشور انتظارات بیشتری می رفت که اندیشه ی برابری خواه در روابط سنتی استاد- شاگرد  یا دانشجو تغییر و تحول عمیقی صورت دهد،اما متاسفانه این انتظار بر آورده نشد. تجربه بسیاری از دانشجویان در دانشگاههای امروز ایران این ادعا را تایید می کند. در سطح دانشگاه های کشور(دولتی و  غیر دولتی) با نگاه به روابط بین دانشجویان  و اساتید نوعی از روابط عمودی مشاهده می شود.در روابط عمودی بین دو یا چند نفر همیشه یک نفر تصمیم می گیرد  و یکنفر دیگر می بایست تبعیت نماید همانند  رابطه ی پدر و فرزند  یا مرد  و زن در یک رابطه ی پدر سالار یا مردسالار! در دانشگاه های ایران در چند بخش می توان این نوع رابطه را  مشاهده نمود  1- در بعد آموزش  2- در بعد پژوهش  3- در بعد روابط فرهنگی 3- در بعد روابط بین فردی

در قسمت اول این نوشته بیشتر بر نوع رابطه ی استاد- دانشجو در بعد اموزشی تمرکز می شود ودر قسمت های بعد  به ابعاد دیگر این نوع رابطه پرداخته خواهد شد.در سیستم آموزش و یادگیری در کشورما(مدارس و دانشگاهها) که نمود آنرا در سطح دانشگاهها به وفور می بینیم.  روند اموزش و یادگیری به صورت یکطرفه   است . در شیوه آموزشی یک طرفه استاد یا معلم  منبع اطلاعات است و دانشجو خالی از ا طلاعات ،بایست اطلاعات از سمت استاد به دانشجو منتقل گردد و ذهن دانشجو از اطلاعات انباشته گردد. در ضمن استاد برای اینکه بفهمد که آیا این انتقال به درستی صورت گرفته است  یا نه! می تواند از دانشجو بپرسد  یا امتحان بگیرد. این شیوه ی تعلیم و تربیت که به آن یادگیری  می گوییم از قدیم و الایام در سیستم آموزشی ما وجود داشته و هنوز هم وجود دارد.  در این نوع از آموزش چون استاد دارای اطلاعات مهم مورد نیاز دانشجو است،دارای قدرت و اقتداری است که می تواند در روابط آموزشی بین خود  وشاگردش از این قدرت به نفع خود استفاده نماید . در فرهنگ ما نیز دقیقا به همین خاطر است که جایگاه بسیار بالایی برای استادان در نظر گرفته ایم. نقشی که در برخی مواقع می تواند زندگی شاگردش را در جهت های مثبت یا منفی هدایت نماید. قدرت  همراه با اقتداری که فرهنگ پدر سالار در جامعه ی ما به استادان داده است مانند سایر نهاد ها و ار تباطات اجتماعی که نه در یک رابطه ی هم عرض  و برابر قرار گرفته است بلکه در رابطه ای غیر عم سطح و نا برابر شکل گرفته!

