گروههای آموزشی ناحیه دو بهارستان
فعالیت های کارشناسی تکنولوژی و گروه های آموزشی
حدیث موضوعی

مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 2 بهمن 1398
در کتاب مطالعات اجتماعی نهم توضیح گنگ و مختصری درباره جنگ های ایران و روسیه و همچنین عهدنامه های که بعد از شکست فتحلعلی شاه به ایران تحمیل شد داده شده است. نظر به اینکه این توضیح گنگ، عمق خیانت و بی تدبیری شاهان قاجار را نشان نمیدهد خالی از لطف نیست که متن کامل عهدنامه های گلستان و ترکمنچای را در اختیار داشته باشیم . قسمت دوم: عهدنامه ترکمنچای

پس از عهدنامه گلستان، ترکمانچای دومین عهدنامه‌ ننگینی بود که در سال 1828 بر شاهان بی‌کفایت قاجار تحمیل شد تا بخش‌های دیگری از حاصلخیزترین مناطق ایران به تصرف روسیه درآید.


بسم الله الرحمن الرحیم

چون اعلیحضرت قضا قدرت، پادشاه اعظم والاجاه، امپراطور اکرم شوکت دستگاه، مالک بالاستحقاق کل ممالک روسیه و اعلیحضرت کیوان رفعت خورشید رایت، خسرو نامدار پادشاه اعظم با اقتدار ممالک ایران، چون هر دو علی السویه اراده و تمنای صادقانه دارند که به نوایب و مکاره جنگی که بالکلیه منافی رأی والای ایشان است نهایتی بگذارند و سنتهای قدیم حسن مجاورت و مودت را ما بین این دو دولت بواسطه صلحی که متضمن دوام باشد و بواعث خلاف و نفاق آتیه را دور کنند در بنای مستحکم استقرار دهند، لهذا برای تقدیم این کار خجسته آثار اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه جناب ژان پاسکویچ‌‌‌‍‌‌، جنرال آنفاندری، سردار عسکر جداگانه قفقاز، ناظم امورات ملکیه گرجستان و ولایات قفقاز و حاجی ترخان، مدیر سفاین حربیه بحر خزر، صاحب حمایلات الکسندر نویسکی مقدس مرصع به الماس، به آن مقدس مرتبه اول مرصع به الماس، ولادیمیر مقدس مرتبه اول و گیورگی مقدس مرتبه دویم و صاحب دو شمشیر افتخار یکی طلا موسوم«برای شجاعت» و دیگری مرصع به الماس و صاحب حمایلات دول خارجه مرتبه اولین عقاب سرخ پیکر پروسیه، هلال دولت عثمانی و نشان های دیگر و جناب «الکسندر اوبرو سکوف» صاحب حمایلات مقدسه ثالث ولادیمیر، مرتبه ثانی سن استانیسلاس لهستان، مرتبه دوم سن ژان بیت، و از طرف اعلیحضرت قویشوکت پادشاه ممالک ایران نواب مستطاب والا شاهزاده نامدار عباس میرزا را وکلای مختار خود تعیین کردند و ایشان بعد از آن که در ترکمنچای مجتمع شدند و اختیار نامه خود را مبادله کرده و موافق قاعده و شایسته دیدند، فصول آتیه را تعیین و قرارداد کردند:

فصل اول- بعد الیوم ما بین اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه و اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران و ولیعهدان و اخلاف و ممالک و رعایای ایشان مصالحه و مودت و وفاق کاملی إلی یوم الأبد واقع خواهد بود.فتحعلی شاه در کاخ ریاست ج دهلی

فصل دویم- چون جدال و نزاعی که فیما بین عهد کنندگان رفیع الارکان واقع شد و امروز بسعادت منقطع گردید، عهود و شروطی را که بموجب عهدنامه گلستان، بر ذمت ایشان لازم بود موقوف و متروک می دارد، لهذا اعلیحضرت کل ممالک روسیه و اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران چنین لایق دیدند که به جای عهدنامه مزبوره گلستان، عهدنامه دیگر به این شروط و عهود و قیود قرار دهند که ما بین دو دولت روس و ایران بیشتر از پیشتر موجب استقرار و انتظام روابط آتیه صلح و مودت گردد.

فصل سیم- اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران از جانب خود و از جانب ولیعهدان و جانشینان به دولت روسیه واگذار می کند تمامی الکای نخجوان و ایروان را – خواه این طرف روس باشد یا آن طرف. و نظر به تفویض، اعلیحضرت ممالک ایران تعهد می کند که بعد از امضاء این عهدنامه، در مدت شش ماه، همه دفتر و دستور العمل متعلق به اداره این دو دولت مذکوره باشد به تصرف امرای روسیه بدهند.

فصل چهارم- دولتین علیتین معاهدتین عهد و پیمان می کنند که برای سر حد فیما بین دو مملکت بدین موجب سر حد وضع نمایند:

از نقطه سر حد ممالک عثمانی که از خط مستقیم به قله کوه آغری کوچک أقرب است. ابتدا کرده، این خط تا به قله آن کوه کشیده می شود و از آنجا به سر چشمه رودخانه مشهور به قرا سوی پایین که از سراشیب جنوبی آغری کوچک جاریست فرود آمده، به متابعت مجرای این رودخانه تا به التقای آن رودخانه ارس در مقابل شرور ممتد می شود. چون این خط به آن جا رسید به متابعت مجرای ارس تا به قلعه عباس آباد می آید و در تعمیرات و ابنیه خارجه آن که در کنار راست ارس واقع است نصف قطری بقدر نیم آغاج که عبارت از سه ورس و نیم روسی است رسم می شود و این نصف قطر در همه اطراف امتداد می یابد. همه اراضی و عرصه که در این نصف قطر محاط و محدود می شود بالانفراد متعلق به روسیه خواهد داشت و از تاریخ امروز در مدت دو ماه با صحت و درستی کامل معین و مشخص خواهد شد و بعد از آن از جایی که طرف شرقی این نصف قطر متصل به ارس می شود خط سر حد شروع و متابعت مجرای ارس می کند تا به مسیر یدی بلوک و از آن جا از خاک ایران به طول مجرای ارس امتداد می یابد با فاصله و مسافت سه آغاج که عبارتست از بیست و یک ورس روسی.

بعد از وصول به این نقطه خط سر حد به استقامت از صحرای مغان می گذرد تا به مجرای رودخانه موسومه بالهارود به محلی که در سه فرسخی واقع است که عبارتست از بیست و یک ورس روسی پایین تر از ملتقای دو رودخانه کوچک موسوم به آدینه بازار و ساری قمیش و از آن جا این خط به کنار چپ بالهارود تا به ملتقای رودخانه های مذکور آدینه بازار و ساری قمیش صعود کرده به طول کنار راست رودخانه آدینه بازار شرقی تا به منبع رودخانه و از آن جا تا به اوج بلندی های جگیر امتداد می یابد، به نوعی که جمله آبهایی که جاری به بحر خزر می شوند متعلق به روسیه خواهد بود و همه آبهایی که سراشیب و مجرای آنها به جانب ایران است تعلق به ایران خواهد داشت.

و چون سر حد دو مملکت این جا بواسطه قلل جبال تعیین می یابد، لهذا قرار داده شد که پشته هایی که از این کوهها به سمت بحر خزر است به روسیه و طرف دیگر آنها به ایران متعلق باشد. از قله های بلندی های جگیر خط سر حد تا به قله کمر قویی به متابعت کوههایی می رود که طالش را از محال ارشق منفصل می کند. چون قلل جبال از جانبین مجرای میاه را می دهند، لهذا در این جا نیز خط سر حد را همان قسم تعیین می کند که در فوق در باب مسافت واقعه بین منبع و آدینه بازار و قلل جگیر گفته شد و بعد از آن خط سر حد از قله کمر قویی به بلندی های کوههایی که محال زوند را از محال ارشق فرق می دهد متابعت می کند تا به سر حد محال ولکیج همواره بر طبق همان ضابطه که در باب مجرای میاه معین شد، محال زوند بغیر از آن حصه که در سمت مخالف قلل جبال مذکوره واقع است از این قرار حصه روسیه خواهد بود. از ابتدای سر حد محال ولکیج خط سر حد ما بین دو دولت به قلل جبال کلوتوپی و سلسله کوههای عظیم که از ولکیج می گذرد متابعت می کند تا به منبع شمالی رودخانه موسوم به آستارا پیوسته به ملاحظه همان ضابطه در باب مجرای میاه و از آن جا خط سرحد متابعت مجرای این رودخانه خواهد کرد تا به ملتقای دهنه آن به بحر خزر و خط سر حد را که بعد از این متصرفات روسیه و ایران را از هم فرق خواهد داد تکمیل خواهد نمود.

فصل پنجم- اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران برای اثبات دوستی خالصانه که نسبت به اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه دارد به این فصل از خود و از عوض اخلاف و ولیعهدان سریر سلطنت ایران تمامی الکا و اراضی و جزایری را که در میانه خط حدود معینه در فصل مذکوره فوق و قلل برف دار کوه قفقاز و دریای خزر است و کذا جمیع قبایل را چه خیمه نشین چه خانه دار، که از اهالی و ولایات مذکوره هستند واضحاً و علناً الی الابد مخصوص و متعلق به دولت روسیه می داند.

فصل ششم- اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران به تلافی مصارف کثیره که دولت روسیه را برای جنگ واقعه بین الدولتین اتفاق افتاده و همچنین به تلافی ضررها و خسارت هایی که به همان جهت به رعایای دولت روسیه رسیده تعهد می کند که بواسطه دادن مبلغی وجه نقد آنها را اصلاح نماید و مبلغ این وجه بین الدولتین به ده کرور تومان رایج قرارگرفت که عبارت است از بیست میلیون مناط سفید روسی، و چگونگی در موعد و رهاین فصول این وجه در قرارداد علاحده که همان قدر قوت و اعتبار خواهد داشت که گویا لفظاً به لفظ در این عهدنامه مصالحه حالیه مندرج است، معین خواهد شد.

فصل هفتم- چون اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران شایسته و لایق دانسته همان فرزند خود عباس میرزا را ولیعهد و وارث تخت فیروزی بخت خود تعیین نموده است، اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه برای این که از میل های دوستانه و تمنای صادقانه خود که در مزید استحکام این ولیعهدی دارد به اعلیحضرت پادشاهی شاهنشاه ممالک ایران برهانی واضح و شاهدی لایح بدهد، تعهد می کند که از این روز به بعد شخص وجود نواب مستطاب والا شاهزاده عباس میرزا را ولیعهد و وارث برگزیده تاج و تخت ایران شناخته، از تاریخ جلوس به تخت شاهی، پادشاه بالاستحقاق این مملکت می داند.

فصل هشتم- سفاین تجارتی روس مانند سابق استحقاق خواهند داشت که به آزادی بر دریای خزر به طول سواحل آن سیر کرده به کناره های آن فرود آیند و در حالت شکست کشتی در ایران اعانت و امداد خواهند یافت و همچنین کشتیهای تجارتی ایران را استحقاق خواهد بود که به قرار سابق در بحر خزر سیر کرده، به سواحل روس آمد و شد نمایند و در آن سواحل در حال شکست کشتی به همان نسبت استعانت و امداد خواهند یافت. در باب سفاین حربیه که علم های عسکریه روسیه دارند چون از قدیم بالانفراد استحقاق داشتند که در بحر خزر سیر نمایند، لهذا همین حق مخصوص کما فی السابق امروز به اطمینان به ایشان وارد می شود، به نحوی که غیر از دولت روسیه هیچ دولت دیگر نمی تواند در بحر خزر کشتی جنگی داشته باشد.

فصل نهم- چون مکنون خاطر اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه و اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران است که من کل الوجوه عهودی را که به این سعادت و میمنت ما بین ایشان مقرر گشته مستحکم نمایند، لهذا قرارداد نمودند که سفراء و وکلا و کارگزارانی که از جانبین به دولتین علیتین تعیین می شود- خواه برای انجام خدمت های اتفاقی یا برای اقامت دایمی – به فراخور مرتبه و موافق شأن دولتین علیتین و بملاحظه مودتی که باعث اتحاد ایشان گشته به عادت ولایت مورد اعزاز و احترام شوند و در این باب دستور العملی مخصوص و تشریفاتی قرار خواهند کرد که از طرفین مرعی و ملحوظ گردد.

فصل دهم- چون اعلیحضرت امپراطور کل روسیه و اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران استقرار و افزایش روابط تجارت را ما بین دو دولت مانند یکی از نخستین فواید ملاحظه کردند که می بایست از تجدید مصالحه حاصل شود، لهذا قرارداد نمودند که تمامی اوضاع و احوال متعلقه به حمایت تجارت و امنیت تبعه دو دولت را به نوعی که متضمن مرابطه کامله باشد معین و منتظم و در معاهده جداگانه ای که به این عهدنامه ملحق و ما بین وکلای مختار جانبین مقرر و مانند جزو متمم او مرعی و ملحوظ میشود مضبوط و محفوظ دارند.

اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران برای دولت روس کما فی السابق این اختیار را مرعی می دارد که در هر جا که مصلحت دولت اقتضا کند کونسولها و حامیان تجارت تعیین نمایند و تعهد می کند که این کونسولها و حامیان تجارت را که هر یک زیاده از ده نفر اتباع نخواهد داشت فراخور رتبه ایشان مشمول حمایت و احترامات و امتیازات سازد و اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه از جانب خود وعده می کند که درباره کونسولها و حامیان تجارت اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران به همین وجه مساوات کامله مرعی دارد.

در حالتی که از جانب دولت ایران نسبت به یکی از کونسولها و حامیان تجارت روسیه شکایتی محققه باشد، وکیل و یا کارگزار دولت روس که در دربار اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران متوقف خواهد بود و این حامیان و کونسولها بلاواسطه در تحت حکم او خواهد شد، او را از شغل خود بیدخل داشته به هر که لایق داند اداره امور مزبور را بر سبیل عادیه رجوع خواهد کرد.

فصل یازدهم- همه امور و ادعا های تبعه طرفین که به سبب جنگ به تأخیر افتاده بعد از انعقاد مصالحه موافق عدالت به اتمام خواهد رسید و مطالباتی که رعایای دولتین جانبین از یکدیگر یا از خزانه داشته باشند به تعجیل و تکمیل وصول پذیر خواهد شد.

فصل دوازدهم- دولتین علیتین معاهدتین بالاشتراک در منفعت تبعه جانبین قرارداد می کنند که برای آنهایی که مابین خود به سیاق واحد در دو جانب رود ارس املاک دارند موعدی سه ساله مقرر نمایند تا به آزادی در بیع یا معاوضه آنها قدرت داشته باشند، لکن اعلیحضرت امپراطور کل روسیه از منفعت این قرارداد در همه آن مقداری که به او تعلق و واگذار می شود، سردار سابق ایروان حسین خان و برادر او حسن خان و حاکم سابق نخجوان کریم خان را مستثنی می دارد.

فصل سیزدهم- همه اسیرهای جنگی دولتین خواه در مدت جنگ آخر باشد یا قبل از آن و همچنین تبعه طرفین که به اسیری افتاده باشند از هر ملت که باشد همگی بغایت چهار ماه به آزادی مسترد و بعد از آنکه جیره و سایر تدارکات لازمه به آنها داده شد به عباس آباد فرستاده می شوند تا اینکه به دست مباشرین جانبین که در آن جا مأمور گرفتن و تدارکات فرستادن ایشان به ولایت خواهد بود تسلیم شوند.

دولتین علیتین در باب همه اسیرهای جنگ و تبعه روس و ایران که به اسیری افتاده و به علت دوری مکان هایی که در آن جا بوده اند یا به علت اوضاع و اسباب دیگر بعینه مسترد نشده باشند، همان قرارداد را می کنند و هر دو دولت ایٌ وقت کان اختیار بی حد و نهایت خواهند داشت که آنها را مطالبه کنند و تعهد می کنند که هر وقت اسیر خود به دولت عرض نماید یا ایشان را مطالبه کنند از جانبین مسترد سازند.

فصل چهاردهم- دولتین علیتین معاهدتین جلای وطن کنندگان و فراریان را که قبل از جنگ یا در مدت آن به تحت اختیار جانبین گذاشته باشند مطالبه نمی کنند ولیکن برای منع نتایج مضره جانبین که از مکاتبات و علاقه خفیه بعضی از این فراریان با هم ولایتیان یا اتباع قدیم ایشان حاصل می تواند شد، دولت ایران تعهد می کند که حضور و توقف اشخاصی را که الحال یا بعد از این باسمه به او مشخص خواهد شد از متصرفات خود که مابین ارس و خط رودخانه مرسوم به جهریق و دریا و حد ارومی و رودخانه مشهور به جیقتو و قزل اوزن تا التقای آن به دریا واقع است رخصت می دهد.

اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه از جانب خود همچنین وعده می کند که فراریان ایران را در ولایت قراباغ و نخجوان و کذالک در آن حصه ولایت ایروان که در کنار راست رود ارس واقع است اذن توطن و سکنی ندهد، لیکن معلوم است که این شرط مجری و معمول نبوده و نخواهد بود، مگر در باب اشخاصی که صاحب مناصب ملکیه یا مرتبه و شأن دیگر باشد، مانند خوانین و بیک ها و ملا های بزرگ که صورت رفتار ها و اغواها و مخابرات و مکاتبات خفیه ایشان درباره همولایتیان و اتباع و زیر دستان قدیم خود موجب یک نوع رسوخ و تأثیر به افساد و اخلال تواند شد.

در خصوص رعایای عامه مملکتین مابین دولتین قرارداده شده که رعایای جانبین که از مملکتی به مملکت دیگر گذشته باشند، یا بعد از این بگذرند مأذون و مرخص خواهند بود که در هر جایی که آن دولت که این رعایا به تحت حکومت و اختیار او گذاشته باشند مناسب داند سکنی و اقامت کنند.

فصل پانزدهم- اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران به این حسن اراده که آرام و آسایش را به ممالک خود باز آورد و موجبات مکاره را که اکنون به سبب این جنگ و خصومت بر اهالی مملکت روی آورده و به جهت انعقاد این عهدنامه که به فیروزی تمام سمت انجام می پذیرد از ایشان دور کرده، همه رعایا و ارباب مناصب آذربایجان عفو کامل و شامل مرحمت می فرمایند و هیچ یک از ایشان بدون استثنای مراتب و طبقات به جرم عرضه ها و عملها و رفتارهای ایشان که در مدت جنگ یا در اوقات تصرف چند وقت قشون روسیه از ایشان ناشی شده نباید معاقب شوند و آزار ببینند و نیز از امروز یکساله مهلت به ایشان مرحمت می شود که به آزادی با عیال خود از مملکت ایران به مملکت روس انتقال نمایند و اموال و اشیاء خود را نقل یا بیع کنند، بدون اینکه از جانب دولت یا حکام ولایت اندک ممانعت کنند یا از اموال و اشیاء منقوله یا مبیعه ایشان حقی و مزدی اخذ نمایند.

و در باب املاک ایشان پنج سال موعد مقرر می شود که در آن مدت بیع به حسب خواهش خود بنا گذاری در باب آنها نمایند، و از این عفو و بخشش مستثنی می شوند کسانی که در این مدت یکساله به سبب بعضی تقصیرها و گناههایی که مستلزم سیاست دیوانخانه باشد مستوجب عقوبت می گردد.

فصل شانزدهم- بعد از امضای این عهدنامه مصالحه، فی الفور وکلای مختار جانبین اهتمام خواهند داشت که به همه جا دستورالعمل و حکم های لازمه بفرستند تا بلا تأخیر خصومت را ترک نمایند.

این عهدنامه مصالحه که در دو نسخه به یک مضمون ترتیب یافته است و به دستخط وکلای مختار جانبین رسیده به مهر ایشان ممهور و مابین ایشان مبادله شده است. از جانب اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه و اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران مصدق و ممضی و تصدیق نامه های متداوله که به دستخط مخصوص ایشان مزین خواهد بود و در مدت چهارماه یا زودتر اگر ممکن باشد مابین وکلای مختار ایشان مبادله خواهد شد.

تحریراً در قریه ترکمان چای، به تاریخ دهم شهر(؟) فیورال روسی سنه یک هزار و هشتصد و بیست و هشت (۱۸۲۸م.) مسیحیه که عبارت است از پنجم شهر شعبان المعظم سنه یک هزار و دویست و چهل و سه (۱۲۴۳ق.) هجری به ملاحظه و تصدیق نواب نایب السلطنه رسید و به امضای وزیر دول خارجه عالیجاه میرزا ابوالحسن خان رسید.






ارسال توسط سرگروه مطالعات اجتماعی متوسطه اول 99-1398
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 2 بهمن 1398
در کتاب مطالعات اجتماعی نهم توضیح گنگ و مختصری درباره جنگ های ایران و روسیه و همچنین عهدنامه های که بعد از شکست فتحلعلی شاه به ایران تحمیل شد داده شده است. نظر به اینکه این توضیح گنگ، عمق خیانت و بی تدبیری شاهان قاجار را نشان نمیدهد خالی از لطف نیست که متن کامل عهدنامه های گلستان و ترکمنچای را در اختیار داشته باشیم . قسمت اول عهدنامه گلستان

در سال 1813 عهدنامه‌ای ننگین میان ایران و روسیه منعقد شد که به عهدنامه گلستان شهرت یافت و طی آن بخش‌هایی از خاک ایران به تصرف روسیه درآمد.