این شکل از روابط در امر یادگیری بسیار مخرب است. خلاقیت را از بین می برد. دانشجو را پرسشگر بار نمی اورد. ترس پایه ی این روابط می گردد، چرا که دانشجو از برخورد استاد با خودش ترس دارد . ترسی که ممکن است باعث شود به اهداف تحصیلیش ضربه وارد گردد.در بیشتر  کلاس های دانشگاه در ایران از دانشگاههای دولتی گرفته تا دانشگاه آزاد همیشه حق با استاد است. این استاد است که تصمیم می گیرد که دانشجو چه مطلبی را باید بیاموزد  و چگونه! دانشجو ی خوبی از دیدگاه استاد دانشجویی است که به بهترین نحو ممکن حرف استاد را گوش کند و به همان شکل ارائه دهد و به دیگران انتقال دهد . اما اگر بخواهد خودش در زمینه ی تخصص استاد اظهار نظر نماید برایش عواقبی خواهد داشت. متاسفانه به عنوان دانشجو در همه ی مقاطع تحصیلی از کارشناسی تا دوره ی دکتری با کمتر استاد برخورد داشته ام که در رابطه ی بین خود و دانشجویان اصل برابری را رعایت نماید. شاید در لفظ همه ی ایستادان دانشگاه از برابری و آزادی در امر آموزش و یادگیری می گویند! اما  در مرحله عمل بیشتر آنها از شخصیت اقتدار طلبی برخوردارند که اجازه ی ابراز وجود و حرف نو از طرف دانشجویان را نمی دهند. این روش در روابط  آموزشی به نظر می رسد که چلش مهمی در امر تعلیم و تربیت ایجاد نموده است. و باعث بازتولید همین روابط غیر هم سطح ونابرابر در جاهای دیگر و حتی بین استادان و دانشجویان نسل های بعدی می گردد. در یک جامعه دمکرات همه ی شهرونددان با هم برابر فرض می شوند و همه حق اظهار نظر دارند. این اصل نه برای تفنن ،بلکه به علت نیاز است که گفته می شود. هر خلاقیت و نوآوری در یک فضا و محیط و رابطه ی برابر و سالم  وآزاد است که شکل می گیرد. در  کار علمی و امر آموزش ،رابطه ی برابر  و آزاد بین شاگرد  واستاد ضروری است.  یکی از استادان دانشگاه تهران در جلسه ی انجمن جامعه شناسی  می گفت از ابتدای ترم تا انتهای ان اکثر دانشجویان بخصوص دانشجویان دختر  حتی یکبار  سوال نمی پرسند. ایشان معتقد بود که علت آن  این است که دانشجویان یاد نگرفته اند که سوال بپرسند و نمی دانند که چگونه ود ر چه قالبی سوالات خود را طرح نمایند.البته سوال نپرسیدن دانشجو بیشتر به چرخه ی رابطه ی او با استاد بر می گردد. در فضای کلاسی که استاد اجازه ی اظهار نظر به دانشجویان می دهد و در باره ی اظهار نظر انها قضاوت نمی کند و سریع موضع گیری نمی نماید. دانشجو به مرور احساس وجود می کند و پرسشگر می شود.   اما اغلب استادان از این ترس دارند که اگر به دانشجویان اجازه ی طرح پرسش بدهند،بعث شود که اقتدار آنها فرو بریزد. این نوع نگاه در بازتولید  رابطه ی سنتی استاد – دانشجو در دانشگاهها ی ما بسیار موثر است

 ما باید بپذ یریم که 1- استاد  و دانشجو هر دو در چرخه ی اموزش  از هم یاد می گیرند. 2- رابطه ی استاد – دانشجو می بایست  رابطه ای افقی  برابر و هم سطح باشد  3- نگاه پدر سالارانه بین استاد  و دانشجو کنار گذاشته شود 4- استاد به عنوان یک تسهیل گر در امر یادگیری شناخته شود نه یک منبع اطلاعات

 



ارسال توسط سرگروه علوم اجتماعی متوسطه اول 93-1392
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 15 بهمن 1392

محمد روزبهانی 

عضو شورای نویسندگان سخن معلم

منبع سخن معلم


کارل مانهایم ،  جامعه شناس و متفکر آلمانی از جمله کسانی است که در باره ی موضوعات آموزش و پرورش بسیاراندیشیده و نظریه پردازی نموده است. او معتقد است برای شناخت آموزش و پرورش باید به این سوالات پاسخ داد. چه کسی ؟ به کدام فرد ؟برای چه جامعه ای؟ در چه زمانی ؟ و چگونه آموزش می دهد؟ با جواب دادن به این سوالات می توان شرایط و روند حرکت آموزش و پرورش در یک جامعه را شناخت. قصد من این است با این چند سوال کوتاه آموزش و پرورش کشور را خیلی ساده ولی منتقدانه بررسی نمایم.
در آموزش و پرورش ایران ،چه کسانی ،به کدام افراد، برای چه جامعه ای ،در چه زمانی و چگونه آموزش می دهند ؟من از آخرین سوال شروع می کنم،یعنی چگونگی روش آموزش در مدارس کشور!