متن کامل عهدنامه ننگین گلستان بدین شرح است:

اعلیحضرت قضا و قدرت، خورشید رایت، پادشاه جم جاه و امپراطور عالی دستگاه ممالک بالاستقلال کل ممالک آمپیریه روسیه و اعلیحضرت قدر قدرت، کیوان رفعت، پادشاه اعظم سلیمان جاه، ممالک بالاستقلال کل ممالک شاهانه ایران به ملاحظه کمال مهربانی و اشفاق علیٌتین که در ماده اهالی و رعایای متعلقین دارند رفع و دفع عداوت و دشمنی که بر عکس رأی شوکت آرای ایشان است طالب و به استقرار مراتب مصالحه میمونه و دوستی جواریت سابقه مؤکده را در بین الطرفین راغب می باشند، با حسن الوجه رأی علیٌتین قرار گرفته در انجام این امور نیک و متصوٌبه از طرف اعلیحضرت قدر قدرت پادشاه اعظم بالاستقلال کل ممالک روسیٌه به عالیجاه معلٌی جایگاه جنرال لیوتنال سپهسالار روسیٌه و مدیر عساکر ساکنین جوانب قفقازیٌه و گرجستان، ناظم امور و مصالح شهریه ولایات غوبرنای و گرجستان و قفقازیٌه و حاجی طرخان و کارهای تمامی ثغور و سرحدات این حدودات و سامان، امرفرمای عساکر سفاتین بحر خزر، صاحب حمایل الکساندر نویسکی ذی حمایل مرتبه اولین آنٌای مرتبه دار رابع عسکریه مقتدره حضرت گیورکی، صاحب نشان و شمشیر طلا المرقوم به جهت«رشادت و بهادری» نیکلای رتیش چف اختیار کلی اعطا شده و اعلیحضرت قدر قدرت والا رتبت، پادشاه اعظم، مالک بالاستقلال کل ممالک ایران هم عالیجاه معلی جایگاه، ایلچی بزرگ دولت ایران که مأمور دولتین روم و انگلیس بودند، عمده الامرا و الاعیان، مقرب درگاه ذی شأن و محرم اسرار نهان و مشیر اکثر امور دولت علیٌه ایران از خانواده و دودمان وزارت و از امرای واقفان حضور در مرتبه دویم آن، صاحب شوکت عطایای خاص پادشاهان خود از خنجر و شمشیر و کارد مرصع و استعمال ملبوس ترمه و اسب مرصع یراق میرزا ابوالحسن خان را که در این کار مختار بالکل نموده اند حال در معسکر روسیه و رودخانه زیوه من محال گلستان متعلقه ولایات قراباغ ملاقات و جمعیت نمودند. بعد از ابراز و مبادله مستمسک مأموریت و اختیار کلی خود به یکدیگر و ملاحظه و تحقیق امور متعلق به مصالحه مبارکه به نام پادشاهی عظام قرار و به موجب اختیار نامجات طرفین، قیود و فصول و شروط مرقومه را الی الابد مقبول و منصوب و استمرار می داریم:

 
فصل اول- بعد از این، امور جنگ و عداوت و دشمنی که تا حال در دولتین علیتین روسیه و ایران بود به موجب این عهدنامه الی الابد مقطوع و متروک و مراتب مصالحه اکید و دوستی و وفاق شدید در بین اعلیحضرت قضا قدرت، پادشاه اعظم امپراطور مالک بالاستقلال کل ممالک روسیه و اعلیحضرت خورشید رایت، پادشاه دارا شوکت ممالک ایران و وارث و ولیعهدان عظام و میانه دولتین علیتین ایشان پایدار و مسلوک خواهد بود.

فصل دویم- چون پیشتر به موجب اظهار و گفتگوی طرفین قبول و رضا از جانبین دولتین شده است که مراتب مصالحه در بنای اسطاطوسکوادپریز ندیم یعنی طرفین در هر وضع و حالی که الی قرارداد مصالحه الحالیه بوده است از آن قرار باقی و تمامی الکای ولایات خوانین نشین که تا حال در تحت تصرف هر یک از دولتین بوده کماکان در تحت ضبط و اختیار ایشان بماند، لهذا در بین دولتین علیتین روسیه و ایران به موجب خط مرقومه ذیل سنور و سرحدات مستقر  تعیین گردیده از ابتدای اراضی آدینه بازار به خط مستقیم از راه صحرای مغان تا به معبر یدٌی بلوک رود ارس و از بالای کنار رود ارس تا ایصال و الحاق رودخانه کپنک چای به پشت کوه مقری و از آن جا خط حدود سامان ولایات قراباغ و نخجوان از بالای کوههای آلداگوز به دره لکر می رسد و از آنجا به سرحدات قراباغ و نخجوان و ایروان و نیز رسدی از سنور گنجه جمع و متصل گردیده، بعد از آن حدود مزبوره که ولایت ایروان و گنجه و هم حدود قزاق و شمس الدین لو را تا به مکان ایشیک میدان مشخص و منفصل می سازد و از ایشیک میدان تا بالای سر کوههای طرف راست طرق و رودخانه های حمزه چمن و از سر کوههای پنبک الی گوشه حدود محال شوره گل و از گوشه شوره گل از بالای کوه برفدار آلداگوز گذشته از سر حد محال شوره گل و میانه حدود قریه سدره وارنیک به رودخانه آرپه چای ملحق و متصل شده معلوم و مشخص می گردد و چون ولایات خوانین نشین طالش در هنگام عداوت و دشمنی دست به دست افتاده، لهذا به جهت زیاده صدق و راستی حدود ولایات طالش مزبوره را از جانب انزلی و اردبیل بعد از تصدیق این صلحنامه از پادشاهان عظام، معتمدان و مهندسان مأمور که به موجب قبول و وفاق یکدیگر و به معرفت سرداران جانبین، جبال و رودخانه ها و دریاچه و امکنه و مزارع طرفین تفصیلاً تجدید وتمیز و تشخیص می سازند آن را نیز معلوم و تعیین ساخته آنچه در تحریر این صلحنامه در دست و در تحت تصرف جانبین باشد معلوم نموده، آن وقت خط حدود ولایت طالش نیز بر اسطاطوسکوادپریز ندیم مستقر و معین ساخته هر یک از طرفین آنچه در تصرف دارد بر سر آن باقی خواهد ماند و همچنین در سرحدات مزبوره فوق اگرچیزی از خط طرفین بیرون باشد معتمدان و مهندسان مأموره طرفین هر یک طرف موافق بیرون باشد معتمدان و مهندسان مأموره طرفین هر یک طرف موافق اسطاطوسکوادپریز ندیم رضا خواهد داد.

متن کامل عهدنامه ننگین گلستان
بخش‌هایی از خاک ایران که براساس عهدنامه گلستان به روسیه ملحق شد

فصل سیم- اعلیحضرت قدر قدرت، پادشاه اعظم مالک بالاستقلال کل ممالک ایران به جهت ثبوت دوستی و وفاقی که به اعلیحضرت خورشید رتبت، امپراطور کل ممالک روسیه دارند به این صلحنامه به عوض خود و ولیعهدان عظام تخت شاهانه ایران ولایات قراباغ و گنجه که الآن موسوم به الیزابت پول است و الکای خوانین نشین شکی، شیروان، قوبٌه، دربند، بادکوبه و هر جا از ولایات طالش را با خاکی که الآن در تحت تصرف دولت روسیه است و تمامی داغستان، گرجستان، محال شوره گل، آچوق باش، کورنه، مینگرلی، آبخازی و تمامی الکا و اراضی که در میانه قفقازیه و سرحدات معینه الحاله بوده و نیز آنچه از اراضی دریای قفقازیه الی کنار دریای خزر متصل است مخصوص و متعلق به ممالک آمپیریه روسیه می داند.

فصل چهارم- اعلیحضرت خورشید رایت، امپراطور قدر قدرت، پادشاه اعظم ممالک ایران به جهت اثبات این معنی که بنابر همجواریت طالب و راغب است که در ممالک شاهانه ایران مراتب استقلال و اختیار پادشاهی را در بنای اکید مشاهده و ملاحظه نمایند، لهذا از خود و از عوض ولیعهدان عظام اقرار می نمایند که هر یک از فرزندان عظام ایشان که به ولیعهدی دولت ایران تعیین می گردد هر گاه محتاج به اعانت و امدادی از دولت روسیه باشد مضایقه ننماید، تا از خارج کسی نتواند دخل در مملکت ایران نماید و به امداد و اعانت روس دولت ایران مستقر و محکم گردد، و اگر در سر امور داخله مملکت ایران فیمابین شاهزادگان مناقشتی دولت روس را در آن میانه کاری نیست، تا پادشاه وقت خواهش نماید.

فصل پنجم- کشتیهای دولت روسیه که برای معاملات بر روی دریای خزر تردد می نمایند به دستور سابق مأذون خواهند بود که به سواحل و بنادر جانب ایران عازم و نزدیک شوند و زمان طوفان و شکست کشتی از طرف ایران اعانت و یاری دوستانه نسبت به آنها بشود. کشتیهای جانب ایران هم به دستور سابق مأذون خواهند بود که برای معامله روانه سواحل روسیه شوند و به همین نحو در هنگام شکست و طوفان از جانب روسیه اعانت و یاری دوستانه درباره ایشان معمول گردد. کشتیهای عسکریه جنگی روسیه به طریقی که در زمان دوستی و یا در هر وقت کشتیهای جنگی دولت روسیه با علم و بیدق در دریای خزر بوده اند حال نیز محض دوستی اذن داده می شود که به دستور سابق معمول گردد و أحدی از دولتهای دیگر سوای دولت روس کشتیهای جنگی در دریای خزر نداشته باشد.

فصل ششم- تمام اسرایی که در جنگها گرفته شده اند یا اینکه به اهالی طرفین اسیر شده از کریستیان و یا هر مذهب دیگر باشند می باید الی وعده سه ماه هلالی بعد از تصدیق و خط گذاردن در این عهدنامه از طرفین مرخص و رد گردیده هر یک از جانبین خرج و مایحتاج به اسرای مزبوره داده به قرا کلیسا رسانند و وکلای سر حدات طرفین به موجب نشر اعلامی که در خصوص فرستادن آنها به جای معین به یکدیگر می نمایند اسرای جانبین را باز دریافت خواهند کرد و آنانکه به سبب تقصیر یا خواهش خود از مملکتین فرار نموده اند، أذن به آن کسانی که به رضا و رغبت خود اراده آمدن داشته باشند داده شود که به وطن خود مراجعت نمایند، و هر کس از هر قومی چه اسیر و چه فراری که نخواسته باشد بیاید کسی را با او کاری نیست و عفو و تقصیرات از طرفین نسبت به فراریان اعطا خواهد شد.tamson
فصل هفتم- علاوه از قرار و اظهار مزبوره بالا رأی بیضا ضیای اعلیحضرت کیوان رفعت، امپراطور اعظم روسیه و اعلیحضرت قدر قدرت، پادشاه اعظم ممالک ایران قرار یافته که ایلچیان معتمد طرفین که هنگام لزوم مأمور و روانه دارالسلطنه جانبین می شوند بر وفق لیاقت رتبه امور، کلیه مرجوعه ایشان را حاصل و پرداخت و سجل نمایند و به دستور سابق وکلایی که از دولتین، بخصوص حمایت ارباب معاملات در بلاد مناسبه طرفین تعیین و تمکین گردیده زیاده از ده نفر عمله نخواهند داشت و ایشان به اعزاز شایسته مورد مراعات گردیده و به احوال ایشان هیچ گونه زحمت نرسیده، بل زحمتی که به رعایای طرفین عاید گردد و به موجب عرض و اظهار وکلای مزبوره رضای ستمدیدگان جانبین داده شود.

فصل هشتم- در باب آمد و شد قوافل و ارباب معاملات در میان ممالک دولتین علیتیٌن اذن داده می شود که هر کس از اهالی تجٌار بخصوص به ثبوت اینکه دوست رعایا و ارباب معاملات متعلقه به دولت بهیه روسیه و یا تجار متعلق به دولت علیٌه ایران می باشند، از دولت خود یا از سر حدٌداران تذکره و یا کاغذ راه در دست داشته باشند، از طریق بحر و بر به جانب ممالک این دو دولت بدون تشویش آیند و هر کس هرقدر خواهد ساکن و متوقف گشته به امور معامله و تجارت اشتغال نمایند، و زمان مراجعت آنها به اوطان خود از دولتین مانع ایشان نشوند. آنچه مال و تنخواه از امکنه ممالک روسیه به ولایات ایران و نیز از طرف ایران به ممالک روسیه برند و به معرض بیع رسانند و یا معاوضه با مال و اشیاء دیگر نمایند، اگر در میان ارباب معاملات طرفین بخصوص طلب و غیره شکوه و ادعایی باشد به موجب عادت مألوفه به نزد وکلای طرفین یا اگر وکیل نباشد نزد حاکم آنجا رفته امور خود را عرض و اظهار سازد تا ایشان از روی صداقت، مراتب ادعای آنها را مشخص و معلوم کرده، خود و یا به معرفت دیگران قطع و فصل کار را ساخته نگذارند تعرٌض و زحمتی به ارباب معاملات عاید بشود.
در باب تجٌار طرف ممالک روسیه که وارد ممالک ایران می شوند مأذون خواهند بود که اگر با اموال و تنخواه خودشان به جانب ممالک پادشاهانه دیگر که دوست ایران می باشند بروند از طرف دولت ایران بی مضایقه تذکرات راه به ایشان بدهند و همچنین از طرف دولت روس در ماده تجارت اهالی دولت ایران که از خاک ممالک روسیه به جانب سایر ممالک پادشاهانه که دوست دولت روسیه باشند می روند، معمول خواهد شد.

وقتی که از رعایای دولت روسیه در زمان توقف و تجارت. در ممالک ایران فوت شده باشد اموال و املاک او در ایران بماند چون مایعرف او از مال رعایای دولت دوست است، لهذا می باید اموال مفوت به موجب قبض الوصول شرعی رد و تسلیم ورثه مفوت گردد و نیز اذن خواهد داد که املاک مفوت را اقوام او بفروشند، چنانکه که این معنی در ممالک روسیه و پادشاهان دیگر دستور و عادت بوده متعلق به هر دولت باشد مضایقه نمی نمایند.

فصل نهم- باج و گمرک اموال تجار طرف دولت بهیه روسیه که به بنادر و بلاد ایران می آورند از یک تومان پانصد دینار در یک بلده گرفته از آنجا با اموال مزبوره به هر ولایت ایران بروند چیزی مطالبه نکرده و همچنین از اموالی که از ممالک ایران بیرون می آورند آن قدر گرفته زیاده به عنوان خرج و توجیه و تحمیل و اختراعات چیزی از تجار روسیه با شرٌ و شلتاق مطالبه نشود و به همین نحو در یک بلده باج و گمرک تجٌار ایران که به بنادر و ممالک روسیه می آورند و یا بیرون می برند به دستور گرفته، اختلافی به هیچ وجه نداشته باشند.

فصل دهم- بعد از نقل اموال تجٌار به بنادر کنار دریا و یا آوردن از راه خشکی به بلاد سرحدات دولتین اذن و اختیار به تجٌار و ارباب معاملات طرفین داده شده که اموال خودشان را فروخته و اموال دیگر خریده و یا معاوضه کرده، دیگر از امنای گمرک و مستاجرین طرفین اذن نخواسته باشند، زیرا که بر ذمٌه امنای گمرک و مستأجرین لازم است که ملاحظه نمایند تا معطٌلی و تأخیر در کار ارباب معاملات وقوع نیافته، باج خزانه را از بایع یا از مبیع (یا از مشتری) هر نوع با هم سازش می نمایند بازیافت دارند.

فصل یازدهم- بعد از تصدیق و خط گذاردن در این شروط نامه، وکلای مختار دولتین علیٌتین بلاتأخیر به اطراف جانبین اعلام و اخبار می نمایند و امر اکید بخصوص بالمرٌه ترک و قطع امور عداوت و دشمنی به هر جا ارسال خواهند کرد. شرط این شروط نامه الحاله که بخصوص استدامت مصالحه دائمه طرفین مستقر و دو قطعه مشروحه با ترجمان خطٌ فارسی مرقوم و محرٌر و از وکلای مختار مأمورین دولتین علیٌتین مزبوره بالتصدیق و با خطٌ و مهر مختم گردیده و مبادله با یکدیگر شده است می بایست از طرف اعلیحضرت خورشید رتبت. پادشاه اعظم، امپراتور اکرم، مالک کل ممالک روسیه و از جانب اعلیحضرت قدر قدرت، پادشاه والا جاه ممالک ایران به امضای خطٌ شریف ایشان تصدیق گردد و چون این صلحنامه مشروحه مصدٌقه می باید از هر دو دولت پایدار به وکلای مختار برسد، لهذا از دولتین علیٌتین در مدت سه ماه هلالی وصول گردد.

تحریرآ فی معسکر روسیه در رودخانه زیوه من محال گلستان متعلٌقه قراباغ به تاریخ بیست و نهم شهر شوال المکرم سنه یک هزار و دویست و هشت (۱۲۰۸) هجری نبوی مطابق دوازدهم ماه اکتوبر سنه یک هزار و هشتصد و سیزده  ۱۸۱۳ عیسوی سمت تحریر رفت.


ارسال توسط سرگروه مطالعات اجتماعی متوسطه اول 99-1398
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 20 آذر 1398
baharestan 2 education group , baharestan2 , تکنولو ژی آموزشی بهارستان دو ، اهداف گروههای آموزشی ،  شیوه های نوین تدریس

توجه و اهتمام به شیوه های نوین تدریس از مهمترین اهداف گروه های آموزشی وزارت آموزش و پرورش در سالهای اخر بوده است. نظر به علاقه همکاران به این شیوه های نوین، دبیرخانه کشوری کیفیت بخشی درس مطالعات اجتماعی نمونه هایی از این شیوه ها را انتخاب و در سایت خود به آدرس اینجا قرار داده است از همکاران تقاضا می شود برای آشنایی بیشتر از این سایت دیدن، و تجارب خود را در اختیار سایر همکاران قرار دهند.
با تشکر



برچسب ها: baharestan 2 education group، baharestan2، تکنولو ژی آموزشی بهارستان دو، اهداف گروههای آموزشی، شیوه های نوین تدریس،
ارسال توسط سرگروه مطالعات اجتماعی متوسطه اول 99-1398
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 13 آذر 1398

مقاله هنجارهای اجتماعی ، مقالات حوزه تعلیم و تربیت و آموزش و پرورش ،  تعریف هنجار چیست ؟ ،

مردم ایران جامعه ای را تشکیل داده اند که روزی برای مقابله با زورگویی کشورهای قدرتمند جهان راهپیمایی می کنند و روزی هم دست جمعی به صفحه فیسبوک مسی حمله می کنند. جامعه ای غیرقابل پیش بینی و لنگ در هوا بین سنت و مدرنیته. ابزار دنیای مدرن به سرعت وارد ایران می شود اما برای نحوه استفاده از آن ها هیچ برنامه ریزی انجام نمی دهیم. هرروز فضای دنیای تکنولوژی را محدود و امنیتی می کنیم . چه چیزی با این رفتار ها نصیب جامعه ایران شده است؟ جامعه ای که هرروز به دلیل محدودیت ها و اتفاقات مختلف از دنیا عقب تر می رود و به نوعی گوشه گیر شده است.” ما خیلی خوشی های بزرگ نداریم ، مثلا فرض کنید فوتبال ما وقتی به جام جهانی می رود یک خوشحالی است . ولی در واقع این گونه مسئله ها نادر است. جامعه باید مردمش احساس شانیت کنند ، احساس اینکه بخش مهمی از یک جامعه جهانی هستند. باید احساس کنند که در صحنه تعاملات جهانی پایگاه دارند . در واقع نقش آن ها در دنیای امروز یک نقش مثبت و تاثیر گذار است و همه آن ها را باور دارند.مردم نیاز به این دارند که در جامعه دیده شوند تا به سمت آسیب های اجتماعی نروند. ما در خیلی از آسیب های اجتماعی این نکته را بررسی کرده ایم . یکی از بحث های اساسی طرد اجتماعی است. افرادی که به سمت آسیب ها می روند یعنی در موقعیت های برابر و یکسان به حساب نمی آیند” این گوشه ای از مصاحبه ما با دکتر سعید معیدفر استاد بازنشسته علوم اجتماعی دانشگاه تهران است. در این گفت و گو درباره آسیب های جامعه ایران و سیاست گذاری های مختلف درباره هنجارها و ناهنجاری های اجتماعی و نحوه برخورد با شبکه های اجتماعی از مردم تا فیسبوک را بررسی کرده ایم.

ما همیشه تعریف ناهنجاری را که در کتاب های مدرسه می خواندیم نوشته شده بود ، بایدها و نباید ها ، حالا بیاییم خیلی دقیق تر این مفهوم را در پوشش فضای های اجتماعی از مردم تا فیس بوک بررسی کنیم. شما چه نگاهی به این مفهوم دارید و جامعه ایران را در تقابل با این مفهوم موفق می دانید؟

فکر می کنم که چون ما یک تصویر خیلی منزهی از جامعه ایران ساخته‌ایم، جامعه‌ای تعریف کرده‌ایم با سوابق فرهنگی و تاریخی دراز مدت و مشخصات اسلامی که نزدیک به سی و خورده ای سال سابقه دارد،[۱]. وقتی همچنین تصویری از یک جامعه ساخته می شود ، شاید برای مخاطبان آن غیر منتظره است که از یک کشوری با این مشخصات و نیز فرهنگ دیرینه بعضی از کارهای غیر اخلاقی سر بزند. باید بدانیم که از تعریف تا اجرا داستان متفاوت است. اما من فکر می کنم که خیلی نباید سخت گرفت و ما از این قضیه تعجب بکنیم . شاید اتفاق خیلی خاصی نیفتاده است ، اما وقتی ما از جامعه تصویری را ساختیم که اصلا واقعی نیست ، برای همین از این اتفاق ها تعجب می کنیم و برای مان غیر منتظره است. به نوعی دیگر نمی دانیم بعد از بی اخلاقی ها باید چه کار کنیم و چگونه از آن ها درس بگیریم. چرا ما فقط تصور می کنیم که آدم ها همه اش خوبی دارند و بدی ندارند ؟ همه اش رفتارهای بهنجار داریم و رفتار نابهنجار نداریم؟ این تصور اشتباه است، هیچ کدام از ما نمی توانیم آدم خوب و کامل باشیم ، وجوه مثبت و منفی داریم. گاهی اوقات ممکنه ناراحت باشیم  ،عصبانی باشیم و الفاظ و کلماتی خاص بکار ببریم. من شنیدم که بعضی ها می گفتند ممکن است که این افرادی که کامنت گذاشتند از افراد پایین جامعه باشند اما این طوری نیست ، گاهی ممکن است افراد از طبقات اجتماعی مختلفی باشند اما در یک لحظاتی آن ها به خشم بیایند و با طرف مقابل شان برخورد های خاص داشته باشند. فرض کنید که شما در خیابان دارید راه می‌روید و دارای پایگاه اجتماعی خاصی باشید و یکی به شما سیلی بزند ، شما همان موقع در موقعیت دیگری قرار می گیرید که ممکن است واژه های رکیک ناگهان در ذهن شما نقش پیدا کند که اصلا متوجه آن نشوید. ما در جامعه شناسی هم داریم که می گوییم رفتار روزمره آدم ها الزاما همه اش به قاعده نیست گاهی اوقات ممکن است که یک فضای روانی ویژه ای به وجود بیاید که اعضا کاری انجام دهند که هیچ مبنای عقلی نداشته باشد و کاملا احساسی باشد. بعضا وضعیتی ایجاد می شود یا یک رفتار جمعی ایجاد می شود که وقتی آدم ها درگیر آن می شوند دیگر آن آدم معمولی و عادی نیستند، علارقم تمام آموزش هایی که دیده است اما تغییر می کند.