به نظر من ،بعضی معلمان و گروهی از متخصصین آموزش و پرورش ؛  اصلی ترین روش تدریس و یادگیری در مدارس روش سنتی کتاب محور،حافظه محور و معلم محور است و دانش آموز در این میانه برای ابراز نظر و تصمیم گیری جایی ندارد. حتی می توان گفت که معلم هم قدرت تغییر در روند مشخص شده ی آموزش را ندارد و ناچار است ،برنامه های ی ابلاغ شده ی از بالا را اجرا نماید! در این بین هستند معلمانی که در امر اموزش خلاقانه وارد عمل می شوند، اما ساختار تقریبا خشک نظام آموزش و پرورش خیلی قدرت مانور را به معلمان نمی دهد. می توان گفت، چگونگی آموزش و یادگیری در کشور ما بر پایه ی روش های سنتی بنا گردیده که قرن هاست وجود دارد. صرفا کمی ابزار آموزشی تفاوت نموده و الاّ روش همان روش است.  

مدارس ما بر اساس چه زمانی به دانش آموز آموزش می دهند؟ پاسخ روشن است ! زمان گذشته! سیستم آموزشی ما بیشتر بر مبنای روش های سنتی بنا گردیده است. ورودی های این سیستم یعنی دانش آموزان (ماده ی خام) راپردازش می نماید و از سیستم خارج می کند تا در سایر نهاد ها وسیستم ها به ایفای نقش به پردازند. آیا خروجی آموزش و پرورش که دانش آموزان دیپلمه هستند برای جامعه ی امروز و فردا ایران جامعه پذیر شده اند؟خیر! آموزش و پرورش نتوانسته انسان هایی را تربیت نماید که نیاز یک جامعه ی در حال توسعه یا توسعه یافته را برطرف نمایند.در واقع بین پرورش یافته گان مدارس ما و جامعه ای که امروز داریم و فردا خواهیم داشت ،رابطه ای منطقی وجود ندارد. ما با روش های آموزشی گذشته ، انسان هایی برای جامعه ی گذشته پرورش می دهیم . افرادی که از مدارس فارغ التحصیل می شوند  ، واقعا نمی دانند با ید در جامعه چگونه کار کنند! و حتی چگونه زندگی نمایند!
مدارس به چه دانش اموزی آموزش می دهند؟ آیا دانش امروز امروز همانند دانش اموز 10 سال پیش یا 20 یا 30 یا 40 یا 50 پیش است؟

به ندرت کسی را می توان یافت که معتقد باشد دانش آموزان امروز با دانش آموزان چند دهه ی گذشته ازهر نظر یکی هستند. خیلی از معلمان با سابقه حتی تغییرات ارزش ها ،باورهای و نوع نگرش دانش اموزان را در طی مدت خدمت خود مشاهده کرده اند و به این امر واقفند که دانش آموز امروز بسیار متفاوت است با دانش آموزان چندین سال پیش! علل این تغییر در نگرش و ارزش ها به دگرگونی های رسانه ای و ارتباطات بر می گردد. امروزه افراد کانال های بسیاری برای دریافت اطلاعات دارند. همین اطلاعات جدید روز به روز بر نوع نگاه افراد تاثیر می گذارد ،از جمله دانش آموزان! پس چرا ما بر روش های آموزش سنتی و تاریخ گذشته ی خود پافشاری می کنیم! با این حال که می دانیم این روش ها برای این افراد کاربردی ندارد!
با استفاده از روش کارل مانهایم ،  اگر به وضعیت تعلیم و تربیت امروز ایران نگاه کنیم، این ویژگی ها را کم و بیش خواهیم دید.
1-افراد را برای گذشته آوزش می دهد نه برای جامعه ی آینده
2– روش ها همیشه ثابت یا تقریبا ثابت اند
3- برای همه ی دانش آموزان از روش های یکسان استفاده می شود
4-دانش آموز پرسشگر نیست
5- تاکید بر متون درسی
6-پیش قدم بودن معلم نه دانش آموز
اما یک آموزش و پرورش نوین این ویژگی ها را دارد
1-برای آینده اموزش می دهد
2- روش ها همیشه در حال به روزشدن هستند
3-محتوا به سرعت در حال به روز شدن هستند
4- پرسشگری برای دانش آموز اصل است
5-پیش قدم بودن دانش اموز
6-شرکت در فعالیت های مفید اجتماعی
البته برای آموزش و پرورش نوین می توان ویژگی های بسیار بیشتری بیان نمود.و ویژگی های بیشتر از آموزش وپرورش سنتی بیان کرد اما به دلیل مختصر بودن این یاداشت به آنها نمی پردازیم.