 




ادامه مطلب
برچسب ها: مقاله هنجارهای اجتماعی، مقالات حوزه تعلیم و تربیت و آموزش و پرورش، تعریف هنجار چیست ؟،
ارسال توسط سرگروه مطالعات اجتماعی متوسطه اول 99-1398
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 13 آذر 1398

گروههای آموزشی ، اموزشوپرورش اموزش وپرورش ، آسیبهای اجتماعی اسیب های اجتماعی ، بهارستان دو ، گرئوهههای درسی

نظریهٔ انحرافات و ناهنجاری‌های اجتماعی

از نظر بسیاری از جامعهشناسان، انحراف نتیجه نارساییهای موجود در فرهنگ و ساختار اجتماعی جامعه است. هر جامعهای نهتنها هدفهــای فرهـنگی تجـــویزشدهای دارد، بلکه وسایل اجتماعی پذیرفته شدهای را نیز برای دستیابی به این هدفها در اختیار دارد. هرگاه این وسایل در دسترس فرد قرار نگیرند، احتمالاً آن شخص به رفتار انحرافآمیز دست میزند.

«رویکرد نابسامانی اجتماعی» یکی از نظریههای جامعهشناختی انحراف اجتماعی است. مهمترین نظریهپرداز در این رویکرد مرتن، جامعهشناس آمریکایی است که با الهام از اندیشههای دورکیم به تبیین انحرافات اجتماعی مبادرت ورزید. این رویکرد، هم در مورد کجروی فردی و هم در مورد کجروی گروهی بحث میکند. از نظر او، حالت بیهنجاری زمانی پیش میآید که چشمداشتهای فرهنگی با واقعیتهای اجتماعی سازگاری ندارند.

 مرتن کوشیده است، بیهنجاری را به انحراف اجتماعی ربط دهد. از نظر او، اشخاص منحرف از نظر زیستی نه عجیب و غریباند و نه نقص روانشناختی دارند، بلکه آنها درست همان کاری را انجام میدهند که در شرایط اجتماعی ساخت خاصی از آنها انتظار میرود [معیدفر،1390: 38]. وی معتقد است: فرد در نتیجه فرایند اجتماعی شدن، هدفهای مهم فرهنگی و نیز راههای دستیابی به این هدفها را که از نظر فرهنگی مورد قبول باشند، فرا میگیرد. هرگاه میان هدفهای مقبول اجتماعی و وسایل مقبول و قابل دسترس در جامعه تعارض ایجاد شود، فرد به ناهنجاری و کجروی روی میآورد [داوری، ۱۳۸2: 57-54].

وی گونههای متفاوت این کجروی ها را در چهار صورت زیر تصویر کرده است:

 1. کجرو، در عین پذیرش هدفهای اجتماعی، برای رسیدن به آنها از وسایل غیرمقبول استفاده میکند.

2. کجرو هدفهای مقبول جامعه را نمیپذیرد، اما برای رسیدن به مقاصد خود از وسایل مقبول جامعه استفاده میکند.در این مورد، افراد میکوشند وارد بدنه قدرت شوند و از راههای قانونی به مقصود خود برسند.

3. کجرو هدفهای مقبول جامعه و وسایل صحیح رسیدن به آنها را نفی میکند. در این مورد معمولاً آنان منزوی میشوند.

4. کجرو هدفها و وسایل مقبول جامعه را رد میکند و هدفها و وسایل مقبول خویش را مطرح میکند. [گیدنز، 1378 :140].

نام این چهار شیوه انطباق فردی به ترتیب عبارت است از: نوآوری؛ مناسکگرایی؛ انزواطلبی؛ شورش [معیدفر، 1390: 42]. مرتن با توجه به این الگوی کارکردگرایانه دو دسته رفتار انحرافی را تبیین کرد: یک دسته رفتارهای انحرافی از نوع آسیبهای اجتماعی، و دسته دوم رفتارهای انحرافی از نوع مسائل اجتماعی. اگر در جامعه میزان کمی از سوء یکپارچگی وجود داشته باشد، به گونهای که نه برای اکثر افراد آن، بلکه برای اقشاری از اجتماع، امکانات هنجارمند دسترسی به موفقیت فراهم نباشد، انحرافات اجتماعی در این جامعه عمدتاً از نوع آسیبهای اجتماعی هستند. اما اگر در جامعه سوء یکپارچگی به قدری باشد که اکثر اقشار جامعه و مردم نتوانند از طریق راهها و شیوههای هنجارمند به هدفهای مورد تبلیغ دسترسی پیدا کنند، در این صورت ما با مسئله بحران اجتماعی روبهرو میشویم [همان: 44].

 



ادامه مطلب
برچسب ها: گروههای آموزشی، اموزشوپرورش اموزش وپرورش، آسیبهای اجتماعی اسیب های اجتماعی، بهارستان دو، گرئوهههای درسی،
ارسال توسط سرگروه مطالعات اجتماعی متوسطه اول 99-1398
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 6 آذر 1398
با توجه به تاثیرات فزاینده وسایل ارتباطی نوین بر جوامع جهان سوم تلاش در سه حوزه زیر ضروری می نماید:

 

1- شناخت ماهیت و عملکرد رسانه هایی که پیوسته در حال تغییرند.

2- تعیین نیازهای فرهنگی مخاطب در جامعه خودی

3- چگونگی برخورد گریزناپذیر با پیام های روزافزون رسانه های جمعی بیگانه و استفاده مطلوب از آن بخش از صنایع فرهنگی آنها که می تواند مایه ترقی و پیشرفت جوامع جهان سوم و در حال توسعه باشد.

 

جامعه شناسی وسایل ارتباط جمعی، تاثیرات وسایل ارتباط جمعی بر جامعه و نیز تاثیرپذیری آن از جامعه را با رویکردی جامعه شناختی با تاکید بر وسایل ارتباطی نوین مورد بررسی قرار می دهد. درک این موضوع مستلزم آگاهی از نقش ها و کارکردهای وسایل ارتباطی از یکسو و فهم ویژگی های جوامع جدید در هزاره سوم از سوی دیگر است.

 

 

 

چرا ارتباط؟

ارتباط انسان ها ، سنگ بنای جامعه انسانی است و بدون آن فرهنگ هرگز به عنوان خصیصه ی انسانی پدید نمی آید از جانب دیگر گسترش ارتباطات الکترونیک ، جامعه جدید را چنان از جوامع پیشین متمایز ساخته است که برخی عصر نو را عصر ارتباطات می خوانند . وسایل ارتباطی ، خود بر گردونه ارتباطی تأثیری شگرف بر جای می گذارند . این وسایل بر خلاف انتظار پدیدهای خنثی و کاتالیزور نیستند . خود نو پدید می آورد و بر تمامی ارکان جامعه مؤثرند . این وسایل در پیدای عادات تازه ، تکوین فرهنگی جهانی ، تغییر در رفتار و خلق و خوی انسانها و بالاخره ، کوچک شدن کرۀ زمین و همسایگی ملل دور دست ، سهمی شگرف بر عهده دارد.

 

تعریف ارتباط

ارتباط از نظر لغوی واژه ای است عربی از باب افتعال که در فارسی به صورت مصدری به معنای پیوند دادن ، ربط دادن و به صورت اسم مصدر به معنای بستگی ، پیوند ، پیوستگی و رابطه استعمال می شود . ادوین امری مفهوم ارتباط در معنای عام را ( با توجه خاص به ارتباط اجتماعی ) چنین تعریف می کند : « ارتباط عبارت است از فن انتقال اطلاعات ، افکار و رفتار های انسانی از یک شخص به شخص دیگر. به طور کلی هر فرد برای ایجاد ارتباط با دیگران و انتقال پیام های خود به ایشان از  عنوان: اضافه کن برچسب ها را می توانید با کاما جدا کنید. ارتباط و ارتباطات وسایل ارتباط جمعی hvjfhx hvjfhxhj سر گروه های درسی ناحیه بهارستان2وسایل مختلف استفاده می کند . موقعی که انسان به دیگری نامه می نویسد ، با کتبی مقصود خود را به نظر او می رساند و با وی ارتباط برقرار می سازد. »

 

به تعریفی دیگر از موجز ، لاندبرگ ، شراگ و لارسن ، ارتباط را عبارت از انتقال معانی یا پیام از طریق نمادهای چند می دانند . به نظر آنها زمانی که انسان ها از طریق نمادهای چند به تأثیر بر یکدیگر می پردازند ، در ارتباط با یکدیگر قرار گرفته اند.

 




ادامه مطلب
برچسب ها: ارتباط و ارتباطات، وسایل ارتباط جمعی، hvjfhx، hvjfhxhj، سر گروه های درسی ناحیه بهارستان2،
ارسال توسط سرگروه مطالعات اجتماعی متوسطه اول 99-1398
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 6 آذر 1398

«قفس آهنین» تعبیری است که ماکس وبر در باره پیامدهای منفی مدرنیته به کاربرده است. «استعاره ی قفس آهنین» یکی از برجسته ترین انگاره های وبر برای توصیف انسان در جهان مدرن است. او اعتقاد داشت که عقل‌گرایی در دوران مدرنیته، انسان را به شرایطی سوق می‌دهد که احساس می‌کند در یک قفس آهنین زندگی می‌کند.

ماکس وبر این نوع خاص از عقلانیت را مختص جوامع مدرن دانسته و علت پیدایی آنرا در شاخه کالونیسم مذهب پروتستانتیزم جستجو می کند. او در این زمینه به « عقلانیت معطوف به هدف » اشاره دارد که عمده ترین دغدغه اش کارایی و گرفتن نتیجه است.

در واقع همین توانایی سازماندهی عقلانی در سطحی فراتر باعث شکل گیری و رشد نظام سرمایه داری و پیدایش بوروکراسی و دولتهای قدرتمند اروپایی در اوایل قرن بیستم گردیده است. تحولات ساختاری که تغییرات بنیادینی در زندگی اجتماعی بشر را نشان می دهد و در عین حال که مزایای بسیاری دارد بعضا پیامدهای ناگواری را نیز به همراه آورده و تراژدی اندیشه وبر از همین جا نشات می گیرد که او به عنوان نظریه پرداز مدرنیته نه از افسون زدایی عقلانیت مدرن شادمان است و نه از « قفس آهنین » ی که عقلانیت صوری به ارمغان آورده است. قفس آهنین فرد در واقع نتیجه رشد تکنولوژی فاقد روح ، افزایش تخصص گرایی ، بوروکراسی ، علم گرایی ، ابزارگرایی و ماشینیسم است و دغدغه اصلی ماکس وبر تعمیم عقلانیت نهادینه شده در سازمانهای اجتماعی در زندگی خصوصی افراد ، یعنی خانواده و گروه های اجتماعی است که مفاهیم « فقدان آزادی و فقدان معنی » در زندگی اجتماعی را باز می نماید.

در واقع ماکس وبر موضع بدبینانه ای را اتخاذ می کند و در دنیای عقلانی شده وی یک سری اشیاء ثابت وجود دارد که کنش عقلانی در چهارچوب آن صورت می گیرد. از نظر او مدرنیته با تکامل نهادهای اجتماعی ، قانون مندی حداکثری و تخصص گرایی در همه زمینه ها ، که امکان داوری های اخلاقی و اجتماعی را از دوش افراد برداشته و به سازمانهای اجتماعی در فراسوی افراد واگذار می کند ، مشخص می گردد که در این میان فرد اسیر ساختارهای عقلانی شده جامعه است. او در مقابل این تحولات به شکلی انتزاعی و با تمایزگذاری میان جهان عینی و جهان ذهنی و تاثیر جهان ذهنی بر جهان عینی و با طرح مفاهیمی همچون « کنش معطوف به ارزش » در مقابل « کنش معطوف به هدف » ، و بحث در ارتباط با مفاهیم انتزاعی همچون « اخلاق اعتقاد » در مقابل « اخلاق مسئولیت » ، سعی دارد راهکارهایی برای فرار از وضعیت موجود بیابد اما در نهایت موضع مایوسانه ای اتخاذ کرده و تحولات پیش رو را « اجتناب ناپذیر » و « گریزناپذیر » می داند.

به طور کلی چنین به نظر می رسد که ماکس وبر تنها به تبیین و ذکر روایت های متفاوتی از عقل گرایی در جامعه مدرن بسنده کرده و آنچنان سیطره عقلانیت صوری را بر نظام اقتصادی و در مرحله بعد بر نظامهای اجتماعی و فرهنگی وسیع می بیند که نمی تواند راه حلی برای برون رفت از وضع موجود و قفس آهنینی که خود را در آن گرفتار می بیند ارائه نماید.

 

یورگن هابرماس و تحول عقل گرایی پسامدرن

هابرماس در واقع کارش را از آن جایی آغاز می کند که ماکس وبر تمام می کند. او هم همچون وبر بر فرد انسانی و آگاهی او تاکید دارد اما در رویکردی بسیار متمایز از مدرنیته به عنوان « پروژه ایی ناتمام » یاد می کند و لازمه و پیش زمینه توسعه اجتماعی را در توسعه انسانی دانسته و بیماری جامعه معاصر را « فقدان مفاهمه » یا وجود « ارتباط کژدیسه و تحریف شده » معرفی می کند. جهان در معنای هابرماسی با تفهم آغاز می گردد که در آن اشیاء بیرونی لزوما ثابت نبوده و امکان شکستن چهارچوبهای موجود بر مبنای ادراکات وجدانی امکان پذیر است. هابرماس به نسبت وبر بسیار خوشبین تر بوده و در فردیت او انگیزه بسیار بیشتری برای رهایی وجود دارد و در این موضع از ماکس وبر جدا شده و راه متفاوتی را پیش می گیرد.

در اندیشه هابرماس توسعه انسانی در « ارتباط با دیگری » معنا می یابد و از طریق « عقلانیت معطوف به فهم » ، و « کنش ارتباطی » یعنی شیوه هایی که انسانها یکدیگر را می فهمند و کنشهایشان را در سازمان اجتماعی جهت می دهند ، تحقق می پذیرد.

عقلانیت معطوف به فهم ، رویه ای دیگری از عقل گرایی است که فرد را در کنش های متقابل خویش توانمند می سازد و او را در اداره و برقراری رابطه قدرتمند می کند. این توانایی که بر مبنای داوری های وجدانی شکل می گیرد ، پیشرفته ترین نوع اخلاقیات یا قانون ( معیارهای رویه ای پساقراردادی ) را نشان می دهد که در واقع از اخلاقیات مبتنی بر ارزشهای سنتی و قراردادی گذشته و بر عقل گرایی در تمامی سطوح و ساحتهای زندگی اجتماعی تاکید داشته و حتی لزوم برخی کنشهای غیرعقلانی فرد را پذیرفته و امکان خلاقیت و توانایی عمل بر وفق تامل عقلانی ( در مقابل تحلیل عقلانی ، ماکس وبر ) بر مبنای صداقت انسانی را امکان پذیر می سازد.

و این رویه ای از عقلانی شدن یا « خرد » گرایی ( عقلانیت جوهری در مقابل عقلانیت صوری ) می باشد که اخلاق را به سوی نهادمند شدن در جامعه پیش می برد و منشاء آن را از نهادمند شدن در ضمیر انسانها از طریق « کنش معطوف به فهم » جستجو می کند. نهادمند شدن اخلاق در جامعه به معنای پذیرفتگی همگانی از سوی افراد می باشد که الزام آوری ایی همچون قوانین حقوقی و اجتماعی دارد و در عین حال ، متفاوت از آن ، امکان آزادی انتخاب ، ارزشگذاری و عمل بر حسب وجدان انسانی را باز می گذارد.



ادامه مطلب
ارسال توسط سرگروه مطالعات اجتماعی متوسطه اول 99-1398
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 22 آبان 1398

مقدمه

تمامی اکوسیستمهای کره زمین روی هم زیست کره را تشکیل می‌دهند و بخش فیزیکی این بزرگترین واحد اکولوژیک ، محیط زیست کره زمین است. این بخش فیزیکی خود از سه قسمت بهم پیوسته تشکیل شده است. قسمت آب یا آب کره ، قسمت خشکی یا سنگ کره و قسمت گازی یا هوا کره. از آنجا که تعداد اندکی از گونه‌ها می‌توانند بطور همیشگی در هوا بمانند، دو دسته اصلی زیستگاهها را زیستگاههای آبی و زیستگاههای خشکی تشکیل می‌دهند.



تصویر

اکوسیستمهای اصلی آبی

اقیانوسها بزرگترین و پایدارترین اکوسیستمها هستند. حدود 70 درصد سطح کره زمین با آب شور پوشانده شده است. زنجیره‌های غذایی اقیانوسها از کوچکترین اتوتروف شناخته شده شروع و به بزرگترین حیوانات ختم می‌شود. زندگی دریایی به شدت تحت تاثیر عوامل فیزیکی بسیاری نظیر جریان دریایی جزر و مد ، موج ،‌ دما ، فشار و شدت نور است. اما آشناترین خاصه فیزیکی آب دریا مواد کانی بسیار زیاد آن است.

زندگی دریایی از جهت ارتباط به این زیستگاهها عموما در سه رده پلانکتونها ، نکتونها و کف زیها طبقه بندی می‌شود. پلانکتونهای گیاهی سطح اقیانوسها شامل میلیاردها جلبک هستند و پلانکتونهای جانوری شامل باکتریها ، پروتوزوئرها ، لاروها و میگوهای کوچک هستند. نکتونها شامل شناگران قوی هستند که در اقیانوسها و دریاها یافت می‌شوند. کف زیها شامل انواعی هستند که بر بستر دریا می‌خزند یا خود را به جایی می‌چسبانند و بر کناره‌ها و کف اقیانوسها زندگی می‌کنند.



ادامه مطلب
ارسال توسط سرگروه مطالعات اجتماعی متوسطه اول 99-1398
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 8 آبان 1398

آسیب شناسی اجتماعی

آسیب شناسی اجتماعی به بررسی انواع مشکلات می‌پردازد که در سطح اجتماعی مطرح هستند و سعی می‌کنند علل مختلف آنها را از جنبه‌های مختلف فردی ، اجتماعی و غیره مورد بررسی قرار دهد.

  آسیب های اجتماعی که به تعبیر بعضی از اندیشمندان حاصل و معلول مستقیم انقلاب صنعتی هستند، در اکثر جوامع وجود دارند و تاثیرات خود را می گذارند. اما آن چه جوامع مختلف را در این مورد از هم متفاوت می سازد، نوع نگرش این جوامع به علل به وجود آورنده آسیب ها و راهکارهای اصلاح وبهبود آن است. در مورد نگرش، آن چه مهم است این که این آسیب ها چرا به وجود آمده اند؟ آیا وجود آسیب ها در جوامع امری لازم وضروری است یا می توان جامعه ای بدون آسیب داشت؟ پاسخ به این پرسش ها مستلزم شناخت نظریه های مختلف جامعه شناسی و روان شناسی است که هرکدام سعی درتبیین مسائل ،آسیب ها وبحران های اجتماعی از نظر گاه های مختلف دارند.این دید گاه ها متاثر از باورهای سیاسی و اقتصادی هر جامعه است.

آسیب های اجتماعی از چند جنبه قابل بررسی هستند :

  • از زوایه انسان ،كه هر انسان با هر دین وآئین واعتقاد وفكر ،ومذهب وگرایش ومسلك وارتباط با جناح یا حزب خاصی یا با ترحم یا با هدایت ویا با همراهی اعتقاد دارند كه به گروههای آسیب پذیر یاری نمایند مثلاً  هر انسانی دوست دارد به پیر مرد یا پیرزنی كمك كند وهر انسانی دوست دارد به نابینایی كمك كند و...
  • از زاویه اجتماعی  اگر به این آسیب های اجتماعی بموقع رسیدگی نشود افزایش جرم وجنایت را در پی دارد كه مخرب انضباط اجتماعی است
  • از جنبه سیاسی ، كه اگر توجه نشود كشوررا به دامن بیگانگان سوق می دهد وبجای فرهنگ خودی فرهنگ بیگانه در كشور پیاده می شود وبه اعتقادات دینی ومذهبی جامعه لطمه وارد می نماید ، وجود آسیب های اجتماعی ، بزرگنمایی وتبلیغات دشمنان كشور را در پی دارد ضمن آنكه وجود آسیب های اجتماعی در كشور اسلامی عامل تبلیغ منفی بر ضد اسلام است لذا لازم است كه آسیب های اجتماعی ریشه یابی شود واز كلی گویی در جامعه پرهیز گردد وبا ارائه راهكارها ی مدرن به جزئیات آسیب های اجتماعی توجه شود


ادامه مطلب
ارسال توسط سرگروه مطالعات اجتماعی متوسطه اول 99-1398
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 8 آبان 1398

آسیب های اجتماعی چیست؟

آسیب اجتماعی به هر نوع عمل فردی یا جمعی اطلاق می‌شود که در چارچوب اصول اخلاقی و قواعد عام عمل جمعی رسمی و غیر رسمی جامعه محل فعالیت کنشگران قرار نمی‌گیرد و در نتیجه با منع قانونی یا قبح اخلاقی و اجتماعی روبرو می‌گردد. به همین دلیل، کجروان سعی دارند کجروی‌های خود را از دید ناظران قانون، اخلاق عمومی و نظم اجتماعی پنهان نمایند؛ زیرا در غیر این صورت با پیگرد قانونی، تکفیر اخلاقی و طرد اجتماعی مواجه می‌شوند.

از نظر بروس کوئن یک رفتار انحرافی با توجه به هنجارهای موجود در فرهنگ تعریف می‌شود. رفتار و عملی که ممکن است در یک موقعیت یا فرهنگ خاص قابل قبول باشد، ممکن است در جاهای دیگر ناروا و غیر قابل قبول باشد. از جمله انحرافات در فرهنگ ما قتل عمد، تجاوز به عنف، دزدی، ناراحتی روانی جنون آمیز، بزهکاری جوانان، اعتیاد، فحشا و امثال آن است.

انواع آسیب های اجتماعی

۱- آسیب‌های نوپدید (شبکه‌های مجازی)

آسیب‌های نوپدید، آسیب‌های مرتبط با فناوری‌های جدید است که آسیب‌های ناشی از استفاده از ماهواره، بازی‌های رایانه‌ای، تلفن همراه و اینترنت می‌توانند در این مجموعه قرار گیرند و می‌تواند زمینه‌ساز نوع جدیدی از آسیب‌ های اجتماعی و روانی باشد. حریم خصوصی افراد آن قدر اهمیت دارد که احترام به آن در قرن حاضر از مرزهای سنتی دین و اخلاق فراتر رفته و در بیشتر کشورهای جهان ضمانت قانونی پیدا کرده است، اما شئون انسانی و اهمیت حفظ آن در فضای مجازی و امنیت اطلاعات مبادله شده با چالش‌هایی مواجه شده و سلامت اخلاقی و حتی جسمانی کودکان و نوجوانان در جامعه به مخاطره افتاده است.

اکثر والدین نیز به دلیل عدم آشنایی با اینترنت و ظرفیت‌های آن و شبکه‌های اجتماعی فضایی و فناوری‌های نوین ارتباطی، از رفتارهای آنلاین فرزندانشان در فضای مجازی اطلاعی ندارند. همین مسأله راه را برای صیادان اینترنتی باز می‌کند تا راحت تر بتوانند طعمه‌های خود را از میان افرادی انتخاب نمایند که به نوعی دچارانواع آسیب های اجتماعی هستند و بدون در نظر گرفتن تهدیدات و معایب این فضا به دنبال تفریح در آن هستند.
فضای مجازی همچنین فضایی محدود به افکار کاربران آن است که به دلیل ناشناس بودن فرستنده و گیرنده پیام، امکان سواستفاده طرفین از هم افزایش می‌یابد.