اعتقاد من این است، زیربنایی ترین گام برای بهتر شدن آموزش و پرورش در جامعه ی ایران، روش های آموزشی باید آزادانه، داوطلبانه، منعطف،پرسشگر،دموکراتیک و غیر متمرکز باشد.

اگر می خواهیم که فردای بهتری داشته باشیم ما (مسئولین-معلمان-خانواده ها و ...) بایست ، نگرش و نگاه مان را به آموزش و پرورش تغییر دهیم و از تغییر روش ها نترسیم.



ارسال توسط سرگروه علوم اجتماعی متوسطه اول 93-1392
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 1 بهمن 1392

محمد روزبهانی 

عضو شورای نویسندگان سخن معلم

 


اگر همان كاری را انجام دهی كه همیشه انجام می دهی،همان نتیجه ای را بدست خواهی آورد كه همیشه بدست آورده ای!

 

 


 

 روش آموزش در مدارس ما همیشه یك جور بوده و هست ! جالب است كه انتظار داریم نتیجه ی متفاوتی نسبت به گذشته بدست آوریم! آیا می شود؟
تكراركردن یك كار و انتظار نتیجه ی متفاوت داشتن ،دیوانگی است! آیا عملكرد ما در نظام آموزش و پرورش، چه به عنوان معلم،چه مدیر، چه مسئول و چه هر نقش دیگری كه گذشته را تكرار می كنیم و به دنبال نتیجه متفاوت و بهتری هستیم،عاقلانه است؟
تجربه زیسته ی من ابتدا به عنوان دانش آموز و سپس معلم تا امروزچیزی در حدود34 سال است.درطی این مدت ، در مدارس یك روش تكراری از تدریس،آموزش ،امتحان ، روابط معلم-شاگردی، روابط مدرسه -خانواده و سایر موضوعات ومسائل را دیده ام. مشاهدات من در طی این مدت چه به عنوان دانش آموز و چه معلم نشانگر این است كه در محتوا و حتی در شكل و ظاهر رو شهای آموزش و پرورش تفاوتی صورت نگرفته است، اما انتظار تغییرات عمیق و مهم داریم!