ادامه مطلب
برچسب ها: آسیب های آسیبهای اجتماعی، گروههای آموزشی نسیم شهر بهارستان 2، اسیب های اجتماعی ناحیه2بهارستان،
ارسال توسط سرگروه مطالعات اجتماعی متوسطه اول 99-1398
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 17 مهر 1398
ارسال توسط سرگروه مطالعات اجتماعی متوسطه اول 99-1398
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 17 مهر 1398

آزمون عملکردی و انواع آن

آزمون عملکردی

فرض كنید می خواهید رانندگی یاد بگیرید . در درجه اول نیاز به اطلاعات و دانستنی هایی در مورد مقررات و آئین نامه های راهنمایی و رانندگی و كاركرد وسیله نقلیه دارید كه در حیطه شناختی قرار می گیرد .

آیا این شناخت و آگاهی برای یادگیر ی رانندگی به تنهایی كافی است ؟ البته فرد باید علاقه مند به رانندگی بوده و انگیزه كافی برای یادگیری رانندگی داشته باشد . كه در حیطه عاطفی قرار خواهد گرفت اما این نیز كافی نیست . زیرافرد باید بصورت عملی و اجرایی رانندگی با یك وسیله ی نقلیه را در موقعیت واقعی آموزش ببیند ، تمرین كند و مهارت كافی را بدست آورد .كه در حیطه روانی حركتی خواهد بود .

در مثال بالا متوجه می شوید كه آزمون های كتبی به شكل امروزی به تنهایی برای ارزشیابی آموخته هاو مهارت های افراد در هر سه حیطه ی فوق كافی و مناسب نمی باشد . در این میان بنظر می رسد استفاده از آزمون های عملكرد ی در فرایند ارزشیابی مستمر قادر خواهد بود تا حدودی عیب بزرگ آزمون های كتبی را بپوشاند به شرطی كه با آزمون های كتبی تركیب یا با هم استفاده شود .

آزمون های عملی انواع متنوعی از آزمونهای كتبی عملی تا آزمون های نمونه كار را در بر می گیرد . البته آزمون های كتبی عملی به حیطه شناختی نزدیكترند اما آزمون های نمونه كار نزدیكی بیشتری با دنیای واقعی دارد .

این آزمونها در ظاهر به روش آزمونهای کتبی سنتی اجرا می‌شود. اما هدف و آنچه که سنجیده می‌شود صرفا“ دانش نیست، بازده و محصول یادگیری و یا مراحل انجام و فرایند بروز عملکرد ارزیابی می‌گردد.

برای مثال وقتی از فراگیر می‌خواهیم که یک مدل خیاطی را با قلم و کاغذ طراحی کند، یک نقشه فرضی از آنچه که به او گفته می‌شود بکشد، یک مدار الکتریکی با خصوصیات معین رسم نماید، یک نوع نمودار آماری مناسب برای داده‌های ارائه شده رسم نماید، یک داستان کوتاه بنویسد و… در پی سنجش ترکیبی از دانش و آگاهی از یک طرف و مهارت و تسلط فرد به موضوع از طرف دیگر هستیم. 

آزمونهای عملکردی معمولاً نیاز به پاسخ حرکتی یا دستی دارند و عموماً اما نه همیشه شامل دستکاری تجهیزات و وسایل عینی است که مقابل آزمونهای مداد – کاغذی مرسوم قرار می گیرد .






ادامه مطلب
ارسال توسط سرگروه مطالعات اجتماعی متوسطه اول 99-1398
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 10 مهر 1398
بازهم با پایان یافتن فصل تابستان بوی مهر در شهرها و کوچه های کشورمان پیچیده است. و باز هم مدارس چشم به در دوخته اند و به انتظار نشسته اند تا سال تحصیلی جدید را همراه با دانش آموزان آغاز کنند. با آغاز سال تحصیلی در اول مهر، میلیون ها دانش آموز به شوق آموختن، روانه مدرسه می شوند. همه ساله با شروع ماه مهر کوچه ها و خیابان ها رنگ و بوی دیگری پیدا می کنند و شور و شوق دانش آموزان جلوه زیبایی به جامعه می بخشد.سال جدید بر همه همکاران عزیز مبارک باد


http://uupload.ir/files/rrcj_17572.jpg


ارسال توسط سرگروه مطالعات اجتماعی متوسطه اول 99-1398
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 11 اردیبهشت 1398
فرهنگ جامعه = برآیند فرهنگ تک تک افراد جامعه. فرهنگ هر شخص در محیط خانواده پایه ریزی می شود، در محیط های عمومی اطراف خود؛ مانند بازی در پارک؛ مهدکودک؛ کمی متأثر می شود؛ محیط مدرسه می تواند اثر زیادی روی تغییر فرهنگ کودک داشته باشد؛ فرهنگی که طی 7 سال در محیط خانواده کسب کرده می تواند طی 4=3÷12 سال محیط آموزشی(چون تمام مدت در مدرسه نیستند)، جهت دیگری به خود بگیرد؛ و یا اینکه دوستان اطراف خود را مجذوب فرهنگ منفی/مثبت خود سازد. پس از سن بلوغ نوجوانان حرف شنوی بسیار کمی از اطرافیان خواهند داشت؛ و فرهنگ پذیر نیستند، زیرا با اندک توانائی که در تسلط بر محیط اطراف کسب کرده اند؛ گرفتار غرور شده؛ فکر می کنند که همه چیز را می دانند؛ و به نصایح؛ تذکرات؛ ... اطرافیان توجه نمی کنند؛ زیرا باورشان شده که دیگر خودشان همه چیز را می فهمند. اگر با نظراتشان مخالفتی بشود، طرفشان را بی مغز؛ تصور می کنند، و راه خود را می روند. در این دوره از زندگیشان است که مرتکب بالاترین درصد اشتباهاتِ زندگیشان می شوند. البته اشتباه اگر جانی نباشد و به سلامتِ بدن صدمه نزند، مفید نیز هست؛ و او را کم کم اصلاح می کند؛ اما زمانیست که از دست رفته؛ و صرفِ اختراع دوبارۀ چرخ کرده اند. این زمان باعثِ صدمات روحی و عصبی، به خود و اطرافیان نزدیکش می شود. در سنین بالاتر هم فرهنگ شخصی به سختی اصلاح می شود، مشکلاتی مانند مشغلۀ کاری؛ بیماری های گاه و بیگاه؛ فشارهای زندگی؛ کاهش ساعات مفید روزانه بعلت افزایش سن؛ ... زمان اندیشیدن و انتقاد از خود را بسیار کاهش میدهد.
بنابراین برای فرهنگ سازی جامعه باید فرهنگ کودکان را نظم داد؛ برای اصلاح خیلی ها شاید تنها فرصت باشد. چون متأسفانه همۀ خانواده ها قادر نیستند فرهنگ درست را به کودکانشان بیاموزند، بچه های دبستانی شرور نیز به محیط مدرسه راه می یابند، که طی 4=3÷12 سال محیط آموزشی می تواند اثرات مخربی روی دیگر بچه ها داشته باشد. این مدت(یعنی 4 سال کاری) آخرین مهلت برای فرهنگ سازی و اصلاح فرهنگ های مخرب اینگونه بچه هاست؛ که در اختیار مسئولین آموزش و پرورش کشور و معلمین قرار دارد. ما والدین دو سوم این آخرین مهلت(یعنی 8 سال) را در اختیار داریم اما از آن می توانیم حداکثر برای اصلاح فرزندان خود استفاده کنیم؛ و در مورد اصلاح آن بچه های شرور قدرت انجام کوچکترین کاری را هم نداریم، آنها در خانوادۀ دیگری هستند؛ که ما حتی نمی توانیم بدانیم چه کسانی هستند. البته قابل ذکر است که چون بچه ها دنبال علاقه های خود هستند؛ معمولا بیشتر جذب عقاید آن بچه های شرور می شوند تا دستوراتِ خشک و سختِ ما.
محیط مدرسه آخرین مهلت برای اصلاح فرهنگ جامعه است، و در عین حال بچه های شرور می توانند فرهنگ بچه های خوب را نیز تغییر دهند. پس بهترین زمان و بهترین مکان برای اصلاح فرهنگ جامعه، همان زمان های حضور بچه ها در مدرسه و محیط درسی است. اما بهترین روش چیست؟ آیا کشوری وجود دارد که روش مؤثری برای اصلاح فرهنگ جامعه یافته باشد؟ در اینجا نکته ای که بسیار مهم است را عنوان می کنم؛ شاید فرجی حاصل آید.
بهترین روش را باید از همان بچه های شرور بیاموزیم ! بچه های شرور دو مزیت نسبت به معلمین و مسئولین آموزش و پرورش دارند، که علت اصلی موفقیت نسبی آنهاست. بله آنها همواره موفق تر هستند؛ این را تعداد رو به افزون پرونده های دعاوی حقوقی در جامعه تأیید می کند. همچنین حذف شدن کتاب و مطالعه از زندگی مردم، این شکستِ محیطِ مدرسه، در نسل قبل را نشان می دهد.