آیا امكان پذیر است؟

مگر می شود ما همان روش ها و روابط را به همان گونه به كار ببریم و انتظار تغییر داشته باشیم.برای تغییر در آموزش و پرورش ، ابتدا باید نگرشها، باورها،ساختار، قوانین ، اهداف و رو شها به مرور تغییر نمایند تا تغییر این امور به مرور به تغییر نتایج منتج گردد. البته منظور از تغییر در نگرش ها ،باورها و روش ها به مدیران و سیاستگزاران و خانواده ها و هم به معلمان بر می گردد. در واقع این كنشگران عرصه ی آموزش و پرورش و مرتبطین با آن هستند كه باید تغییر نگرش و روش دهند. تغییرات كنشگران باعث تغییر ساختار و قوانین و روش ها می گردد و در نهایت به تغییر نتایج می رسد. چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید. امروزه متولیان آموزش و پرورش ایران برای تغییرات بیشتر متمركز بر ظاهر و سطح هستند و به باورها،نگرش ها و ارزش ها كه بنیادی تر هستند توجهی ندارند! حال یا از روی عمد یا سهو ! بیشتر نیرو و توان خود را در تغییرات رویین آموزش و پرورش قرار داده اند كه نتیجه بخش نیست و نخواهد بود. مثلا تعطیلی مدارس در پنجشنبه ها یا نظام 3-3-3-3 یا 5-3-4 -یا هر شكلی دیگر تغییر بنیادی نیست و در كل همان نتیجه را به ما پس می دهد كه قبلا دریافت كرده ایم. معلمان نیز دچار این چرخه ی معیوب گردیده اند. خیلی از آنها به روش معلمان شان در زمان تحصیل معترض هستند ! اما در عمل و روش تدریس همان شیوه های گذسته را به كار می برند یا در نگاه و نگرش شان به امر آموزش و پرورش همان نگرش گذشته را دارند. بیشتر خانواده ها نیز به مانند گذشته می اندیشند. تفاوت آموزش در جامعه ی ما نسبت به گذشته در این است كه كمی ظاهرش مدرن تر گشته اما نتایج به دست آمده همانند گذشته هستند.
بله ، نگرشها و روشهایمان تكراری است! پس نتایج مان هم تكراری می شود. برای نتایج بهتر باید نگرش و روش ها را تغییر دهیم. تنها یك اصل ثابت در جهان وجود دارد و آن هم این است كه همه چیز در حال تغییر است.

ما خودمان باید پیش قراول تغییر باشیم چرا كه مقاومت در برابر تغییرات ما را به جایی نمی برد جز تباهی!

http://smi-edu.com



ارسال توسط سرگروه علوم اجتماعی متوسطه اول 93-1392

جلسه کارگاهی سرگروه های درس علوم اجتماعی شهرستان های استان تهران با سخنرانی دکتر حسین زارع در جهت ارتقای نحوه ارزشیابی، در دبیرستان جوادالائمه(ع) نسیم شهر برگزار شد.


به گزارش روابط عمومی آموزش و پرورش ناحیه2 بهارستان، جلسه آموزشی سرگروه های درس علوم اجتماعی از مناطق بیستگانه شهرستان های استان تهران با موضوع سؤالات مفهومی و استاندارد، در دبیرستان جوادالائمه(ع) نسیم شهر برگزار شد.

در این کارگاه آموزشی، دکتر حسین زارع، مدیرکل پژوهش و تحقیقات دانشگاه پیام نور به تشریح نحوه طراحی سؤالات بر اساس فرایند یاددهی و یادگیری و اصول حاکم بر ارزشیابی پرداخت.

شرکت کنندگان در این جلسه همچنین با «نرم افزار آزمون ساز» که توسط شهرام آزادمنش، یکی از سرگروه های درس علوم اجتماعی تشریح شد، آشنا شدند.

در این برنامه که با حضور مدیر اجرایی مقطع متوسطه اداره کل آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران برگزار شد، عصمت مهری کارشناس گروه های آموزشی ناحیه2 بهارستان از برپایی نمایشگاه کتاب علوم اجتماعی در خلال برگزاری این کارگاه آموزشی خبر داد.



ادامه مطلب
ارسال توسط سرگروه علوم اجتماعی متوسطه اول 93-1392
(تعداد کل صفحات:3)      [1]   [2]   [3]  

آرشیو مطالب
نظر سنجی
آیا از عملکرد (اطلاع رسانی، نو و بروز بودن محتوا، کاربردی بودن مطالب و...) وب سایت گروه های آموزشی ناحیه دو بهارستان رضایت دارید؟






صفحات جانبی
دبیرخانه های استانی
امکانات جانبی
ذکر روزهای هفته



در این وبلاگ
در كل اینترنت


یک پیام بفرستید