مزیت اول : بچۀ شرور به سبب رابطۀ نزدیک با بچه ها از تمامی علایق هم کلاسی های خود با خبر است؛ با خود می اندیشد و از تک تک چیزهائی که دیگر بچه ها دوست دارند، برای پیشبرد خواسته های منفی خود استفاده می کند. گاهی موفق و گاهی ناکام می ماند، اما او چهار سال کاری (در محیط مدرسه) وقت در اختیار دارد و در مجموع متأسفانه موفقیت های زیادی کسب می کند؛ و فرصتهای بی شماری را از والدین و معلمین می رباید، فرصت های بی شمار برای اصلاح فرهنگ بچه های شرور و حتی برای اصلاح بچه های خوب قبل از مدرسه. در این بین نه تنها آن بچه های شرور اصلاح نشده اند؛ به تعداد آنها اضافه هم می شود؛ متأسفانه.
مزیت دوم : مدت زمانی که بچه ها(در طی روز) برای خود آزاد هستند را نیز چهار سال کاری در نظر بگیرید؛ زمانی که برای استراحت و بازی در اختیار دارند. بچه های شرور برای بخشی از این زمان برنامه ریزی می کنند، با توجه به علایق دوستان خود که به خوبی از آنها با خبر است؛ پیشنهاد انجام برنامه هائی را در وقت استراحت و بازی آنها مطرح می کند؛ او می داند پیشنهاداتش پذیرفته می شود، و با خیال راحت نحوۀ استفادۀ خود از آن برنامه ها را طراحی می کند. بچه ها نیز دنبال کردن علاقۀ خود را، به اجرای دستورات و تذکرات والدین ترجیح می دهند، و راهی برای انجام برنامه های پیشنهاد شده، پیدا می کنند. حتی در بیشتر موارد بعلت اینکه عکس العمل نزدیکان خود را می داند به آنها برنامۀ پیشنهادی را نمی گوید؛ متأسفانه.
حتی بچه های شرور نیز قابل تغییر هستند، بخصوص وقتی می بینند اکثریت بچه ها که حرف شنو هستند؛ دارند برنامه های سرگرم کننده و جالبی را انجام می دهند؛ روی علائق آنها نیز اثر گذاشته و کم کم جذب برنامه های مدرسه و معلمین می گردند. اما این اتفاق وقتی می افتد که مسئولین مدارس بتوانند علائق غالب بچه های کلاس را تشخیص داده و بر مبنای آن برنامه های مفرح و آموزنده و مفید را برای گروه بچه ها تدارک ببینند، و اجرا کنند. این برنامه ها می تواند تغییر در نحوۀ آموزش یک درس و تبدیل آن به یک بازی گروهی؛ طراحی مسابقاتِ دوره ای؛ بازدید گروهی از طبیعت و آموزش گیاهان؛ ... یا هر گونه برنامۀ مفیدی که بر مبنای علاقۀ اکثریت افراد کلاس تدارک دیده شده، باشد. این برنامه ها باید صبح اول وقت و با اطلاع رسانی قبلی به والدین اجرا گردد. در مراحل کامل تر میتواند برنامه یک روزه یا دوروزه انجام شود؛ که البته نیاز به تدارکات و پشتوانۀ مالی خواهد داشت و در عوض اثربخشی مؤثرتری به دنبال خواهد داشت. در مورد موضوعاتِ فوق برنامه بهتر است، از تجربیات کشورهای دیگر مثل کشور ژاپن استفاده نمود.
بهترین زمان برای درج این برنامه ها دوران ابتدائی است که حرف شنوی شخص در حد نرمال است، اما چون تعداد این برنامه ها بسیار زیاد و قابل درج در این 9 سال نیستند، باید موضوعات با توجه به نیاز جامعه اولویت بندی شوند و در برنامه آموزش و پرورش قرار گیرند، بطوریکه کارآئی جوانان در جهت مورد نیاز جامعه قرار داشته باشد. انجام درست این کار و تعیین سیلابست و موضوعات درسی کاری بسیار تخصصی؛ تجربی؛ و گروهی است، لذا باید از تجربیات مفید دیگر کشورها نیز استفاده شود. اگر این کار درست و مؤثر انجام نشود؛ و اگر علاقۀ جوانان به موضوعات سالم جذب نشود؛ موضوعات را علاقۀ دانش آموزان بانفوذ در مدارس تعیین می کنند، و آنها هستند که هم دوره ای های خود را با موضوعاتِ کژ آموزش می دهند، که جامعۀ آتی را به انحراف می کشانند. ریشۀ فرهنگ کشورها در همین مدارس پایه گذاری می شود، اگر متخصصین جامعه نتوانند با تدوین موضوعات درسی سالم کنترل را بدست گیرند، علاقۀ دانش آموزانِ با نفوذ؛ فرهنگ جامعۀ آتی ما را پایه گذاری می کند، که نتیجه ای کاملاً تصادفی (Random)؛ با برآیندِ منفی، در پی خواهد داشت. برخی موضوعات کلی و سالم در زیر ذکر میشود، تا مفهوم بهتر منتقل شود.
مثلا با وجود پیشرفت IT و کامپیوتر در اکثر مشاغل جامعه در طی سالیان اخیر، شاید بهتر باشد زبان انگلیسی را که پیش نیاز و پایۀ آموزش کامپیوتر است، از اواخر دبستان به دانش آموزان بیاموزیم و سپس کامپیوتر را به آنها بیاموزیم، بطوریکه در 9 سال اول تحصیلات کامپیوتر را حداقل مانند یک کارمند بانک بدانند. برنامه نویسی با کامپیوتر می تواند اوقات فراغت دانش آموز را پر کند؛ و او را از گرفتار شدن در اثراتِ منفی برنامه های بچه های شرور باز دارد. استفاده روز افزون کامپیوتر نیاز دارد آموزش زبان انگلیسی از کلاس ابتدائی به بچه ها آموزش داده شود، تا قبل از کلاس ششم خواندن؛ نوشتن؛ و تلفظ کلمات انگلیسی؛ را، آموزش دیده باشند. پس از آموزش طراحی آلگوریتم برنامه نویسی، می توانند آموزش یک زبان برنامه نویسی کامپیوتری؛ مانند VBA یا BASIC یا C++ یا ... را شروع کنند. پیشنهاد می شود آموزش طراحی آلگوریتم را آموزش و پرورش به عهده بگیرد(50 تا 75 درصدِ کار)، و آموزش برنامه نویسی را فقط بچه های علاقمند، با کلاس های خصوصی تکمیل کنند. برنامه ریزی باید طوری باشد که آموزش طراحی آلگوریتم در سنین 10 تا 12 سالگی؛ و آموزش برنامه نویسی کامپیوتر در سنین نوجوانی(بخصوص 10 تا 15 سالگی)، قابل اجرا باشد؛ و به پایان برسد. در سیستم کنونی؛ بعد از دیپلم امکان یادگیری برنامه نویسیی کامپیوتر برای جوانان فراهم می شود، که بسیار دیر است، و عملاً فرصتِ تربیتِ برنامه نویس در سطح کشور؛ از دست می رود. بعد از دیپلم دوران بلوغ اتفاق می افتد؛ و جوانان درگیر جستجوی شغل و انتخاب همسر و اینگونه نیازهای اساسی می شوند؛ فکرشان از 50 تا 80 درصد اشغال می شود. باید با هر آنچه که آموخته اند؛ شغل و حرفه ای برای خود فراهم کنند، تا بتوانند ازدواج کنند. بعد از ازدواج هم ... تا چهل الی پنجاه سالگی عموماً نمی توانند به آموزش هیچ حرفه ای بصورتِ جدی بپردازند. نیاز به برنامه نویسان مُجرب در دنیا بصورتِ چشمگیری رو به افزایش است. دلیل عملی من پیشرفت چشمگیر هندوستان در نرم افزار نویسی؛ و صدور نرم افزار به دیگر کشورها است. در کشور هندوستان همه بچه ها زبان انگلیسی را بلدند و کامپیوتر را در کلاس های ابتدائی آموزش می بینند؛ و حتی با کامپیوتر امتحاناتِ خود را پس می دهند. کلاً بچه ها به بازی های کامپیوتری علاقۀ زیادی نشان می دهند؛ از این علاقه باید برای آموزش آلگوریتم کامپیوتری؛ و سپس آموزش یک زبان برنامه نویسی کامپیوتر به آنها استفاده کنیم. نیاز به اپراتور و برنامه نویس مجرب در کامپیوتر، روز به روز در دنیا بیشتر می شود. این روزها کسی که کامپیوتر بلد نیست، نمیتواند خیلی از کارهای روزمره را نیز بدون کمک دیگران انجام دهد.
موسیقی از ندرت مواردی است که؛ همه به آن نیاز دارند، و باید هر روز از آن استفاده کنند. حال آنکه آموزش الفبای موسیقی و نواختن یک ساز در هیچ زمانی جزو دروس ابتدائی قرار نگرفته است. این زنگ خطری استکه انحراف سیستم آموزش و پرورش را نشان می دهد، همچنین نشان میدهد؛ کسی اهمیت موضوعات درسی 9 سال تحصیل و عواقب آن را باور ندارد. تبحر در نواختن موسیقی با یک ساز می تواند اوقات فراغت دانش آموز را پر کند؛ و او را از گرفتار شدن در اثراتِ منفی برنامه های بچه های شرور باز دارد. بعلاوه کار روزانه و مستمر با آلات موسیقی مانند پیانو؛ سنتور؛ دُمبک؛ که هر دو دست را باهم بکار می گیرد، باعث فعال شدن هر دو نیکرۀ مغز می شود، و فعال شدن هر دو نیمکرۀ مغز توانائی مغز را 5 برابر می کند نه 2 برابر؛ چون ارتباط بین دو نیمکرۀ مغز نیز تقویت می شود. هر پدر و مادری که این مطلب را درک کرده؛ خودش با کلاس خصوصی این نقیصه را برطرف می کند؛ که البته تعدادِ آنان بسیار کم است. نواختن آلاتی که از هر دو دست استفاده شود؛ اولویت دارد، مانند: پیانو یا اُرگ؛ سنتور؛ تنبک.
آموزش چرتکه و شورتکاتهای ریاضی، بخاطر اثرات مثبتش روی آموزش ریاضیاتِ پایه، و جذب علاقۀ دانش آموز نیز؛ باید از نظر اولویت بندی و نیاز جامعه بررسی شود. مسلماً همه معلمین با تجربه و نیز متخصصین جامعه شناسی و ... نیز باید در تعیین اولویت بندی نیاز جامعه شرکت داشته باشند. کار با چرتکه می تواند اوقات فراغت دانش آموز را پر کند؛ و او را از گرفتار شدن در اثراتِ منفی برنامه های بچه های شرور باز دارد.
نکته مهم: در سنین بازنشستگی و پیری نیز باید آموزش افراد ادامه یابد. اما نه توسط آموزش و پرورش بلکه توسط نهاد دیگری مانند سازمان بازنشستگی کشوری. موضوعات آموزشی لازم نیست اولویت بندی شود، بلکه علاقۀ شخص باید تعیین کننده باشد. مثلا ممکن است یکنفر به یک ساز موسیقی علاقمند باشد؛ یکنفر به کار با چرتکه؛ یکنفر به شطرنج؛ کوهنوردی؛ ... اما نکتۀ مهم گردهم آوردن، هدایت، و دادن انگیزه به مردم در این سنین است.
کیومرث نمیرانیان


ارسال توسط سرگروه مطالعات اجتماعی متوسطه اول 99-1398
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 19 اسفند 1397
با رسیدن به انتهای ماه اسفند و شروع تعطیلات نوروزی همیشه این نگرانی که تعطیلات چند هفته ای نوروزی سبب دوری دانش آموزان از محیط آموزشی و درس و درنتیجه فراموشی درس های آموخته قبلی می شود.
از درس علوم اجتماعی  همیشه می توان در سفرهای نوروزی برای بکار گیری آموخته های نظری دانش آموزان  و در نتیجه جلوگیری از این فراموشی ها استفاده کرد :
اولین کار این که می توان از دانش آموزان خواست با"رعایت حریم خصوصی " خود و خانواده شرح مختصری از نحوه گذران این تعطیلات را در پوشه کاری خود قرار دهند . شرح مختصری از مکان هایی که در تعطیلات نوروزی به آنجا سفر کرده اند نوشته و ویژگی های انسانی و طبیعی آنجا را بیان کرده و فاصله آن منطقه را با مرکز استان یا پایتخت بیان کند.
ارایه گزارش مختصری از فرهنگ و آداب و رسوم مردم شهری که دانش آموز به آنجا سفر کرده است کمک بزرگی است تا نگاه اجتماعی و روحیه احترام به فرهنگ های مختلف را در دانش آموز تقویت کرد.
گرفتن عکس از طبیعت و همچنین از آداب و رسوم مردم و تفسیر آنها از نظر اجتماعی و جغرافیای کمک شایانی به خود دانش آموز و همچنین باقی همکلاسی ها خواهد بود.
در پایان امید است تعطیلات نوروزی باعث شادابی و طراوت دانش آموزان برای آغاز سالی جدید ، سالی پر از موفقیت برای مردم ایران باشد


ارسال توسط سرگروه مطالعات اجتماعی متوسطه اول 99-1398
(تعداد کل صفحات:4)      [1]   [2]   [3]   [4]  

آرشیو مطالب
نظر سنجی
آیا از عملکرد (اطلاع رسانی، نو و بروز بودن محتوا، کاربردی بودن مطالب و...) وب سایت گروه های آموزشی ناحیه دو بهارستان رضایت دارید؟





صفحات جانبی
دبیرخانه های استانی
امکانات جانبی
ذکر روزهای هفته



در این وبلاگ
در كل اینترنت


یک پیام بفرستید
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو